پيشينه تاريخی اردبيل

اماکن قديمی

وضعيت فعلی شهر

جاهای ديدنی

درباره اين سايت

خوش آمديد ! Farsi Keyboard ورود عضو

 

All Forums
جستجو
Search Results
از مباحث گفتگوی آزاد 
پاسخ به اين سخن اصلی است 
عنوان درجهت اتحادایران عزیزحرکت کنیم 
نويسنده محمد سيفي جهان 
زمان 9/28/2010 12:10:04 PM 
متن به نام خدا چندروزپیش(5/7/89)یکی ازنمایندگان محترم استان درزمینه تلاش هایی که برای رفاه عموم مردم عزیزوپیشرفت وآبادانی منطقه انجام داده بودندازسیمای اردبیل گزارش کارمیدادندآنچه باعث شداین مطلب رابنویسم زبان گفتگوی این نماینده عزیزبودمامردم منطقه اردبیل به زبان ترکی حرف میزنیم وبه این زبان هم مسائل رادرک می کنیم بایدقبول کنیم هنوزترک زبان هستیم ودرجهت تقویت این زبان نهایت پشتیبانی علمی وگفتاری رابدون هرگونه تعصب منفی ارائه بدهیم بایدبدانیم هنوزهستندوخیلی زیادهم هستندعزیزان وپدرومادرانی که فارسی رابلدنیستندوهنوزخیلی هاهستندکه فارسی راخوب نمی فهمنداما ازیک نماینده محترم مجلس انتظاراینست که به زبان مردمی وباکلمات غالب منطقه حرف بزندنه اینکه فقط افعال رابه ترکی بیان کنندکه ازنظرخیلی ها صحیح نمیباشدواین بهانه ای شددرخصوص زبان ترکی اطلاعات زیررابداینم. A-زبان ترکی بعنوان سومین زبان بین المللی دنیاشناخته شده است واین به دلیل حضورترکان دنیا در وسعتی از سیبری تا بالکان در کشورهای قزاقستان،ازبکستان ، قرقیزستان ، ترکمنستان ، روسیه، چین ، جمهوری آذربایجان،افغانستان ،ایران ، ترکیه ،عراق، مولداوی، بلغارستان میباشد. B-19%کلمات انگلیسی اززبان ترکی گرفته شده است. C-2%کلمات ترکی ازایتالیایی-فرانسوی وانگلیسی گرفته شده است. -D100%کلمات ترکی ریشه اصلی دارند.درصورتیکه 83% کلمات انگلیسی ریشه اصلی دارند. E-39% کلمات ایتالیایی-17%کلمات آلمانی و9%کلمات فرانسوی اززبان ترکی گرفته شده است. F -100%کلمات انگلیسی-فرانسه-آلمانی وترکی دارای عمق ریخت شناسی هستند. G- جملات ترکی 2%ابهام جمله ای ایجادمیکند(یعنی اگریک نفرخارجی زبان ترکی راازکتاب یادبگیردپس ازورودبه یک کشورترک زبان مشکلی نخواهدداشت) H- معکوس پذیری(ترجمه کامپیوتری)کلیه زبان هابه جززبان های عربی وفارسی امکان پذیربوده وبرای عربی خطای موردی45% وبرای فارسی 100% است.یعنی زبان فارسی رانمیتوان بافرمول های زبان شناسی به زبان دیگری تبدیل کرد. I-کلیه ماهواره های دنیادرهواشناسی ونظامی اطلاعات خودرابه زبان های انگلیسی فرانسه وترکی به پایگاه های زمینی ارسال میکنند. J-کلیه اطلاعات ارسالی ازرادارهای جهان به 3زبان انگلیسی فرانسه وترکی علائم پخش میکنند. K-کلیه سیستم هاوسامانه های جنگنده قرن21-جی-اس-اف که درحال تولیدهست به دو زبان انگلیسی وترکی طراحی شده اند. L- پیچیده ترین ومعمولی ترین سیستم عامل کامپیوترزبان ترکی رابه عنوان استانداردپایه فنوتیکی قرارداده اند. M- برخی دانشمندان زبان شناس دنیازبان ترکی رااعجازغیربشری معرفی کرده اند. N- زبان ترکی راشاهکارزبان معرفی کرده اندزیرابرای ساخت آن ازفرمول های پیچیده ای استفاده شده است. -Oکلیه سیستم های الکترونیکی هواپیمای تجاری ازسال 1996به سه زبان انگلیسی فرانسه وترکی درکارخانه بوئینگ آمریکاتجهیزمیشوند P- زبان ترکي حدود 24000 فعل دارد. بنابراین وقتی کشورعزیزمان ایران مثل مواردمختلف دیگرازیک چنین قدرتی برخوردارهست چرابرای تضعیف آن نابخردانه عمل میکنیم وزمینه رابرای ایجادمشکلات وتفرقه فراهم میکنیم اگربرای تقویت آن کاری ازدستمان برنمیآیدحداقل به زبان غالب فعلی مردم حرف بزنیم. بيان مطالب و مزاياي زبان ترکي بدون هیچ منظوری قیدشده ودلیلی بربرتری کسی برکسی دیگرنیست.همه مامسلمان وایرانی هستیم ودرجهت پیشرفت وآبادانی کشورو منطقه بایستی قدم برداریم هرچنددرطول یکصدسال اخیرتلاش های مغرضانه ای درجهت تحقير و نابودي مااقداماتی شده امابایدبدانیم ودرجهت افزایش اطلاعات وآگاهی مان مطالعه ودست همدیگررابگیریم وبی هیچ غرضی ازهمدیگروازایران دفاع کنیم.زیراموفقیت ایران فقط دراتحادوهمبستگی نهفته هست. 6/7/89  
 
 
از مباحث پیشینه تاریخ اردبیل 
پاسخ به تاریخ مختصرمعاصرایران  
عنوان پاسخ به: تاریخ مختصرمعاصرایران  
نويسنده منصورتورک اوغلو  
زمان 9/9/2006 12:29:33 AM 
متن فصل چهارم آغاز سلطنت فتحعلی شاه قاجار(باباخان) فتحعلی شاه در1212ق – 1176 ش . به همراه حاج ابراهیم خان کلانتر که جمعاً به مدت 14 سال صدراعظم زندیه وقاجاریه بود به تهران می رسد. ودر شوال 1212 ه.ق مطابق با 1176 ه. ش (21مارس 1798) تاجگزاری می کند. اعتمادالسلطه تاجگزاری فتحعلی شاه را درروزعیدرمضان سال 1212 هجری قمری مطابق با1797 میلادی که تحویل ازبرج حوت به حمل نیزدراین روزاتفاق می افتاد ذکرکرده است. "در روزبیستم شهررجب جسد آغامحمدخان قاجارنیز درنجف اشرف درمحلی خاص مدفون شد- هم دراین سال پانصدهزارتومان ازبقایای ولایات ممالک محروسه را تخفیف دادند. صادق خان شقاقی نیزکه ادعای پادشاهی می کرد با بیست وپنج هزارقشون آذربایجان درمحل موسوم به خاک علی ازحومه قزوین مهیای جدال شد پس ازتلاقی دولشکروجنگ سخت، صادق خان شکستی فاحش یافت وده هزارنفرازهمراهان اومقتول ومجروح ودستگیرشدند."(1) وبدین ترتیب باباخان به اسم فتحعلی شاه وارث تاج وتختی شدکه آغامحمدخان قاجاربه زورشمشیرودرایت بدست آورده بود. چنانچه بنابرتعبیرکیوان پهلوان"متاسفانه درطول تاریخ شاهنشاهی "ایران"هیچ پادشاهی باآگاهی به علم سیاست براریکه قدرت تکیه نزده ، ونه آنکه ازدانشی لدنی برخورداربودند ونه آنکه ازدانش سیاسی حکومتگری بهره ای داشتند؛ بلکه مؤلفه های (خاص اجتماعی- سیاسی واقتصادی) وسوگیریهای ایلی وطایفه ای که جزمنفعت طلبی وفزونخواهی چیزی رامدّ نظر نداشت، سبب می شد تاشاه به عنوان قدرت برتر وگاه قدسی اختیارخاص وعام رادردست بگیرد وعامل بسیاری ازتحولات منفی ودگرگونیهاشود."(2) درسال 1799میلادی/ 1213قمری حکمرانی آذربایجان به عباس میرزافرزندفتحعلی شاه واگذارشد.البته عباس میرزاارشد اولاد پسرفتحعلی شاه نبوده است زیراکه محمدعلی میرزا(دولتشاه) درهفتم ربیع الاول – محمدقلی میرزا در 23رمضان- محمدولی میرزا درغرّه شوّال و عباس میرزا در چهارم ذیحجه سال 1203 ق/ 1788میلادی درعرض یک سال ازمادران جداگانه زاده شدند. عباس میرزا ازبطن صبیه امیرکبیرفتحعلی خان دولوی قاجارمتولد گردید. درواقع عباس میرزافرزندپسرچهارم فتحعلی شاه ولی اززنی قاجاربوده است ، به همان خاطربنابروصیت آغامحمدخان چندسال بعددرزمان پادشاهی فتحعلی شاه، او به ولیعهدی انتخاب گردید. ازاین پس تبریز پایتحت دوم قاجار وبا لقب دارالسلطنه ولیعهدنشین گردید. وآذربایجان دوباره اهمیت خاصّ خودرابدست آورد. اعتمادالسلطنه دراین خصوص می نویسد : "ازآنجاکه حضرت شاهزاده معظم عباس میرزابه موجب وصایت وامرشاه شهید سعید... بایدبه ولایتعهداین دولت جاویدعدّت برقرارگردند بارتبه ولیعهدی ونیابت سلطنت به حکمرانی آذربایجان منصوب گردیدند(سنه 1213هجری/ 1798میلادی) وبه اتابیکی نواب امیرکبیراعتضادالدوله سلیمان خان قاجاروباپانزده هزارسوارجرّار روبه مقرحکمرانی نهادند ومیرزاعیسی فراهانی مشهوربه میرزابزرگ ازسادات کرام که آباواجدادش رتبه وزارت داشته اند به وزارت خاصه حضرت ولیعهدنایب السلطنه اختصاص یافت وملازم خدمت ایشان گردیدوابراهیم خان قاجارسردارکه درتبریزبودبه متابعت واطاعت حضرت شاهزاده مأمورآمدوبعضی ولایتعهد شاهزاده معظم وتشریف فرمائی به آذربایجان راازحوادث اوایل سال 1214 دانسته اند."