پيشينه تاريخی اردبيل

اماکن قديمی

وضعيت فعلی شهر

جاهای ديدنی

درباره اين سايت

خوش آمديد ! Farsi Keyboard ورود عضو

 

پيغام اصلی
از مباحث فرهنگ و سياست و جامعه 
عنوان امیرکبیر و دوستان و دشمنان وی 
نويسنده م-ج 
زمان ايجاد 5/26/2005 11:54:18 PM 
پيغام امیر کبیرودوستان ودشمنان وی

تابحال درخصوص امیر کبیر زیاد نوشته شده است وغرض از نوشتن این مقاله تکرار مکررات نیست ، بلکه مسائل ومواردی ازتاریخ دوران امیرکبیر است که تحت تحریفات نویسندگان دوران پهلوی درغبارابهام باقی مانده وحقایق به رشته تحریر درنیامده است همه نویسندگان ازامیر کبیر به عنوان مصلح واصلاح طلب نام برده اند که درواقع نیز چنین است ، ولی منظور اصلی از اصلاحات امیر راکه درواقع مواضع وجهت ضد استعماری اوبود بطور آشکار ذکر ننموده اند واین نیز بخاطر سلطه مورخان ونویسندگان استعماری برشرایط واوضاع واحوال جراید ونشریات گذشته بوده است.
همانطوریکه سعید نفیسی فرموده اند: " نوشتن تاریخ ایران درزمان قاجار ها از ضبط همه سوانح تاریخ ایران دشوار ترست. زیراکه هنوز نفع ها وغرض ها درباره این خاندان وکسانی که یار ویاورشان بوده اند فرو ننشسته وهنوز بسیاری از صحایف تاریخ گرفتار این دوستیها ودشمنی های نادرست وناموجهست . " (تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران – جلد اول ص 1)
میرزاتقی خان ، پسر مشهدی قربان هزاوه ای فراهانی ، هردودرخدمت خاندان قائم مقام فراهانی بوده اند ودراین راستا، میرزاتقی خان توانست تجارب شایسته ای راکسب نموده وبالیاقت وکاردانی مدارج ترقی ورشد راطی نماید. " وی پس از منشی گری محمد خان زنگنه امیرنظام ، مستوفی نظام شد ودیری نگذشت که به وزارت نظام آذربایجان رسید وازاین به بعد کارش بالاگرفت ." ( صدر اعظمهای سلسله قاجار – پرویز افشاری – ص 141و142) بعد ازمرگ محمد شاه ، بادردست داشتن وزارت آذربایجان که درواقع بزرگترین ومهمترین ایالت " ممالک محروسه ایران" بود وهمینطورمنصب سرتیپی ، باناصرالدین شاه به تهران عزیمت نمود وپس از جلوس ایشان برتخت سلطنت به مقام صدارت منصوب گشت.
امیرکبیر قبل از صدارت ، سه وظیفه مهم خارج از کشوررانیز به خوبی انجام داده بود که یکی از آنها همراهی باهیئت عذرخواهی ازدولت روسیه به علت قتل گریبایدوف ، به ریاست خسرومیرزافرزند دوم عباس میرزا بود.دیدوبازدید ازترقیات روسیه بزرگترین سفر امیرکبیر به روسیه بود که تاثیرشگرفی درایشان داشت، ودیگری ریاست هیئت ایرانی ، جهت مذاکره بادولت عثمانی وعقد معاهده ارزروم بود که آنرانیز بادرایت کامل به انجام رسانیده بود. درمدت توقف دراین شهر میرزاتقی خان فرصت داشت تنظیمات واصلاحات مملکت عثمانی را بدقت مطالعه کند. ( تاریخ روابط سیاسی .... ج 2 ص 605 )وآن دیگری ملاقات امیر کبیر باتزار روسیه درایروان به همراه ناصرالدین میرزا ولیعهد 8 ساله بود.
این سه مسافرت مهم امیر درشکل گیری شخصیت سیاسی ودید سیاسی وی ونیز شناخت سیاستمداران بین المللی وشگردها ودسایس آنها درسیاست های خود امیر ، تاثیر بسزایی داشته است.
ازهمان دوران اولیه قدرت یابی امیرکبیر موضع ضد استعماری ایشان مشخص گردید ، طوریکه وقتی محمد شاه درگذشت وناصر الدین شاه قصد حرکت به سوی تهران راداشت شاه جوان طبق روال گذشته قبل از عزیمت از تبریز حفاظت وحمایت ارمنی های ساکن تبریز رابه عهده کنسولگری انگلستان واگذار نمود ." امیر کبیر از این اقدام شاه برآشفته شده گفت : "برازنده یک دولت مستقل نیست که صلاح امور اتباع خود را به دست عمال یک دولت خارجی بسپارد واین رااز خویش سلب کند." ( صدراعظمهای سلسله قاجار –ص 150و 151)
کلنل شیل وزیر مختار انگلیس ازامیرکبیر گله داشت که: " مردم راباتهدید وتنبیه ازارتباط باسفارتخانه انگلستان بازداشته وازوزیر آذربایجان شکایت داشت که علنا اظهار میدارد همانگونه که امیرکبیر درمرکزمردم راازآمد وشدبه سفارتخانه انگلیس منع کرده اوهم ماموراست نگذارد مردم آذربایجان باکنسول انگلیس آمد ورفت داشته باشد. (امیر کبیر...ص 230)
این مواضع ضد استعماری وبیگانه ستیزی امیر کبیر بود که ایشان راقربانی نمود. استعمارهرگز نمی خواست ایران ترقی نماید درنتیجه صدارت امیرکبیر راتحمل نکرده وبرکناری وی رابه جز باقتل وی رضایت نمی داد. باقتل امیر کبیر جناح ضد استعماری دولت قاجار در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه از جناح انگلوفیل وروسوفیل شکست خورد وزمینه برای حراج مملکت وامتیازات غارتگرانه آغاز گشت . برای اینکه پی به ماهیت اصلی این دوجناح عمده پی ببریم ، لازم است مروری مختصر برروند شکل گیری این دوجناح بیندازیم :