(3) عباس میرزا بعدازوارد شدن برآذربایجان برای اعمال حاکمیت قانونی خود "درسال1214هجری/1799م جعفرقلی خان دنبلی حاکم خوی رااحضارکردندمشارالیه به اطاعت مبادرت ننمود، لهذا حضرت والابه قصدتدمیراوبه سلماس توجه فرمودند. اوبه طرف قارص وبایزید گریخت وپناه به اکراد برد وپانزده هزارنفرفراهم آوردوعزم رزم حضرت شاهزاده معظم کردولی ملازمان حضرت قبل ازوصول اوبه قلعه هودر، که جایگاه نفایس واخایر ذخایرجعفرقلی خان بود یورش برده قلعه رامسخرواموال اوراکلیتاً متصرف گردیدند."(4) چنانچه گفته شد آذربایجان ولیعهدنشین وشهر تبریز به نام دارالسلطنه خوانده شد ولیعهد رسمی قاجار درآن شهرسکونت داشت واین رسم حتی پس از استقرار رژیم مشروطه نیز برقراربود. همانطوریکه تهران علاوه برپایتخت بودن دارالخلافه نیز خوانده می شد. تبریزدردوران قاجار، هم برای دولت ایران وهم برای دول خارجی اهمیت بسزایی داشت که پس ازبه قدرت رسیدن رضاخان وپسرش کم کم ازاهمیت داخلی وخارجی آن کاسته شد یعنی کاستند تاموی دماغ نشود وخارجیان دیگر آنرا مهم به حساب نیاورند. فتحعلی شاه که ازسال1212 قمری تا1250 پادشاه بود. درهمان اوایل حکومتش "عمویش علی قلی خان وداییش حسین قلی خان راکورکرد ونسلهای کوچکتروکم اهمیت تررابه مقامهای پراهمیت گماشت." (5) اوهمچنین برادرخودحسینقلی خان رانیزکورکرد که بعدازیک سال وفات یافت. البته حسین قلی خان قبل ازکورشدن خدماتی به برادرخودفتحعلی شاه انجام داده بودازجمله بنابرنوشته اعتمادالسلطنه درسال 1215ق/1800میلادی نواب حسینقلی خان برادرکهترخاقان به محاصرقلعه سبزوارمأمورآمد، اهالی نیکی قلعه که ازمستحدثات اللهیارخان قلیجی بودخودداری نموده لشکرنصرت اثریورش بردند، حصاریان مقهورواموال ایشان منهوب شده ازدراستیمان درآمدند.(6) باتثبیت حاکمیت قاجارسیل ایلچی های خارجی به دربارآغازشد. "درسال1214ق/1799میلادی مهدی علی خان ملقب به بهادرجنگ ازجانب حکومت هندوستان انگلیس باتحف وهدایا به دربارمعلّی آمده سلطنت اعلیحضرت خاقان کشورستان راتهنیت وتبریک گفت. ونیزفرستاده تیپوصاحب پادشاه (ضد انگلیسی) دکن باسه زنجیرفیل و... به دارالخلافه آمده وبعدازتقدیمی باجواب مراجعت کرد."(7) درواقع "لرد ولزلی فرماندارکل هندوستان به منظورآنکه توجه زمان شاه (افغان) رامنحرف گرداند مهدی علی خان ، یعنی کفیل نمایندگی کمپانی هندشرقی دربندربوشهررادرسال 1798به تهران فرستاد تابین افغانها وایرانیها فتنه برانگیزد. "(8) تاایران به هرات حمله کند. " درسال 1798 حکومت هند به دنبال مهدی علی خان ، هیات دیپلماتیک بسیارچشمگیرتری تحت ریاست یکی ازکارآمدترین افسرانش به نام سرجان ملکم به ایران فرستاد ... مشایعین نظامی یک صدتن، همان عده خدمتکارهندی ، وبیش ازسیصد نفر خدمتکارایرانی، بعلاوه روزانه ازتقریبا 1200 چاروادار ایرانی استفاده می شد. مهدی علیخان بهادرجنگ نماینده شرکت هندشرقی دربوشهر، جزواولین مزدوران دولت انگلیس درایران بوده که درتاریخ سپتامبر1798(1213ق) که تا منتهای درجه به ایران ومردم منطقه وممالک افغانستان وهندوستان خیانت ، وبه انگلیس خدمت نموده است. بعدازوی سرجان ملکم (مالکوم) که ازافسران مستعمراتی انگلیس درهندبودبه عنوان سفیرفوق العاده به دربارایران فرستاده شد.همانطوریکه مهدی علیخان هیچگونه امتیازی به سران قاجارنداد سرجان ملکم هم امتیازی واگذارنکرد.آخری باتقسیم هدایای زیاد، پول وثروت وقدرت انگلیس رابه رخ مقامات قاجارکشید ودراین راستاهدف پیداکردن مزدوران پول دوست برای دولت انگلیس بود. هدف سفارت اول سرجان ملکم 1215ق 1800م درواقع تجارت بدون مالیات بوده است. اهداف دیگری نیزداشته است که ذکرخواهدشد. اکثرنویسندگان " علت توجه دولت انگلستان به ایران دراوایل سلطنت فتحعلی شاه را، یکی گرفتاری ومشکلات وتهدیداتی بودکه ازجانب زمانشاه افغان متوجه هندوستان می گردید، دیگری تهدیدی بودکه انگلستان ازنزدیکی روسیه وفرانسه به یکدیگراحساس می نمود... به همین منظور، فردی ایرانی الاصل به نام مهدیعلی خان ، ملقب به بهادرجنگ رابه ایران فرستادند. وی هدف اصلی ازمأموریت خودرافاش نکرد(!؟) بلکه، درصددبرآمد تاازطریق تحریک احساسات مذهبی شیعه برعلیه سنی، فتحعلی شاه رابه لشکرکشی به افغانستان وادارکند. وی درسال 1799 میلادی به ایران آمد."(9) البته تحریک احساسات مذهبی شیعیان ممالک محروسه برعلیه عثمانیهای سنی هم جای خود دارد زیراکه انگلیس وروسیه دراین خصوص حساب خاصی را افتتاح نموده بودند. وهنوزمأموریت بهادرجنگ خاتمه نیافته بودکه انگلیسی ها سرجان ملکم راکه درخدمت کمپانی هندشرقی بودبه عنوان سفیربه ایران اعزام داشتند.ارسال سفیربه دربارقاجارتوسط انگلیس دلایل دیگری نیزداشته است ازجمله ایجادجای پایی برای تحریک همیشگی ایران برعلیه روسیه وعثمانی ونیزافغانستان و نزدیکی به سرزمینهایی که دردست عثمانی بودکه درصورت لزوم بتوان ملل غیرترک رابرعلیه عثمانی تحریک نمود. ایجادشکاف بین ملل تشکیل دهنده ممالک محروسه وتقویت فارسها برعلیه ترکان حاکم برمملکت هم جای خوددارد. دولت ترک قاجارمتأسفانه هیچ وقت نتوانست پی به مقاصداصلی انگلیس وقدرتهای استعماری ببرد. به محض اینکه انگلیس به دولت قاجارروی خوش نشان می داد، اینهاموضع خصمانه ای درقبال سایردولتهااتخاذ می کردندازجمله به محض اینکه درسال 1800 باورودسرجان ملکم دولت ایران قراردادی باانگلیس بست "فتحعلی شاه دستوراخراج فرانسویان مقیم ایران راصادرکرد. ودرصدداعزام حاج خلیل خان به عنوان سفیربه هندوستان وانگلستان برآمد."(10) وفکرآینده رادرخصوص حفظ رابطه بافرانسه رانکرد. دولت قاجارهیچوقت موضع اصولی درمقابل دولتهای خارجی اتخاذ ننمود وشیوه برخوردش بااقوام حاشیه ایران بالاخص ترکمنها حمله وسرکوب بوده است. روی هم رفته دافعه داشته تاجاذبه... طوریکه " به کارگرفتن توان نیروهای نظامی جهت ازبین بردن مخالفین داخلی موجب تضعیف بنیه نظامی ایران درمقابل نیروی خارجی یعنی دولت روسیه گردید."(11) همینطور"زمان شاه افغان که اسباب وحشت هندوستان بود بادست دولت ایران عاجزوذلیل گردید." (12) تاریخ روابط سیاسی... ص 83) " جان ویلیام کی انگلیسی دراین خصوص می گوید: " قشونهای ایران از طرف خراسان به فریادما انگلیسیها رسیده وافغانها رادرتحت فشار گذاشتند ومارااز ترس یک حمله پر خطری خلاص نمودند... انگلیسیها ... فقط و فقط به زور رشوه ، فتحعلی شاه ودربار ایران راعلیه افغانستان بر انگیختند..."(13) وازاین تاریخ به بعد افغانستان به مرکز فسادوتوطعه برای ایران تبدیل میشود... درواقع اززمان تاجگزاری فتحعلی شاه قاجار چندین بارلشکرکشی های بیهوده ای به افغانستان انجام گرفت که موجب ازدست دادن اعتبارقاجارگردید. فتحعلی شاه فریب نماینده انگلیس راخورده به افغانستان حمله می کند. واین درحالی بود که زمان شاه درپشت دروازه های هندوستان بود . ازنظرتحولات درتشکیلات اداری وسازمان سیاسی، فتحعلی شاه مدتی بعدازقتل حاجی ابراهیم خان کلانتر، درسال 1221ق تصمیم به تعیین کابینه کوچکی ازوزراگرفت که به وزرای اربعه معروف شدند. "فتحعلی شاه که باتعیین وزرای چهارگانه درصدد ایجادتحول دردستگاه اداری کشوربود، امّا وی موفق به انجام این خواسته نگردید."(14) علت این اقدام ازیک سوگسترش دیوان سالاری در درباروازسوی دیگرترس ازجمع شدن قدرت دردست یک نفربود. بدان گونه که درزمان حاج ابراهیم خان کلانتربود. باگسترش دیوانسالاری درزمان این پادشاه عشرت طلب وشهوت ران که مورخان تعدادزنان وی را بامبالغه تاهزارنفرنیزنوشته اند زبان فارسی دری نیزتوسعه پیداکرد وکم کم منشی ها ومیرزاهایی بوجودآمدندکه مبلغان زبان فارسی و"ناسیونالیسم"با اتکابه ایران باستان بودندکه ضمن توسل به انگلیس کشش عجیبی به حمایت آن مملکت ازخودداشتند، آنها ترک ستیزوعرب ستیزبوده ودرعوض به زرتشتیگری وادیان قبل ازاسلام گرایش معنوی داشتند. طوری که باحمایت انگلیس، مبلغان زرتشتی (پارسیان) ازهندوستان به یزد وکرمان وتهران سرازیرشدند ومطامع استعماری انگلیس رابا مقاصد برتری طلبانه ونژادپرستانه "پرشین" ادغام نمودند. که بعداً بایدلفافه "ایران" برخودمی گرفت. "زبان فارسی دردومؤسسه آموزشی کمپانی هند شرقی تدریس می شد؛ درکالج فورت ویلیام درکلکته که درسال 1800 تاسیس شده بود ودرکالج هند شرقی درهیلیبری که درسال 1806 گشایش یافته بود." زیراکه این زبان اشرافی ودرباری ومدیحه سرایی که خوش آیند سلاطین وخوش آیند مجیزگویان ومتملقان مال دوست بودکه بایک بیت شعر دهان چاپلوسشان پرازسکه طلامی شد که باعرق جبین وخون مردان وزنان رعیت فراهم شده بود واین زبان دری برای این رعایای عظیم وپابرهنه، بیگانه وناآشنا وحتی دست نیافتنی بودکه فقط ازمابهتران قادربه یادگیری آن وکسب شغل میرزایی ومنشی گری ودبیری دیوان بودند. میرزاهایی که برای اینکه باشاهزادگان "تحصیلکرده" تمییزداده شوند باید کلمه میرزاقبل ازاسمشان آورده می شد درحالیکه برای شاهزادگاه قاجار کلمه میرزابعدازاسم آنها آورده می شد. ولی سایرافراد "باسواد" وملاهای تحصیل کرده وحوزه دیده باید کلمه میرزاقبل ازاسم آنها می آمد. همان میرزاهایی که کم کم دیوان سالاری عریض وطویل سالهای بعدرادراختیارگرفته وحتی به فرنگ نیزاعزام شدندتا عضوفراماسون نیزشوند تامتحد وهم فکروهم رازخوبی برای استعمارگران غربی بخصوص انگلیس باشند ومترصد اوقات مناسب برای ضربه نهایی برعلیه مسلمانانی که سمبول سدّ ودفاع درمقابل نفوذ تدریجی دنیای مسیحیت ویهودیت بودند باشند. مسلمانانی که به رهبری ملت بزرگ ترک ازشرق اروپا وامپراتوری عثمانی وشمال آفریقا وخاورمیانه و قفقاز تا ترکستان وچین وهند، الحق لقب شمشیراسلام گرفتند. واما آن میرزاهای شاهزاده ای که کم کم حتی زبان شیرین مادری خودرانیزفراموش کرده وتکلم به زبان بیگانه راپیشه کردند وبراین خودباختگی فخرفروختند تاجایی که دیگرملت خودرافراموش کردند؛ سلسله ای که روزی به ترک وترکمن بودن خودشان افتخارمی کردند روزی رسیدکه عده ای ازآنها حتی زبان ترکی رانیزنمی دانستند ولی نفهمیدندکه روزی خواهدرسید که این منشی ها ومیرزاهای متملق وچاپلوس دمارازروزگارشان خواهندآورد وآنهارا بیگانه وازنسل اجنبی خواهندنامید وعضویت درفراماسون راافتخاری بزرگ برای خودخواهند نامید. خانهای درباری قاجارکه مقام دولتی یافتند، لقب میرزارابه دنبال اسم خودافزودند تاازکاتبان فارس که همان لقب را دراول اسم خود می آوردند؛ متمایز گردند. دراواخرقرن، میرزاهای فارس شکایت داشتند که میرزاهای قاجار جای برحق آنان راغصب کرده اند . درسال 1809 فتحعلی شاه ، میرزارضاقلیخان منشی الممالک نوایی رامأمورتشکیل وزارت امورخارجه به صورت دفتری دردربارنمود. ولی وزارت امورخارجه به طوررسمی درمورخ اکتبر1821(1237ق) تأسیس وعبدالوهاب نشاط اصفهانی اولین وزیرامورخارجه گردید. لیکن وزارت امورخارجه تاسالهای متمادی فقط مرکب ازوزیرونایب اووچند نفرمنشی حضوربودوچون تامدتی سفرای خارجی درتبریزمقیم بودندلذا اغلب اعضای این وزارت ازاهالی آذربایجان انتخاب می شدند. سفارت حاجی میرزاابوالحسن خان شیرازی معروف به ایلچی کبیرهم به انگلیس ازربیع الثانی 1224-مه 1809میلادی مطابق باربیع الثانی 1224قمری آغازمی شود وهمچنین ازسال 1825(1241ق) میرزاابوالحسن خان شیرازی به مدت 15 سال بطورمتناوب مصدراین شغل مهم وزارت امورخارجه بود. ص241 هوشنگ... اوهم باتوجه به گرایشش به انگلیس درخدمت آنهاقرارگرفته وعضوتشکیلات ماسونی گردید. تقریباً اکثریت قریب به اتفاق میرزاها ومنشی های درباری وحتی ایالتی ترقی خودرادرخدمتگزاری به استعمارانگلیس می دانستندکه متکامل ترین شکل آن منجربه باستانگرایی، آریاپرستی، پارسیگری ، ترک ستیزی وعرب ستیزی وانگلوفیلی وعضویت درتشکیلات ماسونی می گردید. "درسال 1215ق/1800میلادی سرژن(جان) ملکم ازجانب حکومت هندوستان انگلیس بانامه مودت تامّه وهدایای لایقه واردبندربوشهرگردیدوفتحعلی خان نوری به مهمانداری اورفت بعدازورودبه دارالخلافه درسرای حاجی ابراهیم خان منزل یافت."(15) ورود سرجان ملکم به ایران وپرداخت رشوه به شاه و درباریان جهت عقد معاهده سیاسی وتجاری 1215 ق-مطابق با 1179 شمسی و 1800 و1801 میلادی درواقع "تجارت بدون مالیات" برای انگلیس بوده است. یکی دیگرازاهداف اعزام مسیوملکم به ایران به خاطر خنثی نمودن اتحاد روس وفرانسه برعلیه انگلیس جهت تصرف هندوستان بود. همینطورسرجان ملکم جهت خنثی نمودن نقشه فرانسه درایران به ایران آمده بود. "باورودملکم به ایران وانعقادمعاهده تعرضی وتدافعی بین ایران وانگلیس درمقابل اتحادروس وفرانسه که درصددحمله به هند بودند، ایران به دامن سیاست خطرناک اروپاکشیده شد."