بنا به نوشته محمود محمود " دراواخر سلطنت فتحعلی شاه ، بواسطه نفوذ عباس میرزا نایب السلطنه ، یک عده رجال آذربایجانی مصدر کارشدندونایب السلطنه نیز ازآنها حمایت می کرد، درمقابل اینهاهم یکعده رجال درباری طهرانی وجود داشتند که آنها جدا مخالف رجال آذربایجانی بودند. رفته رفته این مخالفت اهمیت پیدانمود ودودستگی بین رجال درباری ایران بوجود آمد. یکی را دسته رجال درباری طهرانی ودیگری رادسته رجال آذربایجانی نامیدند."(تاریخ روابط سیاسی ایران وانگلیس درقرن نوزدهم میلادی – جلد دوم صفحه 629) درنتیجه همین دودستگی بودکه جناح بندی های عمده واساسی دردرون دولت قاجار وحتی جامعه آن روزی ایران شکل گرفت درجزء عده آذربایجانی هاآن کسانی بودندکه اول دراطراف عباس میرزانایب السلطنه بودندوپس ازمرگ اودورمحمدشاه را که فرزندش بود ، گرفتند وتااوائل سلطنت ناصرالدین شاه هم اینهانفوذ داشتند وبعد از مرگ میرزاتقی خان امیر کبیر(که حامی سرسخت جناح آذربایجانی هابود) دوره آنها سپری شد. عمال دولت انگلیس دراین مدت سروسرشان بادسته درباری تهرانی یا به قول خودشان رجال فارسی زبان، هم افق ونسبت به آنها همیشه خوشبین بودند وخیلی هم سعی داشتند که اگربتوانند، دولتی ازفارسی زبانان درجنوب تشکیل بدهند، تاباین وسیله مقاصد آنهابهتر به نتیجه برسد وادعا میکردند که عنصر خالص، ایرانی های فارسی زبان هستند واینهاهستند که برله(وبه نفع) انگلیسیها مشغول کارند. ولی بعد از غلبه برامیرکبیر وجناح ترکان از آنجایی که کم کم برسرنوشت تمام ممالک محروسه ایران تسلط پیدامی کردند از آن مقاصد کوچکتردست برداشتند. اما رجال آذربایجانی وقشون آذربایجان ، همراه عباس میرزانایب السلطنه (علاوه برجنگ های وی باروسیه تزاری ویادرافغانستان) درجنگهای یزد، کرمان وخراسان (درفتنه بابیه که به تحریک انگلیس وعوامل داخلی آنها که همان جناح رقیب عباس میرزا بود) فداکاریهای زیادنموده وجلو افتاده بودند. شجاعت ورشادت آنها دراین جنگها به تمام ایرانیان معلوم شده بود وهمه کس میزان قدرت ونفوذ آنها را فهمیده بود.ودرواقع این آذربایجان بود که که به رهبری عباس میرزا باروسیه یکی ازدوابرقدرت آن دوران می جنگید. حتی غرامتهای جنگ نیز بطورعمده بر عهده عباس میرزا که ولیعهد ووالی آذربایجان بود انداخته شده بود واین برای مردم آذربایجان خیلی گران تمام شد. یکی ازدلایل عمده شکست عباس میرزا ازروسها به علت عدم حمایت لازم توسط فتحعلی شاه به خاطر عیاشی ها وخوشگذرانی های آنچنانی وی ودوم حسادت وعدم پشتیبانی سایر نقاط ایران از آذربایجان بوده است. درتایید این نظرنقل قولی ازاستاد نفیسی می آوریم:" عباس میرزا درآذربایجان می بایست به تنهایی ازدرآمدهای آن ایالت مخارج لشکرکشی وجنگهاو لشکریانی که گاهی شماره آنها به سی هزارمیرسید بپردازد وگاهی نیزهزینه توپ ریزی وساختن اسلحه بااو بود. " ( تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران – جلد 2 – ص 9)
هرچند تاموقعی که فتحعلی شاه زنده بودتمام اموردولتی دردست رجال فارسی زبان بود، حتی حکام ولایات وایالات نیز(منهای ایالت آذربایجان که تحت فرماندهی بی بدیل وبی رقیب عباس میرزاولیعهد ونایب السلطنه بود) ازآنهاانتخاب میشدند ولی بعد ازمرگ فتحعلی شاه این ترتیب بکلی تغییرکرد. رجال آدربایجانی همراه شاه جدید(محمد شاه پسر عباس میرزای متوفی) به طهران آمدند ودورشاه راگرفتند که از جناح آذربایجانی حمایت می کرد. باآغاز پادشاهی محمد شاه وفوت فتحعلی شاه ، دوران مماشات وسازش باانگلیس وعوامل داخلی آنها هرچند به طور موقت به پایان رسید. از این پس به همه جا حاکم ترک زبان مامورگردیدوهمراه هریک ازآنها یک عده نظامی آذربایجانی اعزام شد که ازحکام آذربایجانی حمایت کنند وطولی نکشید که تمام رشته های اموردولتی به دست رجال ترک زبان افتاد که همه آنها آذربایجانی بودند."(به طورخلاصه از تاریخ روابط سیاسی ایران وانگلیس جلد دوم )جمعیت آذربایجانی هابه رهبری صدرالممالک بود.
باغلبه جناح آذربایجانی برجناح فارسی دردوران سلطنت محمد شاه ، جناح رقیب باحمایت انگلیس شروع به ضدیت وایجاد آشوب دراکثر مناطق ایران نمودندکه مهمترین آنها درافغانستان وجنوب ایران بود. درحقیقت ایران را از جنوب دچار محاصره نظامی واقتصادی گردانید.همچنین همکاری انگلیس به نمایندگس لایارد بامحمد تقی خان رئیس ایل بختیاری برای تشکیل دولت مستقل بختیاری جهت فشار برمحمد شاه بوده که درحال تسخیر هرات بوده است . البته انگلیسیها قصد داشتند که خوزستان وشیراز واصفهان رانیز تصرف کنند. جنوب ایران کم جمعیت ودرمواردی طبق قول نویسندگان دوره قاجار شهرهایی مثل " شوشتر ودزفول مخروبه وحقیقتا جزء شهر به شمار نمیآید." ( تاریخ روابط سیاسی ... ص 496 ج 2 ) ایلات سخن اول را می زنندبرای نمونه " وسعت خاک بختیاری از فریدن ومحال اصفهان وسمیرم فارس تاخوزستان وبهبهان ولرستان است ، قوه وآزادی آنها خیلی است." (همان)
فرستادگان انگلیس به ممالک شرقی بسیار آزموده بوده و" درمکتب مخصوصی تربیت یافته بودند." آنهاابتدا به صورت تجارت توسط تجار حرفه ای عوامل مورد نظرراپیدا نموده سیاست خود رابکار می بردند.