(16) سرجان ملکم منفی ترین سیاست استعماری را برعلیه ملل ایران بکار می برد وآنرا با کتابهای تاریخی تحریف شده خود ازجمله کتاب "تاریخ ایران" تکمیل می کند که بسیار باب طبع شوونیستهای قوم منتخب وموردعلاقه انگلیس درایران قرارگرفته است. ازجمله سیاست های تفرقه افکنانه سرجان ملکم بکارگیری سیاست ترغیب ووادارسازی جنگ ایران وافغان بوده است . سرجان ملکم ایران راکاملا برضد افغانستان برانگیخت وخیال انگلیسها رااز خطر زمان شاه پادشاه افغانستان آسوده گردانید. چونکه"جاده های هرات ازنظر استراتژیک ، واجد اهمیت بود، زیرابرمدخل جاده ای که ازکابل به گردنه خیبروسپس پیشاورراه داشت یعنی جاده تاریخی هند، مسلط بود وحکومت هرات ازتعدادی خان نشین افغانی تشکیل می شد. ازطریق این جاده تاریخی اززمان اسکندر تادوران نادرشاه به استثنای حملات فتحعلی شاه ، 19 مهاجم بیگانه به این سرزمین ثروتمند هجوم برده بودند. "(17) به دنبال شورش هندوستان مسئولیت امورآنجاازکمپانی هند شرقی به دولت مرکزی بریتانیا انتقال پیداکرد.ص32 انگلیسهادرمیان... ازآنجایی که درشورش هندوستان، ایران وافغانستان بانقشه انگلیس مشغول جنگ بایکدیگرشدند انگلستان توانست بامشقت زیاد شورش آن مستعمره راباسرکوب خشونت آمیزی بخواباند. بدون شک درحمله ایران به افغانستان تطمیع درباریان وفریب فتحعلی شاه نقش عمده ای داشته است. ژنرال تره زل می نویسد:"عیب کلی ایرانیان که برطرف کردن آن مشکل مینماید حرص ایشان است ، پول دراین مملکت معبود ملی است ، بهترین طرحها اگر اندک معارضه بامنفعت فلان وزیر داشته باشد زیر پا میرود."(18) سرجان ملکم که دوباره درسال1187شمسی مطابق با1810میلادی برای تکمیل مذاکرات سرهارفوردجونزبه ایران آمده بود وباآنکه خودش دستی بازدردادن رشوه به درباریان داشته است ولی اعتراف می کند که : "موفقیت های سرهارفوردجونز تماماً به وسیله رشوه بوده چنانکه درآن اوقات بدون رشوه غیرممکن بود موفقیت حاصل شود، حل تمام قضایای سیاسی درایران فقط بوسیله طلا قطع وفصل میشود.هرگاه یکی از عمال دولت فرانسه باید اخراج شود قیمت عزل او درست مثل تعیین قیمت یک اسب خریداری است . ایران مملکتی است که درآن بدون صرف پول زیاد نمیتوان یک قدم برداشت "(19) "عده ای از اشخاص ایرانی الاصل که حمایت بریتانیاراطالب می گشتند ودلیلشان آن بود که درهندوستان ودرسرزمینی که اکنون تحت سلطه بریتانیاست زاده شده اند... "انگلوفیلهای حرفه ای درکشورخود ننگ بسیاربرای خویشتن خریدند ولی به علت ایمان تأثرآورواحساسات برانگیزی که نسبت به بریتانیاداشتند شایسته آنند که نام نیکی(؟) ازآنان برده شود!"(20) میرزا ابوالحسن خان شیرازی نخستین فرستاده دربارقاجار به لندن بود که جیمزموریه را همراهی می کرد. آخری نیز توسط هارفورد جونز فرستاده می شد. جونز بعد ازملکم توسط خود انگلستان به ایران فرستاده شده بودکه درکارش بیش ازملکم موفق بود. "سرهارفورد جونز که ایران رابه خوبی می شناخت اظهارمی داردکه تجارت به خاطرامنیت راههاو توجه بیش ازحد دولت هندبه تجارت خلیج فارس درخلال سالهای نخستین سلطنت فتحعلیشاه بسرعت فوق العاده ای افزایش یافت..."میرزا ابوالحسن(خان شیرازی) پس از بازگشت به ایران تاپایان عمرمقرری بازنشستگی سخاوتمندانه ای ازکمپانی هند شرقی دریافت می داشت."(21) آغازدوره اول جنگهای قاجار وروسیه باوفات ژرژ یازدهم پادشاه گرجستان درسال1214ق/1799میلادی گرجستان مستقلاً درتحت تصرف روس درآمد."(22) اطاعت گرگین خان ازروسیه و الحاق رسمی گرجستان به روسیه 1215 ه.ق – 1179 شمسی واعلام گنجه جزوگرجستان توسط روسیه وحمله وتصرف آنجا 1217 ه.ق -1181 شمسی موجب جنگهای طولانی مدتی درمنطقه، بین قشون قاجاروروسیه گردید. قبل ازاین، ارایکلی خان(هراکلیوس) درسال 1196 ق دربرابرحملات قبایل لزگی داغستان خودرا تحت حمایت کاترین دوم درآورده وتاسال مرگ خود (1215ق) زیرحمایت روسیه برگرجستان سلطنت کرد وبعدازاوفرزندش گرگین خان توسط الکساندراول به حکومت گرجستان منصوب شد. وفرزنددیگر ارایکلی به اسم الکساندرخان به دربارقاجارپناهنده شد، بعدازمرگ گرگین نیزفرزندش تهمورث به دربارقاجارپناه آورد. بنابراین تضادبین سران حاکم برگرجستان موجب متوسل شدن آنها برروسیه وقاجارودرنتیجه کشمکش طولانی مدت وویران گربین دودولت مقتدرروسیه وقاجار گردید. که چیزی بغیرازمستعمرگی برای ملل واقوام منطقه بدنبال نداشت. به طورکلی کوهستانهاپناهگاه گروه های مختلف اقلیت بشمارمی رفت که نشانگرگستره تنوع نژادی ومذهبی ایران بود. این رادرمورد قفقازنیزمی توان عمومیت وتعمیم داد. همین کوهستانهاباعث گردیدکه برخی ازاقوام کوچک درداخل مناطق کوهستانی باقی بمانند بخصوص درقفقاز. بخاطرهمین کوهستانی بودن دریک دوره نه چندان طولانی" قسمت اعظم ویاکل ناحیه ایران ازطریق بیش ازنه شهراداره می شد: تبریز، سلطانیه، اردبیل، هرات، قزوین، اصفهان، شیراز، مشهد وتهران.(23) "جلوس الکساندراول به تخت سلطنت درسال1801 الی 1825 میلادی موجب شدکه سیاست روسیه نسبت به ایران وضع خشن تری پیداکند. تزارجدید بالافاصله پس ازشکست دادن قوای پرنس آلکساندرطی فرمان مورخ 12سپتامبر 1802گرجستان راقسمتی ازخاک روسیه اعلام وباشدت هرچه تمامترشروع به نابودی سازمانهای ملی گرجستان نمودوتدریس وحتی تکلم به زبان گرجی رادرآن سرزمین ممنوع کرد."(24) واحتمالاً این سیاست رادرتمامی متصرفات خودانجام داد. ولی دولت ایران درجنگ وکشمکش خودباروسیه عوض بسیج مردم ومسلح کردن آنهامتوسل به فرانسه وانگلیس شد. آنهاهم، گه به میخ زدندوگه به نعل ودرنهایت ایران رادرمقابل روسیه تنهاگذاشتند. علت عدم تسلیح توده های مردم بخاطرترس ازشورش آنها درآینده بوده است. " الکساندر اول که بادسایس خارجی درقتل پدرخود پول(پل) اول شریک بود، به تحریک انگلیسیها به گرجستان و... لشکر کشید... ودرجنگ اخیر ایران بادولت روس ( جنگ دوم ومعاهده ترکمن چای ) درظاهر روی همان اختلاف حدود سرحدی بود ولی باطن امر پیداست که نقشه تقسیم ایران بانقشه تقسیم ممالک عثمانی دریک موقع وبرای یک مقصود بطور سری تهیه شده بود." (25) درقرن نوزدهم تقریباً تمامی ممالک اروپایی آنچنان قدرتی رابهم زده بودند که برای بدست آوردن ثروت بیشتربه فکرمستعمرات بودند ولی ممالک شرقی ازجمله ایران بیشتروقتشان صرف جنگ باهمسایگان وقبایل وطوایف مختلف که حقوقی برای یکدیگرقائل نبودند می گردید. بنیّه نظامی ایران قبل از آغاز جنگ باروسیه درجنگهای داخلی با مدعیان سلطنت ومخالفین تضعیف شده بود. درواقع ازسالها قبل، جنگ صفوی وترکستان(توران) وصفوی وعثمانی ، نادرشاه افشاروترکستان وقاجاروافغانستان و... باعث تضعیف کلی ترکان گردید وهمین مسئله درنهایت روسیه راتشویق به توسعه قلمرو خودبطرف ترکستان ونیزقفقاز گرداند که نتیجه اش عیان وآشکاراست. جنگهای اول ایران وروسیه قریب 10 سال ازسال 1219 قمری الی 1228 قمری مطابق با 1804 میلادی الی 1814 میلادی طول کشید. سابقه دست درازی روسیه به خاک ایران به سالها قبل برمی گردد؛ " ارتش روسیه تزاری درسال 1725میلاد ی به فرمان پترکبیر بخش هایی ازآذربایجان وگیلان رااشغال نمود. ایران البته به فاصله دوسال سرزمین های مزبورراازروسیه بازپس گرفت اما به هرحال دولت روسیه متوجه شد که ایران برسر راه رخنه این کشور به جنوب قرارگرفته است. تاریخ قرون اولیه روسیه نشان می دهدکه تاتارهاوسایرمردم استپ دائماً سعی داشته اند قدرت سربازخانه هارادرداخل سدهای محصور(کرملین) تحقق بخشند. درنتیجه روسهادائماً به اشخاصی که درخواست اجازه ورودبه شهرهای محصورراداشته اند مظنون بوده وازآنان می ترسیده اندکه مبادامأموریت آنهاجاسوسی باشدو سنّت الصاق پریستاو(شئ ملصق) به ملاقات کنندگان خارجی به طریقی که به راحتی شناخته شود به قرن شانزدهم روسیه تعلق دارد. سابقه بسیارطولانی برای تعقیب وبازدیدهای هدایت شده درروسیه موجوداست."(پلیس سیاسی خسرومعتضدص17و18) هدف ازاین اقدامات پلیسی وتبعیض آمیز، تحقیرغیرروسها وسیاست آسیمیله ومحواقوام دیگربوده است. "دولت روسیه که ازاواخرقرن هیجدهم شروع به اجرای وصیت نامه پترکبیردرمورد دست یافتن به آبهای گرم خلیج فارس کرده بودپس ازآنکه درنتیجه دودوره جنگ باایران سراسرقفقازراتصرف کرد، باانعقاد پیمان آخال توانست دومین مرحله ازبرنامه توسعه ارضی خودرابدون اشکال زیادعملی سازد. سومین مرحله این سیاست توسعه طلبانه بیست وشش سال بعدازاین تاریخ باامضای قراردادتقسیم ایران به مناطق نفوذ 1907 تأمین گردید." که وقوع انقلاب اکتبر درروسیه مانع تداوم سیاست توسعه طلبانه استعماری آن مملکت گردید واین بی نهایت به نفع شووینیسم فارس منجرگردید وانگلیس آنچه راکه می خواست بدست آورد. هنگامی که فتحعلی شاه قاجار وعباس میرزا نایب السلطنه هردو مشغول فرونشاندن مخالفین وناراضیان از سلطنت درحدود خراسان درسالهای 1218 قمری مطابق باسال 1803 میلادی بودند، " روسها ازتصرف گرجستان فراغت حاصل نموده متوجه ایروان وقره باغ وسایر نواحی قفقازشده ، گنجه رابامساعدت ارامنه به دست آورده وبامسلمانان آن نواحی معامله وحشیانه نموده عده زیادی ازسکنه بی گناه رابه قتل رسانیدند... نظر به سوء سیاست دربار فتحعلی شاه واجحاف وتعدی که نسبت به مؤدیان مالیات دیوانی می شد، سکنه قفقاز علاقه زیادی به دربارطهران نداشتند وبه صحیح یا به غلط روابط نیکی دربین نبوده ، روسها نیز از موقع استفاده کرده بیگلربیگی ایروان و عده دیگراز خوانین معروف قفقازرابه طرف خود جلب نمودند." (26) فتحعلی شاه تازه ازکشمکش های داخلی رهایی یافته بودکه جنگهای ایران وروسیه آغازشد ودرسال 1219 اولین جنگ میان این دودولت درگرفت... عباس میرزا نایب السلطنه باتدارک نیروی عظیمی بالغ بر55000 نفرروانه میدان نبردشد... درتصرف گنجه به فرماندهی سیسیانف روسی (شوال 1218قمری مطابق با 1181شمسی)، جوادخان زیاداوغلو حاکم شهربود. که مردانه ازشهردفاع نمود ولی باخیانت یکی ازاطرافیان جوادخان به نام نصیب بیگ شمس الدین لو وارامنه وگشودن دروازه شهر، جوادخان شکست خورده به همراه فرزند واطرافیانش کشته شدندو"شهرگنجه ویران گردیده ومردمش قتل عام شدند " (27) تاارامنه به راحتی درآنجا وجاهای دیگرساکن شوند. سیاست روسیه وغرب مبتنی برساختن قلاع نظامی ودفاع ازآنجادرمقابل مهاجمین بوده درحالیکه ایرانیان قلاع راویران وشهرهاوروستاهاراغارت نموده وخزانه خودراپرمی کردند. درحالیکه دربین مردم نفوذ وقدرت نداشتند . اروپائیان مبنارابرفریب وحیله ومکرونیرنگ ، ولی ایرانیان مبنارابرزوروسرکوب می گذاشتند. با شروع جنگ سران قاجارپی بردندکه بادشمن پرزوری چون روسیه طرف هستند، بنابراین ابتداآنها تصمیم گرفتندکه حمایت انگلیس راجلب نمایندولی بخاطرحضورپرقدرت ناپلئون درفرانسه ، انگلیس تمایلی به حمایت ایران درقبایل روسیه ازخودنشان ندادزیراکه آن موقع باتضعیف روسیه برقدرت فرانسه می افزود. بنابراین، ایران تصمیم گرفت حمایت فرانسه رابه خودجلب نماید لذا نمایندگانی به این منظورجهت عقدعهدنامه به پیش ناپلئون فرستاد. درحقیقت عباس میرزا اولین هیات نمایندگی نظامی انگلیسی را به سرپرستی ژنرال هارت وژنرال هنری لیندسی به ایران دعوت کرده بود. درراستای عملی نمودن نقشه های ناپلئون درایران سفرایی به تهران وتبریزاعزام شدندازجمله ورود رومیو به تهران رجب 1220ق 1805 م ومرگ وی بعدازچندروز...وهمچنین ورود ژوبر به تهران ربیع الثانی 1221ق ژوئن 1806م بعدازآنها ژوائن- دلابلانش و بن تان هم آمدند. تقریباً مقارن همین دوران هیات نظامی ناپلئون به ریاست گاردان وارد ایران شد. باورود هیئت نمایندگی های سیاسی ونظامی فرانسه به ایران، انگلیسی هاازایران با وعده سرخرمن فرانسه خارج ودرواقع اخراج شدند. انقلاب کبیرفرانسه در14ژوئیه 1789باسقوط زندان باستیل آغازوبه اعدام لویی شانزدهم واستقراررژیم جمهوری درآن کشورمنتهی گردیده بود. یعنی شش سال بعد ازآنکه آغامحمدخان قاجار(مارس 1783م) تاجگزاری کرده بود. تااینکه باتحولاتی دیگرناپلئون بناپارت به قدرت می رسد. ودوران دیگری ازتاریخ پیچیده فرانسه آغازمی شود. "ناپلئون دراردوگاه فین کنشتاین (واقع درلهستان)سال 1222 ه.ق مطابق با1807 میلادی ازتوجه واحترام مخصوص به سفیرایران(محمدرضاخان قزوینی) کوتاهی نکرد واصرارداشت بین دولتین ایران وعثمانی راآشتی دهد واتحادی میان سه کشورایجادنماید وگفت اگردولت عثمانی برای ماعزیزاست ومتحدمابه شمارمی رودایران هم برای ماگرامی است وبهتراست دودولت همسایه وهمکیش اختلافات کهنه خودراکنارگذارده علیه دشمنان مشترکشان روسیه وانگلستان بایکدیگرمتحد شوند."(28) البته قبل ازآن، تلاشهای نماینده جمهوری فرانسه به نام مسیو الیویه درسال 1796 میلادی جهت متحد نمودن ایران وعثمانی برعلیه روسیه بی نتیجه مانده بود. متأسفانه دودولت قاجاروعثمانی آنچنان دورازسیاست بغرنج آن زمان بین المللی بودند که اهمیت مسئله رادرک نکردندونتوانستند باهم متحدشوند. البته همانطوریکه تاریخ ثابت نموده است فرانسه نیزدرمقابل منافع خود،عثمانی وقاجارراقربانی نمودوآن اینکه مدتی بعدازمعاهده فین کنشتاین این کشوربامعاهده تیلسیت راه دوستی با روسیه رادرپیش گرفت وایران راتنهاگذاشت وسیاست خود مبتنی برتضعیف عثمانی را درپیش گرفت. " ازوقتیکه ایران به دایره سیاست اروپایی کشیده شد ملت ودولت آن دیگر روی خوشی وراحتی ندیده همیشه ومدام برای ایران گرفتاریهایی تهیه میشد. این گرفتاریها گاهی خارجی واغلب داخلی بودند ولی غالباً مثل این بود که یک طراح ماهر آنهارا بامهارت تامّ وتمامی طرح ریزی نموده است. " (29) تغییر سیاست روسیه از دوستی بافرانسه به دشمنی باآن وازدشمنی باانگلیس به دوستی باآن. .. وسایر مسایل بین المللی آن زمان هیچوقت باعث بیداری وآگاهی سران قاجار به خصوص فتحعلی شاه نگردید وآنهاتا توانستند از این ناآگاهی سران قاجار استفاده نمودند. درواقع پیدایش ملل اروپایی پیشرفته ومجهزورهبرانی چون الکساندراول وناپلئون وغیره، واقعاً دربار فتحعلی شاه وجانشینانش راغافلگیرکرده بود.