مستشاران نظامی ودیپلمات های ورزیده وکار کشته انگلیس بصورت کارشناس فنی تلگراف درمرکز وگوشه وکنار ایران بکار پرداخته وبامردم عادی وامراء وحکام وسران ومتنفذان سراسر کشور تماس برقرار می نمودندوضمن اینکه اطلاعات گران بهایی رامخصوصا درجنوب ایران جمع آوری می کردند جای پای انگلیس رامحکم می کردند.
کونت دوگوبینو فرانسوی می نویسد " دورهبر( باصطلاح) واقعی شیراز عبارتند از: حاجی قوام وایلخانی فارس که بطورجدی دست نشانده انگلیسها هستند، پسر حاج قوام نیز که حاکم بوشهر است ، بدون جنگ ، تمام تسلیحات خود راتسلیم انگلیسها کرده است... شایع است که به هرسرباز دوفوجی که دربوشهر بانگلیسها تسلیم شده اند ، دوتومان پرداخته واجازه مرخصی داده اند." ( به نقل ازامیرکبیر... ص 373)
از برخی شورشهای دیگر درهمان دوران می توان ازشورش صوفی اسلام درافغانستان ، خواجه یوسف کاشغری ازبین ترکمنها ، شیخ احمد احسانی از حوزه علمیه نجف ، سید کاظم رشتی وغیره .
سرهنری رالینسون انگلیسی درکتاب خود به نام انگلیس وروس درشرق باموضع حق به جانب ورهایی بخش می نویسد: " هنگامیکه مابه خلیج فارس لشکر فرستادیم ، درفارس واصفهان هیچ نوع مخالفتی نسبت به قشون اعزامی ما نشان داده نشد بلکه مردم خیلی خوشحال بودند که بوسیله این قشون گریبان خودشان راازدست حکام ترک زبان خلاص خواهند نمود." انگلیس بااین سیاست وموضع وارد ایران شده وباجلب نظرسران جناح مخالف ، جای پای محکمی رابرای خود ومقاصد آینده خود ایجاد نمود.
" انگلیس ببهانه بازرسی ، کشتیها وتجار ایرانی رابقدری تحت فشارقراردادند وخرابکاری وموانع ومشکلات رابحدی رسانیدند که بسیاری ازصاحبان کشتی برای ادامه کسب وکار خود مجبور شدند تبعیت انگلستان رااختیار کنند وبیرق ایران راازکشتیهای خود بردارند وبجای آن پرچم انگلستان رابرافرازند. " (امیرکبیر... ص 272)
" ازاشخاص معروفیکه جزء دسته فارسی زبان بودندیکی اله یارخان آصف الدوله است که باعث فتنه خراسان شد ویکی هم میرزا آقاخان نوری است." که بعد ازقتل ناجوانمردانه امیر کبیر صدراعظم ایران شد که "دستورهای مهمی داشت که باید به نفع دولت انگلیس دراین مقام عالی اجرا می کرد."
"بعدازقتل میرزا تقی خان امیرکبیر رجال فارسی زبان ایران نفس راحتی کشیدند که مخالف بزرگ آنها از بین رفت ودنیا بکام آنها شد."
سؤالی که اینجامطرح است اینست که چراآصف الدوله ومیرزاآقاخان نوری وامثال آنها که درراس جناح فارسی زبان قرارداشتند ، درمقابل آذربایجانی ها وجناح عباس میرزا ومحمد شاه وامیرکبیر، آنهم با توسل به استعمار انگلیس جبهه بندی نمودند؟
اللهیار خان آصف الدوله درزمان فتحعلی شاه ودردوران جنگهای اول ایران وروسیه صدراعظم بود درطول آن جنگ" به ایران خیانت کرده وازرساندن کمک به سپاه ایران خودداری نمود ودرنتیجه لشگرایران درجنگ گنجه روز 23 ربیع الاول 1242 شکست فاحشی ازروس خوردوتمام پیشرفتها وفتوحاتی که درسه هفته اول جنگ نصیب ایران شده بود ازدست رفت. یکسال بعد هم دراثر بی لیاقتی وسهل انگاری اوسپاه ایران درجنگ قلعه عباس آباد منهزم شد وقلعه بدست روسها افتاد ودرسال 1244 هم که ازطرف شاه مامور حفظ تبریز بود بی کفایتی او باعث سقوط تبریز شد، این بی کفایتی ها باخیانتها خشم فتحعلی شاه رابجوش آورد آصف الدوله را درارک تهران به توپ بست وچوب زد.(امیر کبیریاقهرمان مبارزه بااستعمار ... اکبر هاشمی رفسنجانی- ص 180)
دوزن گرجی که برسرآنها گریبایدوف به قتل رسید درخانه آصف الدوله اقامت داشتند وبه احتمال یقین خود وی دراین ناآرامی دست داشته است تاازآب گل آلود ماهی بگیرد. که بادرایت عباس میرزابه خیرگذشت.
وقتی که امیر کبیر به صدارت رسید آصف الدوله به حالت تبعید درنجف اشرف به سرمی برد. ولی درتبعید هم ازتوطئه وخیانت دست برنمی داشت وبه تحریک وتشویق او پسرش سالار که حاکم خراسان بود سربه شورش برداشت وسالهاموجب ناامنی وسوء استفاده یاغیان وفرقه های مختلف مذهبی که توسط انگلیس جهت تضعیف دولت قاجار وبخصوص امیرکبیر حمایت می شد گردید.شورش خراسان به رهبری سالار رااز دسایس میرزا آقاخان نوری دانسته اند.هرچند امرای مازندران ابتدا به قیام سالار گرایش داشتند ، ولی بنا به تشخیص وصلاحدید انگلیس ازاین کارمنصرف شده وروی به تهران آورده وجناح میرزا آقاخان نوری راتقویت کردند. دربهار سال 1849 میلادی یک عده قشون عازم خراسان شده که درنتیجه شهرمشهد سقوط نموده تسلیم شد " و خودسالار هم درحرم حضرت رضاپناهنده گشت ولی اوراازحرم بیرون آورده به قتل رسانیدند. " (تاریخ روابط سیاسی ... ج 2 ص 617) حمایت بریتانیاازسالاربقدری علنی بودکه ناسخ التواریخ مینویسد: " انگلیسیها همیشه ازیاغیان دولت حمایت میکردندومیخواستند بدست سالاردولت راضعیف کنند." ولی بالاخره امیرکبیر توانست بافرستادن شاهزاده سلطان مراد میرزاحسام السلطنه به خراسان غائله انگلیسی خراسان را سرکوب نموده وسالاررابه قتل برساند.
علت اینکه افرادی مثل آصف الدوله به دولت قاجار خیانت می کردند این بود که اولا انگلیس دولت قدرتمندی را درهمسایگی هندوستان وافغانستان نمی خواست ثانیا نفوذ وقدرت عباس میرزا و وارث اورا برخلاف منافع خود می دانستند وبه نحوی می خواستند جلونفوذ وحاکمیت آنهارابگیرند. وجناح رقیب حسادت عجیبی رااز خود نسبت به عباس میرزا وحامیان وی درخود احساس می کردند.ثالثا رشد ناسیونالیسم فارس به صورت شوونیسم شروع شده وتوسط انگلیس مورد حمایت قرارمی گرفت .
اما درخصوص میرزا آقاخان نوری محرک اصلی قتل امیرکبیرومجری سیاستهای انگلیس درایران " قبلابه دستورمحمد شاه به جرم جاسوسی 200 ضربه شلاق خورده بود " ( امیرکبیر... ) ودرحدود سنه 1262 قمری به خاطر روابط نامشروع باملکه مهد علیا ، مادر ناصرالدین میرزا صد ضربه شلاق خورده وبه کاشان تبعید شده بود... ( تاریخ روابط سیاسی ایران وانگلیس ... ) وبه همان دلایل نیز به کاشان تبعید شده بود. ولی به محض دریافت مرگ محمد شاه " باعجله به تهران آمد ومورد استقبال مهد علیا قرار گرفت وبرای ازمیدان بیرون کردن رقبای خود یکسره به سفارت انگلیس رفت." (امیرکبیر... ص 38) تابدین طریق ارادت خودرا به استعمار نشان دهد. وقتی که ناصرالدین شاه دوباره خواست وی رابه کاشان تبعید نماید سفارت انگلیس واسطه گی نموده مانع آن کارشد. زیرا که انگلیس دوری آقاخان نوری راازدربار وتهران نمی خواست. چون آقاخان رئیس جناح فارسی هیئت حاکمه واز رجال مخالف آذربایجانی هابود. بنابه صلاحدید امیرکبیرازآنجایی که مهد علیا وانگلیس حامی میرزاآقاخان بودند نخواست وی رابرکنار نموده موجب فتنه وفساد اوگردد.حتی امیر کبیر به وی لقب اعتماد الدوله داد. غافل ازاینکه نگهداشتن میرزا آقاخان دردربار مار درآستین خود پروردن بوده است . امیرکبیر فکر می کرد از طریق نوع دوستی ودموکراسی می توان امثال میرزا آقاخان نوری راآرام کرد. واین بزرگترین اشتباه امیرکبیر بود." میرزاآقاخان نوری درعوض این محبتها، همینکه میرزاتقی خان امیر کبیر از کاربرکنارشد وصدارت به او تعلق گرفت، اول شرطی که برای قبول مقام صدارت خود نمود همانا قتل میرزاتقی خان امیرکبیر بود. "طبق نوشته صدراتواریخ میرزاآقاخان نوری" آخرالامربادولت دوشرط کرد، یکی آنکه میرزاتقی خان اتابک اعظم رامعدوم الاثرنمایند تاازروی اطمینان دراین کارمداخله نماید، دیگر آنکه اگرروزی ازمیرزاآقاخان خطایی دردولت دیده شود یاسعایتی به عمل آید جان اودرامان باشد وبه هلاکت نرسد." ناصرالدین شاه هم شرط صدارت را چون میرزاآقاخان تحت الحمایه انگلیس بود، خروج از تحت الحمایگی آن کشوردانست!؟ "باروی کارآمدن میرزاآقاخان بهره براداری انگلیسی ها ازموقعیت به دست آمده آغاز گردید. وی نیزشروع به اجرای وعده هایی نمود که قبل ازصدارت به انگلیسی هاداده بود."( صدراعظم های سلسله قاجاریه – ص 169)
"درانتخاب وانتصاب میرزاآقاخان نوری به وزارت ومعاونت امیرکبیر، سفیر انگلیس دخالت داشت. واین مرد ازدست نشاندگان دیپلماسی انگلستان درایران وتاپایان عمر خدمتگزارصدیق وباوفای آن دولت بود. شرح توسل وی به سفارت انگلیس وتوصیه سفیر به ناصرالدین شاه وپافشاری او درانتصاب میرزاآقاخان به صدارت، درغالب منابع داخلی تاریخ قاجاریه ذکرشده است. " ( ایران دردوره سلطنت قاجار- زیرنویس ص 158 ) میرزاآقاخان نوری " برای حفظ مقام خود تمنای هیچکس را برای دادن مستمری رد نمینمود. " فوج مستحفظ محمد شاه روی کاغذ چهارهزارنفرآمده بود اماعده حقیقی آنها ازسیصد نفرتجاوزنمیکرد. درصورتیکه مواجب چهار هزارنفرپرداخت میشد. " ( تاریخ روابط سیاسی ... ج 2 ص 612 ) زیراکه میرزاآقاخان نوری امیرلشکربود. عدم دریافت رشوه وتعارفات ونیز بی اعتنایی به تجملات نیز ازمواردی است که موجب تقویت مخالفین امیر گردید ، زیراکه همان رشوه هایی که می توانست به جیب امیربرود برعلیه ایشان بکاربرده شد.