وایران درجنگهای ایران وروسیه مثل بچه ها یک روز بایکی دوست می شده وفردا بایکی دیگر قهرمی کرده وبرعکس. بنابرنوشته محمودمحمود " فرانسه به مملکت ایران به دونظر مینگرد ، ازیک طرف آنرا دشمن طبیعی روسیه می داند وازطرفی دیگر سرزمین آنرا وسیله وراهی برای لشکر کشی به هند می شمارد وبه همین نظر عده کثیری صاحب منصب مهندسی وتوپخانه همراه سرتیپ گاردان میفرستد وایشانرا به عنوان سفارت ماموردربار طهران میکند." (30) "ناپلئون برای آنکه قوای دریایی آن دولت "انگلیس" راازآبهای اروپا دورسازد ودرصورت امکان به جزایر بریتانیا حمله برد، نقشه ای طرح کرد به این ترتیب که سپاه فرانسه به کمک عثمانی وازراه ایران به هندوستان، مستعمره انگلیسی ، حمله برد؛ دراین صورت انگلستان ناچاربرای حفظ آن مستعمره نیروی دریایی وبیشترقوای برّی خودرادراقیانوس هند متمرکزخواهدکرد. آنگاه سپاه فرانسه به کمک اسپانیاوهلند به جزایر بریتانیا هجوم کند."(31) بی خبری فتحعلی شاه ودرباریان ازاوضاع اروپاباعث می گردیدکه وی ودرباریان اطلاعات خودراازارمنی های ایروان کسب کنند درحالیکه آنهاباروسیه رابطه نزدیکی داشتند. برای مثال کسب اطلاعات فتحعلی شاه برای اولین بار ازداود خلیفه ارامنه اوچ کلیسادرمورد ناپلئون درسال 1219 هجری (1804 میلادی) صورت گرفت. " چون فتحعلی شاه ورجال آن عهد ازاوضاع دنیا بی اطلاع بودند هرقدمی که بر داشته اند غالبا برضدمنافع مملکت ایران وبرضرر خودشان تمام شده است . " (32) ولی این مسئله(اتحادقاجاروفرانسه) مدت زیادی طول نمی کشدوناپلئون باآنهمه طمطراق خوددرقبال ایران عهدشکنی می کند وطبق معاهده تیلسیت بین روسیه وفرانسه ( 1807 م – 1222ق) "فرانسه قبول می کندکه ایران نصیب دولت روس گردد! چه او تصور مینمود ایران درتحت نفوذ دولت روس باشد به مراتب برای فرانسه بهتر خواهد بود، چونکه ممکن است دولت روس درآینده یک دوست باوفای ناپلئون وفرانسه باشد ولی اگردردست دولت انگلیس افتد دیگر هیچ استفاده سیاسی برای دولت فرانسه نخواهد داشت ."(33) ولی پیش بینی ناپلئون مثل خیلی چیزهای دیگر اشتباه ازآب درآمد ودرآینده ایران نصیب استعمارانگلیس مکارشد. وباردیگرتاریخ درخصوص ناپلئون هم ثابت نمودکه هرچه دیکتاتوری وقلدری بیشتر، همانقدرسقوط وسرگردانی بزرگتروعظیمتررخ می دهد. باتمامی این تفاصیل باید گفت که دولت ناپلئون بعد از معاهده تیلسیت دست از علاقه خود به ایران وعثمانی برداشت و" عثمانی وایران هردو ازآن اعتبار اولیه افتادند وعسگرخان افشار سفیر فوق العاده فتحعلی شاه که حامل شمشیرهای امیرتیمور گورکانی ونادرشاه افشاربرای ناپلئون بود دیگر مورد توجه نگردید وپس ازچندی توقف درپاریس فقط سلام خشک وخالی ناپلئون را به فتحعلی شاه حامل گردید ونماینده دولت عثمانی نیز مدتها درپاریس سر گردان بود وبعد مرخص شده به عثمانی مراجعت نمود." (34) وقتی که فتحعلی شاه خودش لیاقت بکار گیری شمشیرهای تیمور ونادررا نداشت آنها رابه دیگری هدیه می کرد! تاشمشیرهای سلاطین ترک زینت بخش موزه های فرانسه شود. بالاخره"به واسطه نزدیکی ناپلئون باالکساندر، ایران وجه المصالحه شد." هم زمان بااین سیاست غیرفعال فرانسه ووعده های پوچ قبلی ناپلئون کبیر!، دیپلماسی ماهرانه انگلستان شدت پیدامی کند. به این دلیل که فرانسه مشکلات خاصّ خودراپیدامی کندودرنتیجه هرگزنمی تواند دیپلماسی فعالی رادرآسیا وبخصوص درخاورمیانه درپیش گیرد. درچنین شرایطی ایران عوض اینکه از دیپلماسی ماهرانه ومعقول استفاده نماید بامسائل سیاسی آن عصر بایک دندگی برخورد می کرد ودربارایران به سرجان ملکم انگلیسی به خاطر پول زیادی که وی به درباریان داده بود می گفتند که:"اگر خود ناپلئون هم وارد طهران بشود اجازه ورود به حضور قبله عالم داده نخواهد شد!" (35) انگلیسیها درواقع درازای پرداخت رشوه به درباریان مزدور، کل مملکت راغارت می کردند. " یکی از مواد سری معاهده تیلسیت این بود که مملکت فنلاند(سوائمی) که جزء متصرفات دولت سوئد میباشد برای استحکام پطرزبورغ ضمیمه مملکت روسیه گردد. ناپلئون ، عثمانی ، ایران ، سوئد ، پروس ، لهستان وتمامی اروپای شرقی وممالک اسلامی وهندوستان رابرای دوستی با امپرطور روس قربانی نمود ... ولی ممکن نگردید. " (36) و مدتی بعد جنگ فرانسه وروسیه آغازگردید. وفرانسه دوستی قاجاروعثمانی راازدست داد.ودرجنگ روس وفرانسه ، ایران نظاره گرمیدان شد. مسئله همداستانی انگلستان وروسیه درمقابل فتوحات ناپلئون، دولت انگلستان رابه مداخله ومیانجیگری درمحاربات ایران وروسیه مجبور نمودوازآن میان زیانهای جبران ناپذیربه کشورماواردآمد. عهدنامه فین کن اشتاین کلاً به ضررقاجاربوده است. چون هم ازروابط فعال انگلیس مدتی غافل ماندند وهم وعده های کذایی ناپلئون آنها راسردرگم وامیدوارنمود. وازهمه مهمتراینکه نتوانستند اتحاد واشتراک مساعی عثمانی رابه خودجلب نمایند. زیراکه عثمانی وروسیه دشمنان تاریخ هم بودندونمی توانست بین آن دوکشوراتفاقی صورت پذیرد. اعتمادالسلطنه وقایع دوران اول جنگ قاجاروروس راچنین توضیح می دهد: درسال1218ق/1803میلادی قشون روس که به سرداری سیسیانوف متوجه قفقازشده بودندبعدازاستیلابرتفلیس به گنجه تاختندواین شهررامسخرساختندوپس ازتسخیر، سه روزبه قتل عام پرداختندوجوادخان گنجه ای نیزبایک پسرخودمقتول شدواهل قراباغ وایروان نیزخایف شده باسردارروس به طریق مداراحرکت می کردند(سیسیانوف سردارروس همان است که عوام اتراک اوراتپشیخدر"قیزیل ایاق"می گفته اند) امامحمدخان قوانلوی قاجاروالی ایروان به اغوای جعفرقلی خان دنبلی وکلبعلی خان نخجوانی باسردارروس بساخت. چون این وقایع به عرض آستان خاقان عظیم الشأن رسیدحضرت مستطاب نایب السلطنه ولیعهددولت علیّه رابه آن حدودمأمورفرمودندوکسانی که به التزام رکاب مبارک مقررومعین گردیدندازاین قراراند: میرزاشفیع صدراعظم مازندرانی، نواب امیرکبیراعتضادالدوله، سلیمان خان قوانلوی قاجار، وپیرقلی خان شامبیاتی قاجار، وازسرکردگان پیاده ولایتی اشخاص مسطوردرذیل ملتزم اردوی حضرت شاهزاده معظم گردیدند: میرزامحمدخان لاریجانی، اشرف خان دماوندی، عبدالله خان ارجمندی، صادق خان تنکابنی، احمدخان سوادکوهی، علی اصغرخان بندپئی، آقااسمعیل وآقامهدی بالارستاقی، حسن سلطان کلبادی، باقرسلطان انزابی بابعضی سرکرگان دیگر، وسی هزارنفر پیاده وسوارجرّار."(37) پنجشنبه شانزدهم ربیع الاول1220/1805 موکب خاقانی ازچمن سلطانیه حرکت کرده وبه چمن اوجان نزول اجلال فرمود. ابراهیم خلیل خان جوانشیرازتوجّه عساکرمنصوره به این حدودوحشت نموده جعفرقلی خان نبیره خودرانزد سیسیانف سردارروس که درگنجه بودفرستادواستمدادنمود. سیسیانف محمدحسن خان ابن ابراهیم خلیل خان راکه پدرجعفرقلی خان مذکوربودباجمعی ازسواران قراباغ وسیصدنفرسربازروس به محافظت پل خداآفرین فرستادکه راه عبورلشکرمنصوررامسدودنمایند. ازاین طرف اسمعیل خان دامغانی به دفع این جماعت مأمورگشته بعدازکشش وکوشش سواران قراباغی وپیاده های روسی مغلوب شده محمدحسن خان به جنگل فرارکردوقبل ازآنکه براودست یابند خودرابه قلعه شوشی رسانید. پس ازآن موکب خاقانی ازچمن اوجان انتهاض فرموده ازرودارس عبورکردند.