جناح مخالف محمد شاه وامیرکبیر آنچنان درسازش با انگلیس عجله داشتند که گرانت واتسن منشی سفارتخانه
انگلیس درتهران مینویسد :" هنوز محمد شاه لحظه واپسین عمر خود رادرست بپایان نرسانده بود که عده زیادی از درباریان بانفوذ او شبانه از درون کوچه ها وباغهای تجریش به محل سفارت انگلیس شتافتند . سفارت درنظر آنها مانند سایه تخته سنگی بزرگ دربیغوله ای محسوب می گردید." ( تاریخ ایران دوره قاجاریه ص 333 به نقل از امیرکبیر)وهمینطورجمعی ازرجال درباری من جمله مستوفی الممالک درحالیکه هنوز جسد محمد شاه روی زمین بود، شبانه به سفارت انگلستان رفتند که برای اداره موقت کشور تاآمدن ناصرالدین شاه از آنهااجازه بگیرند!؟ ومیرزا آقاسی رابرکنار کنند.سفارت انگلستان گفت : باید موافقت سفارت روس هم دراین باره جلب شود. رجال ایران نامه ای به سفارت روس نوشتند واستجاره نمودند. سفارتین دراین باره باهم مشورت کردند وباخواسته آنان باین نحو موافقت کردندکه : شورایی از قماش رجال درباری ، بریاست مهدعلیا برای اداره موقت کشورتشکیل شود. این حادثه دلیل گویایی برای فرمانروایی استعمار قبل ازروی کارآمدن امیر کبیر است." ( امیرکبیر... ص 32)درواقع " دشمنان این ملت قبل ازاینکه شاه ایران به پایتخت خود برسد مدعی صدارت راساخته وآماده نموده بودند، این مدعی میرزاآقاخان نوری بود."(تاریخ روابط سیاسی ایران وانگلیس... ج 2 ص 617) باروی کارآمدن میرزا آقاخان نوری ، استبداد واستعمار درکادر هیئت حاکمه ایران باهم تلفیق پیداکردند. حاجی میرزا آقاخان نوری برای تطمیع بیشتر بر" حقوق حکام ولایات که معادل حقوق فرمانفرمای کل هندوستان بود مبلغ هیجده هزارتومان نیز اضافه نمود."(امیرکبیریاقهرمان مبارزه بااستعمار – ص 71)
وزیر مختار انگلیس دردفاع از نوری می گوید: "... وظیفه خود میدانم که به حمایت میرزاآقاخان برخیزم ومانع شوم که نسبت به اوآزاری برسد ودراین باره ازهیچ اقدامی دریغ نخواهم کرد." ( امیرکبیر... ص 186)
نوری کسانی رابرسرکارآورد که " اخاذی ورشوه خواری راازخود او سرمشق می گرفتند، اوکارهایی راکه امیربا مشقت فراوان انجام داده بود یکمرتبه ببادفناداد. مخارج قشون بیش ازچند سال معطل می ماند. اختلاس دردستگاه دولتی رواج یافت... " ( امیرکبیر ... ص 365)
بنابه نوشته میرزاجعفر خان حقایق نگار حقوق نوری شصت هزار تومان ووسایر مداخل(رشوه ) وی یکصد وده هزار تومان بوده است حال آنکه امیر حقوق صدارت را به سالی چهل هزار تومان تقلیل داده بود.
بعلت موضع ضد انگلیسی محمدشاه قاجار ، فشارانگلیس برایران به خاطر افغانستان شدت پیداکرد ونواحی جنوبی ایران را برعلیه دولت مرکزی تحریک نمود. " درحقیقت ایران راازجنوب دچار محاصره نظامی واقتصادی گردانید."هدف انگلیس از اعمال نفوذ درافغانستان ، جلوگیری ازنفوذ خارجی درهندوستان و همینطور توسعه نفوذ درترکستان بود.
سیاست مستقل محمد شاه درافغانستان وتلاش درجهت حمایت از حکام آن ودوری گزیدن از انگلیس موجب دشمنی انگلیس با وی ودرباریان ضدانگلیسی گردید. "سیاست دولت انگلیس آن بود که برای حفظ هندوستان عده ای از ملل را دراین راه قربانی می کرد."
ملت افغانستان اطاعت از ایران را به استیلای انگلیس ترجیح می دادند.
محمد اکرم خان درانی ازسرداران معروف افغانستان درکابل ، توسط انگلیسیها به دهانه توپ بسته شده وهلاک می شود. انگلیسیها درهای مقبره سلطان محمود غزنوی را درشهر غزنه کنده به هندوستان می برند!
انگلیس با تصرف خارک وبنادر خلیج فارس وسواحل آن درجنوب ایران ، محمد شاه راواداربه عقب نشینی ازهرات نمود وسپس خود برافغانستان دست درازی نموده دست یافت.
حسین مکی درکتاب زندگانی میرزا تقی خان امیرکبیر می نویسد" بعد ازقضیه هرات بااینکه ناصرالدین شاه پی برده بود که نوری بدولت ایران خیانت کرده وکاملااسرار ایران رابه آنهاداده است؛ شاه روی اصل حمایت انگلیسها نتوانست اوراتنبیه کند، بلکه فقط اوراازصدارت معاف داشت." (امیرکبیر ... ص 384)
طبق نوشته خان ملک ساسانی درکتاب سیاستگران دوره قاجار " نوری برای امضاء معاهده پاریس پانصد هزار لیره استرلینگ رشوه گرفته . ( امیرکبیر... ص 388)درواقع معاهده پاریس که درتاریخ چهارم مارس 1857 میلادی بین دولتین ایران وانگلیس منعقد گردید.بهترین سند خیانت میرزا آقاخان وجناح اوست.
" هنوزسال مرگ امیرنظام آنمرد بزرگ وتاریخی درست برگذارنشده بود که میرزاآقاخان نوری برای قدردانی ازهمراهی های دولت انگلیس قباله هرات رامسجل کرده به آنها واگذارنمود.( یعنی تعهد واگذاری هرات توسط میرزاآقاخان نوری درتاریخ 15 ربیع الاول 1269 مطابق 25 ژانويه 1853 که جزواسناد خائنانه ایشانست.) واین درحالی بود که شورش عظیم مردم هند برعلیه انگلیس آغاز شده بود. وعدم تسلیم دولت ایران درمقابل خواسته های انگلیس وکمک به مردم افغانستان درمقابل انگلیس می توانست بزرگترین خدمت رابه شورش ضد استعماری مردم هند بنماید. وآنچنان امتیازاتی رابه ضررمردم ایران وبه نفع انگلیس وگذار نکند.
خواننده حال میتواند تمیزبدهد که برای چه" میرزاآقاخان نوری قتل میرزاتقی خان امیرکبیررااولین شرط قبول صدارت خود پیشنهاد میکند." (تاریخ روابط سیاسی ... ج 2 ص 648و649 )
" درهرحال آنچه راکه دولت روس درسال 1828 میلادی – 1243 قمری بموجب معاهده ترکمانچای پس ازبیست وپنج سال جنگ بدست آورده بود انگلیسها نیزبعد ازبیست وپنج سال کشمکش ومبارزه وجنگ وخونریزی درسال 1857 میلادی – 1273 قمری به موجب معاهده پاریس بدست آوردند. اگرروسها قفقازراازایران مجزا کردند، انگلیسها هم افغانستان راازایران منتزع نمودند، هرگاه شورش عمومی هند پیش نیامده بود شاید بیش ازاینها هم ادعا داشتند. "(تاریخ روابط سیاسی ... ج 2 ص 700 و701 )
میرزاآقاخان بردارش میرزافضل الله وپسرش کاظم خان مستوفی راتابالاترین مدارج دولتی آن زمان ارتقاداد.
اینجابهتر است به علل مخالفت انگلوفیلها با میرزا آقاسی نیز اشاره مختصری بشود: بنا به گفته محمود محمود
" حاجی میرزا آقاسی همیشه گوش شاه را(محمدشاه را) ازبدی انگلیسها پرمی کند وبه او حالی کرده است که انگلیسهادشمن شاه می باشند. "(تاریخ روابط سیاسی... ص475 ج 2) کاملا چنین به نظرمی رسد که بدگویی انگلیسی ها وشوونیستها ازحاجی میزاآقاسی به خاطر ضدیت اوبا انگلیس است ونیز اورا روسی جلوه می دهند چون انگلیسی نبوده است . ازاقدامات مفید میرزاآقاسی این بودکه " دراندک مدتی بین ده تاسی کرور 5 تا15 میلیون تومان ازخزانه کشورراصرف توپ ریزی کرده زیرامکررشنیده بودکه علت شکست ایران ازروسیه فقدان توپخانه بوده است." ایران دردوره سلطنت قاجار- ص 136 زیرنویس . وبرعکس انگلیسیها اگرازکسی خوششان نمی آمد اتهام دروغ بدومی بستند. مثلا درخصوص بحرخزر وبخشیدن آن به روسها انگلیسیها ازقول حاج میرزاآقاسی گفته اندکه حاج میرزا آقاسی گفته " ماکام شیرین دولت رابرای مشتی آب شور، تلخ نمی کنیم " که محمود محمود درمقدمه کتاب امیرکبیر وایران اظهارنموده که این گفته دروغ است چونکه انگلیسیها از حاج میرزاآقاسی خوششان نمی آمده است . ( امیرکبیر... )
البته انگلوفیلهامحدودبه چند نفر نمی شدند. دههانفرازعناصر مؤثر درمراکز ایالات وولایات مخصوصا جنوبی ومرکزی و شمال شرقی وجود داشتند که نمونه های زیادی ازآنهارامی توان مثال زد. حاکم اصفهان حاج محمد حسین خان امین الدوله که سمت وزارت مالیه راهم داشت بطوریکه از گزارشات رسمی گاردان بوزارت خارجه فرانسه برمی آید ازهواخواهان انگلستان بوده است." باکارشکنی اوگاردان نمی تواند توپ های زیادتری دراصفهان درست کند. چون کمک مالی نمی شده هیچ، بیچاره ازجیب خودش نیز خرج می کرده است. همه این مسائل بطور زنجیر وار درجهت تامین منافع استراتژیک انگلستان بوده که مجری آن جناح مخالف آذربایجانی هابوده است .تازمانیکه دخالت خارجی درایران توسعه نیافته بود ترکان باتوجه به جمعیت کثیر خود حرف اول رامی زدند، ولی پس ازدخالت خارجی درایران وحمایت ازفارسهای تازه به دوران رسیده درایران آنها کم کم مراکز حساس سیاسی ودولتی رااز اواسط حکومت قاجار بدست گرفته وزمینه برای ظهوررضاخان وطیف متکی برامپریالیسم انگلیس مهیاشد.
درنظر استعمارانگلیس وهمینطور روسیه وجود یک دولت ضعیف، بهترومناسب ترازیک دولت قدرتمند بود درنتیجه ازهرفرصتی برای تضعیف دولت مرکزی اقدام می کردندوبه شورشهای ضدمرکز دامن می زدند تابه مقاصد استعماری خود بهتربرسند. برای مثال بعد از مرگ فتحعلی شاه (23 اکتبر 1834میلادی)فرمانفرما ادعای سلطنت کرد وقشون او مغلوب شد خودش وبرادرش حسنعلی میرزا گرفتار شدند سه پسر فرمانفرمابه نامهای رضاقلی میرزا، نجفقلی میرزاوتیمورمیرزا به سرپرستی عمال سیاسی دولت انگلیس به لندن برده شدند که درمقابل محمد شاه ازآنها حمایت نمایند ووانمود کنند که وارث تاج وتخت کشور ایران هستند.توسط دولت فخیمه انگلیس مقرری آنهاهریک دوهزار لیره تعیین شده بود. (نگاه کنید به تاریخ روابط سیاسی ایران وانگلیس) همه اینها به خاطر مواضع ضد انگلیسی محمد شاه بود. پس انگلیس وروسیه نه فقط می خواستند ازلحاظ سیاسی ، نظامی واقتصادی ایران راتضعیف نمایند، بلکه ازلحاظ مذهبی واعتقادی نیزبه فکرتضعیف بودند تاسیاست تفرقه وغارت خودرابخوبی انجام دهند، البته درخصوص سیاست فرهنگی نیز خصوصا انگلیس برضدجناح ترکان بود ودرمقابل آن جناح فارسهاراتقویت می نمود. "محمدشاه پس ازمراجعت ازهرات، کینه انگلیسها رادردل داشت، تعدیات آنها رادرهرات وخلیج فارس نمیتوانست فراموش کند . انگلیسها راعهد شکن مینامید، رفتارآنهادراین تاریخ درمحمدشاه فوق العاده تاثیر بدی کرده بود وهرگز نمیخواست آنهارافراموش کند وتاروز آخرعمر خود هم دراین احساسات باقی ماند یعنی نسبت بدولت انگلیس بدبین وازآن دولت متنفربود. " ( تاریخ روابط سیاسی ... ج 2 ص 511)
به قول محمود محمود : " من درموضوع ادعا وافکار وتعلیمات این مدعیان وارد نمیشوم ولی تعجب از این دارم که چرااینهاهمه از نواحی جنوب سردرمی آوردند وبه ایجاد آشوب وفتنه وفساد وناامنی وخرابی وقتل وغارت ، دولت انگلیس قدم پیش گذاشته از این مدعیان ایرانی حمابت میکند وآنهاراجمع آوری نموده درنقطه ای از نقاط قلمروخود که نزدیک به ایران باشد سکنی میدهد وبرای آنها اسباب راحتی ومقرری ماهیانه وسالیانه مرتب برقرار میکند تعجب درهمین است وبس !" ( تاریخ روابط سیاسی ... ج 2 ص 529 )
انگلیس طرق متفاوتی راجهت فشار برمحمدشاه بکارمی برد از جمله خرید اسلحه از تاجر انگلیسی توسط دولت ایران وعدم تحویل آن وطرح ورشکستگی او توسط خود دولت انگلیس .