(38) دروحله اول قشون روس وحامیان آن شکست می خورند. ولی بعدآً ورق برگشته نیروهای قاجارتوان مقاومت راازدست داده وعقب نشینی می کنندومنجربه شکست می شود. یک بارهم روسهابا کشتی های خودبه انزلی حمله می کنند وبعدازتصرف کوتاه مدتشان شکست خورده ومجبوربه عقب نشینی می شوند. بعدازحمله سیسیانف به باکوازطریق دریای خزر، "نایب السلطنه ، حسینقلی خان قاجاردولورابه حمایت مصطفی خان وحفظ باکو روان فرمودندواحمدخان مقدم بیگلربیگی تبریزرانیزباتوپخانه وبعضی دسته جات پیاده ازعقب اوفرستادندو خودازتبریزبه اردبیل تشریف بردند. اعلیحضرت خاقان کشورستان نیزجمعی راازدارالخلافه به امداد روانه آذربایجان فرمودند، سیسیانف چون خودراازهرجهت محاط ومحصورسپاه ایران دیدباحسینقلی خان باکویی بنای مراوده ومماشات راگذاشت. حسینقلی خان به ظاهر اظهارسازش بااونموده وبرای مشورتی سیسیانف رادرحوالی قلعه طلبید ومشغول مکالمه شددراین حال ابراهیم خان بنی عمّ حسینقلی خان ازپشت سرسیسیانف راهدف گلوله ساخته به عالم دیگرروانه ساخت وعساکرمنصوره به اردوی روس تاختند، بقیه لشکربی سرداردرسفاین نشسته به راه پشت ساری رفتند."(39) بعدازقتل سیسیانوف بدست نیروهای قشون قاجار، پاسکوویچ فرمانده کل قشون روس درمنطقه گردید. (سال 1242ق- 1205ش) "درسال1222ق/1807میلادی چون دولت روس خیال جنگ باعثمانی داشت غراف گداویچ سردارروس که مأمورقفقازبود استیانف نامی رابانامه ای که امپراطورروس به میرزامحمدشفیع صدراعظم نوشته بودند به دربار دولت علیّه فرستاده طلب مصالحه نمود. امنای دولت ایران مصالحه رامنوط به استرداد بلاد جزوایروان وآذربایجان که عساکرروس متصرف شده بودندنمودندوفرستاده راخرسندمعاودت دادند."(40) ولی بعداً مشخص گردیدکه اقدامات ایلچی مفیدفایده واقع نگردیده وجنگ همچنان ادامه پیداکرد. بعدازانعقاد عهدنامه فین کن اشتاین بین قاجاروفرانسه ، فابویه جهت تأسیس کارخانه توپ ریزی دراصفهان درسال 1222ق به مشکلاتی که توسط عبدالله خان برسرراه فعالیت فابویه به عمل آمده وحتی توطئه قتل وی اشاره شده عمال روس وانگلیس سعی داشتندازتأسیس کارخانه توپ ریزی جلوگیری به عمل آورند. فابویه درگزارشهای خود، صریحاً عبدالله خان راعامل اصلی توطئه ذکرکرده است. حتی امین الدوله باگرفتن تأمین جانی توسط مکنیل وزیرمختارانگلستان وعزیمت به عراق اشاره شده است... "خانواده های صدرکنونی ساکن درعراق ازبازماندگان ونوادگان عبدالله خان امین الدوله(پسرصدراصفهانی) می باشند."(41) "آقای اسماعیل رائین درکتاب خود، تحت عنوان حقوق بگیران انگلیس درایران، به استنادبرخی ازگزارشهای سرجان ملکم وسرگوراوزلی وبه نقل ازاسناد بایگانی راکد هند نوشته اندکه حاجی محمدحسین خان (صدراصفهانی) ازکمپانی هندشرقی ودولت انگلستان مقرری دریافت می نموده است."ص54 افشاری... "وی ازشمّ سیاسی لازمه برخوردارنبوده وازپلیتیک وسیاست به دوربوده است... درسال 1236 ودرزمان صدارت حاج محمدحسین خان صدراصفهانی به دستورفتحعلی شاه وزارت خارجه تشکیل گردیدومیرزاعبدالوهاب خان معتمدالدوله نشاط اصفهانی دانشمندوشاعرمعروف به سمت اولین وزیرخارجه تعیین شد."(42) وزارت امورخارجه بنیانش ازهمان اول توسط میرزاها ومنشی های انگلوفیل تشکیل گردیدکه هدفشان توسل به حامی اصلی خوددرایران بودند. ناپلئون در16 فوریه 1805 ( 16 ذی القعده 1219) ژوبر راکه زبانهای ترکی وعربی راخوب میدانست مامور سفارت ایران کرد. اکثر سفرا ومامورانی که اروپائیان به ایران فرستاده اند ترکی می دانسته اند. مثلاً بیانک سروان مهندس ایتالیایی که زبان ترکی راخوب می دانسته یا "کیفر" فرهنگی برای زبان ترکی به فرانسه نوشته که معروف است. درزمان عباس میرزابه ایران آمده اند. درآن زمان تفاوت درمیان تمدن دوکشور(ایران وفرانسه ) باندازه ای بود که هنوز برای ایرانیان ومخصوصاً برای مردان کامل ومعمری که دربار فتحعلی شاه ازایشان تشکیل می شد فهم ودرک اوضاع فرانسه بسیاردشواربود. حتی اگرمابه متن نامه هایی که پادشاهان ایران به پادشاهان اروپایی فرستاده اند دقت کنیم می فهمیم که مطلبی که می توان فقط درچند سطربیان نمود درچند صفحه می نگارند وازاینجا پی به یاوه گویی سران ایران برده می شود. نظرفرانسویان درمورد ترکان ( فابویه ازافسرانی که زمان عباس میرزا به سربازان ایرانی آموزش میداده): "درباره سربازان ترک عقیده فابویه این بوده است که باهمه معایبی که دارند باز حسنی درآنهاهست ومی گوید نژاد ترک حسّ مقاومتی دارد که مفید است. باوجود همه این معایب وباوجود ضعفی که دردولتشان هست وسربازان تعلیمات کم دیده اند وعده کثیر ازآنهامردم بی همت وسست اند باز میتوان گفت که هرگز کسی نمیتواند برملت ترک مستولی شود. شاید بیگانگان آنهارابسهولت ازمیان ببرند وبیرون بکنند ولی هرگز آنها اطاعت نخواهند کرد وشاید روزی که مرد بزرگی دررأس آنها قراربگیرد باعث وحشت همسایگان خود شوند."(43) بنابرنوشته اعتمادالسلطنه "درسال 1222/1807 میرزامحمدرضای قزوینی که به ایلچی گری به فرانسه رفته بوددرنمسه به حضورناپلیون اول امپراطورفرانسه رسیده موردالتفات زیادگردیده وناپلیون ژنرال غاردان راکه صنایع به درباردولت علیّه مأمورنموده فتحعلی خان نوری قره یساولباشی حضرت مستطاب نایب السلطنه به مهمانداری آنهارفت وژنرال مشارالیه وهمراهان اوبامیرزامحمدرضای قزوینی به دارالخلافه آمدندودرخانه میرزامحمدشفیع صدراعظم منزل برای آنها معین شدو ژنرال غاردان به حضوراعلیحضرت خاقان مشرف شده نامه مودّت علامه ناپلیون راباهدایاتقدیم نمود."(44) وحکم همایون شرف صدوریافت که حضرت مستطاب نایب السلطنه به تشکیل سپاه نظام پردازندوافواج پیاده استرآباد ومازندران وعراق(عجم) وضع نظامی بهم رسانیده مشغول مشق شدند، حتی شاهزادگان به تعلیم معلمین فرانسه به مشق کردن پرداختندوچیزی نگذشت که پنجاه هزارنفرازعساکرآذربایجان ومازندران وعراق وسمنان ودامغان داخل درنظام گردیدند."(45) "درسال1223ق/1808میلادی نوشتجات فیمابین غراف گداویچ وژنرال غاردان خان سفیرفرانسه ارسال ومرسول شد گداویچ متعهدشدکه امسال عساکرروس راباسپاه ایران بنابرمتارکه باشدتابلکه صلح به انجام رسد، وژنرال غردان اظهارداشت که چون ناپلیون باامپراطورروس درکارانعقادعهدمصالحه می باشد(معاهده تیلسیت) من درعریضه خودبه ناپلیون نوشته ام که قرارتخلیه ولایت گرجستان وقراباغ واران رانیزبادولت روس بدهند. درهمین سال سرژن ملکم مجدداً به ایلچی گری ازجانب حکومت هندوستان انگلیس به بندربوشهرآمد، وچون ژنرال غاردان خان به آمدن سفیرانگلیس به دربارهمایون مایل نبود، ونیزتعهدات کرده ، اسمعیل خان پیشخدمت خاصه به شیرازرفت وبه وضع خوش به سرژن ملکم پیغام فرستادکه تازمان ظهورتعهدات سفیرفرانسه بنارابه توقف درآنجائی که هست گذارد. مقارن این حال حکمی ازفرمانفرمای هندوستان به سرژن ملکم رسیدکه سرهارفوردژونس ازجانب پادشاه انگلستان مأمورسفارت ایران وواردبمبئی شده بنابراین مراجعت تو اولی است.