" جاسوسان وماموران زبردست انگلیسی درپستها ولیاسهای مختلف، همه چیزرازیر نظرداشتند ونفوذ انگلستان درهمه جا گسترده بودومخصوصا درجنوب وشرق ایران ، این نفوذ بمناسبت هندوستان عمق بیشتری داشت. " (امیرکبیر یاقهرمان مبارزه بااستعمار – اکبرهاشمی رفسنجانی –ص29)
دوران محمدشاه دوران شورش های فرقه ای همچون قیام آقاخان محلاتی رهبرفرقه اسماعیله وداماد فتحعلی شاه بود. دیگری سیدعلی محمدباب ازرهبران طایفه قادریه (نقشبندیه) بود. که ازحمایت معتمدالدوله حاکم اصفهان برخورداربود تااینکه بعدازمرگ او ،گرفتار ودر" قلعه چهریق اردبیل زندانی شد"
بنا به نظر محمود محمود فتنه آقاخان محلاتی بنابه تحریک خارجی برپاشده بود. که بعداز شکست به هندوستان رفته درآن مملکت مقرری از انگلیس دریافت می نمود. دریافت مستمری ازانگلیس را هانرل یول محقق انگلیسی نیز تایید نموده است." آقاخان یکی ازارکان سیاست انگلستان درهند شد . "( تاریخ روابط سیاسی ... ج 2 ص 525) مناطق اصلی ظهور بابیه یزد ، مشهد ، فارس ومازندران بوده است.
درگذشت محمدشاه قاجارفرزند عباس میرزا بعداز14سال حکومت - ششم شوال 1264 ه.ق 8 -1847 شمسی – " این شهریار درمیان سلاطین قاجار به درستی وپاکدامنی معروف می باشد . عزم واراده ثابت داشت ، خود درزیر چشم پدرش عباس میرزا عنون نظامی راخوب فرا گرفته بود ویک سرباز به شمارمی رفت ، یک شروع خوب داشت ویک خاتمه بد. .. بااینکه انگلیسها بااونظرخوب نداشتند وهمیشه ازاوشاکی بودند باز نتوانستند منکر استعداد ذاتی او بشوند... محمد شاه مردی متدین وباایمان بود..." (تاریخ روابط سیاسی ... ج 2 ص 536 و 537 )
با آغازسلطنت ناصرالدین شاه 1264ه.ق- 1226 شمسی مطابق با1847 میلادی و صدارت میرزاتقی خان فراهانی امیرکبیر 21ذی القعده 1264ه.ق دورجدیدی ازکشمکش سیاسی بین دوجناح آغاز میشود وجناح رقیب امیرکبیر باتوجه به حمایت ملکه مادرمهد علیا ازآنها وجوانی وبی تجربگی ناصرالدین شاه وقتل امیر جناح آذربایجانی میدان را به نفع جناح سازش وخیانت واگذارمی کند. جناح رقیب وقتی که عزم امیر را درمبارزه بااستعمارمی بینند باهمکاری انگلیس عزم خود را برای ازمیدان به درکردن وی جزم می کنند. ومتاسفانه صدارت امیر بیش از سه سال واندی طول نمی کشد. واگر حتی به نظرواتسون انگلیسی نویسنده کتاب تاریخ قاجاریه " هرگاه روز گار حکمرانی میرزاتقی خان میرنظام بطول می انجامید، شاهنشاه ایران دارای یک قشون منظم ومرتب صد هزار نفری میشد. "( تاریخ روابط سیاسی ... جلد 2 ص 618) چیز که محمد شاه همیشه درآرزوی آن بود. وچیزی که استعمارهرگز آنرا نمی خواست .
درزمان امیرکبیر" تجارت بین تمام شهرهای مملکت برقرارشده بود، تجارت ایران با روس ، عثمانی ، عربستان ، افغانستان ، هندوستان ، ازبکستان وترکستان درتحت حمایت جدی وعادلانه دولت، رونق گرفت وبرای محل ومسکن تجار بنای بسیارعالی درطهران بنانمود ومیخواست چندین بازارعالی باشکوه برای تجار بسازد که نام ایران رادرشرق بلند آوازه کند ... " (تاریخ روابط سیاسی .. ج 2 ص 618 ) همین سیاست حمایت ازبازار باعث گردید که درغائله شورش دسته ای ازقشون درتهران ، آنها از امیر کبیر حمایت کنند.
درسال 1851 میلادی "دولتین روس وفرانسه به اشاره انگلیس ها برای ایذاء وآزار امیرکبیر همداستان بودند ووجود امیررا مخالف منافع سیاسی خود میدانستند وبرای عزل اواقدام میکردند. روسهاکاملا با سیاست آنروزی دولت انگلیس راجع به ایران وعثمانی موافق بودند، چه ، نقشه تقسیم ایران وعثمانی بانیکلای اول تزار روس کشیده شده بود. "(تاریخ روابط سیاسی ... ج 2 ص 620)
مهدعلیا مادرشاه نیز می ترسید امیر نظام پسریک آشپزنتواند اعیان ودرباریان راراضی کرده وبالاخره اختیار امورازدست خارج شود. میل مهدعلیا به میرزاآقاخان نوری آنچنان چشم اوراکورکرده بود که برعلیه داماد خود توطئه می چید. وحذف القاب توسط امیر ، اشراف ودرباریان وشاهزادگان را به وی بدبین نمود. حذف مداخل یعنی رشوه ، مخالفت امیرکبیر باقمه زنی نتوانست مفید واقع شود باآنکه علما دراین خصوص بااو همراه بودند.
کاهش نفوذ خارجی باعث نارضایتی آنهاازامیر کبیر گردید. بالاخره بادخالت روس وانگلیس برای تبعید امیر کبیر سوء ظن ناصرالدین شاه نسبت به شوهرخواهر خود بیشتر شد وبه کاشان تبعید گردید. تازمینه قتل وی فراهم شود. امیرکبیردر25 محرم 1268ه.ق ازصدارت عزل ودر 18 ربیع الاول همان سال قمری مطابق با سال 1230شمسی – نهم ژانويه 1852 درحمام فین کاشان به قتل می رسد.
به قول محمود محمود " خداوند نبخشد کسانی راکه باعث قتل امیر نظام شدند والا بابودن اونفوذ روس و انگلیس برای همیشه درآسیای مرکزی ازبین میرفت."
" چه بدبختی بزرگی بود برای سلاطین قاجار که هریک بنوبه خود تیشه بریشه خویش زدند ورجال حسابی راکشتند وخودشانرا ذلیل وبیچاره کردند." ( تاریخ روابط سیاسی ... ج 2 ص 514 )
" دکتر فریدون آدمیت معتقد است که نقشه طرد امیرازتهران توسط سفارت انگلستان طرح شده وهم باکمک ومساعی آن سفارت بمرحله عمل درآمده است. " ( امیر کبیر ... ص 325)
روزنامه دموکرات ایران درخصوص امیرچنین می نویسد" قتل ناجوانمردانه امیرکبیر، لطمه بزرگی برپیکر عظمت وترقی ملت ایران وارد ساخت، ارواح فعال وجسوررا مایوس کرده مردان وطن پرست ولایق وکارآمد رامتوحش ساخت ، بازارتملق وچاپلوسی رواج یافت . دربارسلطنت ناصرالدین شاه تبدیل به عشرتخانه دائمی شد، اومیخواست یک ایران آباد وآزاد وقوی ومترقی بوجود آورد که محور عظمت وسیاست خاورمیانه باشد." (بنقل از: امیرکبیر... ص 353)
وزیر مختار انگلیس بعد از سقوط امیر درگزارش خود به وزارت امورخارجه کشورخود می نویسد:" همینکه شاه ازدست میرزاتقی خان خلاص شد، عده افراد نالایقی که درزمان امیر از کاربرکنارشده بودند، دوباره گرد شاه جمع شدند." (امیرکبیر... ص 364 )
باقتل امیر کشوری که به تعبیر کنت دوگوبینو وزیر مختار فرانسه درگزارش خود به عنوان " امپراطوری ایران " نام برده شده بود کم کم تبدیل به یک کشور نیمه مستعمره شد.
مهمترین اصلاحات امیرعبارت بودنداز: اصلاحات اداری ، تاسیس روزنامه وقایع اتفاقیه، تاسیس چاپخانه ، تکمیل پستخانه ، طبع ونشرکتب ورسالات مفیر، تعمیم بهداشت، تلقیح اجباری سرم آبله ، تهیه ونشرنقشه های کامل جغرافیای جهان ومخصوصا نقشه ایران، مبارزه بافساد ورشوه خواری ، اصلاح وصع قضاوت ، حذف القاب وعناوین ودهها اصلاحات دیگرازافتخارات سه سال واندی دوران زمامداری امیر کبیر است. " ( امیرکبیر- ص 132)
تقریبا دور بودن مردم ازمسائل سیاسی واجتماعی کشور درایران یک رسم بوده است.شروع انتشارروزنامه کم کم مردم درجریان امور سیاسی وعمومی قرارداد.
با آغاز صدارت میرزاآقا خان نوری وبعد از مرگ امیرکبیر تمامی اصلاحات وی رامنسوخ نمودند. اندکی بعد از قتل امیر ناصرالدین شاه گویا از کرده خودپشیمان شده و" خودراعزادارنمودوهرساله درروز قتل امیر نظام روزه میگرفت وکفاره میداد ودودختر معصوم که از امیرنظام باقی مانده بود، شاه آنهارابه دوپسرخود نامزد نمود." (تاریخ روابط سیاسی ... ج 2 ص 626 ) نوش دارویی وبعد ازمرگ سهراب آمدی .وبدین طریق دوران صدارت امیرکبیرکه به دوره طلایی معروف است خاتمه می یابد وعصر غارت بدون ترحم ثروتهای مادی ومعنوی کشور آغاز می شود.
باآنکه تاسیس مدرسه دارالفنون درسال 1267-1266 هجری قمری مطابق با1229- 1228 هجری شمسی یکی ازمهمترین اقدامات امیرکبیربود، بعدازقتل وی برخلاف اهداف اصلی امیرکبیر با ایجاد وتاسیس مدرسه دارالفنون ، نفوذ تدریجی غرب زدگی وخودباختگی فرهنگی درایران شروع می شود یعنی بجای رشد ناسیونالیسم واستقلال طلبی اقتصادی و فرهنگی، نوعی ازخود بیگانگی وسرخوردگی دربین روشنفکران که اکثرا ازاقشار بالای جامعه بخصوص فرزندان خوانین واشراف جامعه بودند شروع می شود که بعدها زمینه رشد گرایش به غرب ووابستگی را به دنبال خود می آورد. به دستور امیرقراربودکه معلمان ازپروس واتریش استخدام شوند. وقتی آنهابه تهران رسیدند امیرچند روزبودکه ازصدارت عزل شده بود.
امیرفشارانگلیس راجهت استخدام معلم ازانگلستان قبول نکرده بود. بعد ازعزل وقتل امیر مدرسه دارالفنون راازاهداف اولیه آن خارج نمودند، وآنرامحلی برای آموزش فراماسونها وشوونیست ها تبدیل نمودند
که تاسیس فراموشخانه (فراماسونری) توسط میرزاملکم خان درسال 1274 هجری قمری درتهران دردوران صدارت حاج میرزاآقاخان نوری ازنتایج آن اقدامات استعماری بود.

 
      
جواب ها
موردی نيست
سرصفحه

Administration | Links | Discussions | Join Us | Home

Copyright (C) 2003 All Rights Reserved
Contact Us : Info@Ardabil.info