لهذاسرژن ملکم به کلکته مراجعت کرد."(46) حاکم اصفهان همان حاج محمد حسین خان امین الدوله که سمت وزارت مالیه راهم داشت بطوریکه ازگزارشات رسمی گاردان بوزارت خارجه فرانسه برمی آید از هواخواهان انگلستان بوده است."(47) باکارشکنی او گاردان نمی تواند توپ های زیادتری دراصفهان درست کند. چو ن کمک مالی نمی شده هیچ، بیچاره ازجیب خودش نیز خرج می کرده است. ولی برعکس درزمان عباس میرزا " تفنگها وفشنگهایشان راازروی نمونه هایی که از فرانسه آورده بودند درتبریز ساخته بودند." "فرمانهاابتدا به زبان انگلیسی صادرمیشد ولی بعدا به علت مساعی خوداو(دروویل) برای این منظوراززبان ترکی آذری یعنی زبان اکثریت مردم آذربایجان استفاده بعمل می آمد."(48) فابویه متخصص توپخانه دراصفهان کارخانه توپ ریزی تأسیس نمود به دستورفتحعلیشاه 20 توپ سبک صحرایی درمدت 8 ماه فراهم آورد. قشون قاجاردرسال 1807م(28دسامبر) بنابرگزارش ژنرال گاردان به وزیرامورخارجه فرانسه چنین بوده است: 180000نفر؛ حقوق سربازان به طرزنامطلوبی پرداخت می شودچراکه آزوطمع بین درباریان ورجال ملازم شاه، شایع است. همه ازترس دربارکالاهای خودرامخفی کرده و وانمودبه فقروافلاس می کنند.آنهامخصوصاً ازاحضاربه تهران می ترسندچون می داننددرآنجا مجبورخواهند بود مبلغ گزافی به درباربپردازند.(49) باعقدعهدنامه تیلسیت بین روسیه وفرانسه "سپاهی که هنوز به تعلیمات نظامی فرانسه کاملا آشنا نشده بود کمی بعد ازخروج گاردان تحت تعلیم افسران انگلیسی قرارگرفت."(50) درسال1224ق/1809میلادی، غراف گداویچ به سبب شکست ایروان مغضوب وبه دربارامپراطورروس احضارشدو ترومسوف به جای اوبه سرداری گرجستان آمد.وحاجی میرزاابوالحسن خان شیرازی همشیره زاده مرحوم حاجی ابراهیم خان وزیرشاه شهید سعید(آغامحمدخان) به واسطه انتساب حاجی محمدحسین خان امین الدوله ولیاقت شخصی به سفارت انگلیس منتخب وروانه گردید... درهمین سال حضرت خاقانی ازسلطانیه تشریف فرمای چمن اوجان گردید، وهنگام ورودحضرت مستطاب نایب السلطنه ولیعهدبیست هزارنفرپیاده نظام جدیدآذربایجان رابابیست عراده توپ ازسان نظرمبارک گذرانیده زیاده ازحد موردتحسین وتمجیدگردیدند."(51) درگیرودارجنگ های دوره اول روس وایران "درسال1226/1811 درایالت نواب شاهزاده عبدالله میرزادرخمسه چوپانی دردامنه کوه سجاس رود موشی دیدکه مهره های سفیدازسوراخی بیرون می آوردآن محل راشکافتندجیقه وکمری مرصّع ودسته خنجری وجام طلائی باچنددانه مرواریدبه دست آوردندوبعضی چنین حدث زدندکه این محل مزار ارغون خان مغول است."(52) بعداززیرپاگذاشتن عهدنامه فین کن اشتاین توسط فرانسه دولت قاجاربه فکرارتباط باانگلیس می افتد وسفیربه دربارانگلیس می فرستد.استقبال ازسفیرفتحعلی شاه حاجی میرزاابوالحسن خان شیرازی وبازگشت اوبه همراه سرگوراوزلی به ایران اوایل سال 1226ق 1811م چشم اندازجدیدی بین دوکشورایران وانگلیس می گشاید. "سرگوراوزلی بنابرمفادعهدنامه سابق مقرری سه ساله آذربایجان رابه 000/30 هزارقبضه تفنگ و20 عراده توپ تسلیم کرد وافسرانی راکه همراه آورده بودبه تعلیم افرادسپاه ایران گماشت."(53) فتحعلی شاه به خاطر نگرانی ازپیشروی روسیه هیئت اعزامی انگلستان به ریاست سرهارفوردجونز وسفیر فوق العاده راکه حدود صدنفر مستخدم ارمنی وهندی با خود داشت اجازه دخول به ایران وتهران راداد ( به تاریخ 26 ذی الحجه 1223 ) درسال 1227ق/1812میلادی سرگور اوزلی سفیر انگلیس به اتفاق میرزاابوالحسن خان شیرازی به تبریزرفت که باحضرت مستطاب نایب السلطنه عباس میرزاملاقات نمایدوبعضی قرارومدارهاداده شود."ص1504 ناصری ج3... ازوقتی که میرزاالوالحسن خان شیرازی خواهرزاده وداماد حاجی ابراهیم کلانتر به سفارت لندن مامور گشت ... "امنای دولت انگلیس ... سجل کردند که سالی دویست هزار تومان تسلیم کارداران ایران کنند وسالی یکهزار وپانصد تومان نیز دروجه میرزا ابوالحسن خان شیرازی بر قرارکردند که از دولت کمپانی هندوستان ماخوذ دارد."(54) بدین ترتیب این میرزاهای مزدورنمک قاجارخورده ونمکدان می شکستندوبه ولی نعمتان خودخیانت می کردند. درسال1228/1812 چهارنفرازارامنه جلفای اصفهان که درعمارت سلطنتی شیشه بری می کردندازراه بام داخل خزانه شده تقریباً سی هزاراشرفی به سرقت بردندولی سارقین به دست آمدند."(55) بنابه نوشته دنیس رایت " درنبرد اصلاندوزدرکناره شمالی رودارس درتاریخ سی ویکم اکتبر 1812 نیروی ایران قلع وقمع شد. .. " دراین جنگ کریستی انگلیسی نیز کشته شده است. پیش ازآن درظرف همان سال یک افسر دیگر انگلیسی یعنی سرگرد استون دراردبیل درگذشته بود." ص 69 انگلیسهادرمیان ... تعدادی ازتکنیسین های خارجی هم به ایران دعوت شدندکه این کاربادعوت مهندسین انگلیسی به آذربایجان درسال 1812م. شروع گشت.(56) درسال 1809م – 1224ق معاهده ای بین ایران وانگلیس بسته شد به نام عهد نامه مجمل که طبق آن انگلیس متعهدمی شد درمقابل هجوم ممالک دیگربه قاجارکمک کند وسپس همان معاهده درسال 1812 به نمایندگی سرگوراوزلی تکمیل شده عهدنامه مفصل نام گرفت.عقدعهدنامه مفصل بین ایران وانگلستان درزمان فتحعلی شاه که استقلال ایران رابه بادمی داد وامضای آن 1229قمری/ 1814میلادی بسته شد. برطبق این عهدنامه ها قرارشدکه "دولت بریتانیا کمک سالانه ای به میزان 200000 تومان ( 150000 لیره استرلینگ) دراختیار ایران قراردهد. تازمانیکه ایران باقدرت خارجی درجنگ باشد.ولی درسال 1826 درجنگ بین ایران وروسیه ، بریتانیا ازتحویل آن خودداری کردوگفت تجاوزازجانب ایران صورت گرفته است نه روسیه."(57) قراردادهایی که بین ایران وانگلیس بسته می شد آنچه بایستی ایران متعهد می شد نقد وقابل وصول ، ولی مال انگلیس نسیه وغیر قابل وصول بودند. سرگوراوزلی که به زبانهای فارسی وترکی وهندی آشنا بود. مذاکرات صلح وعهدنامه گلستان ازتوابع قره باغ به وساطت وباحضور اوبعدازشکست قشون ایران دردوره اول جنگ، بین ایران وروسیه منعقد گردید. (29شوال 1228 هجری قمری مطابق با 1191شمسی برابربا 21 اکتبر 1813 میلادی.) اماخط مرزی بین دوکشورصریحاً تعیین نشد واین امرمنشأ اختلافات وجنگهای بعدی گردید.(58) سرگوراوزلی انگلیسی که بعنوان شفاعت درمعاهده گلستان حضورداشت به عمد حدود مرز ایران وروسیه رانامشخص ومبهم نگه داشت تادرآینده شاهد جنگ های دیگری بین آنهاباشند. سرگوراوزلی کتابهایی که نوشته آگاهی خود رااز زبان فارسی وترکی تشان داده است. "سرگور اوزلی متجاوز ازپنج سال درایران بود دراین مدت اکثر بلاد ایران راگردش کرد وبااشخاص معروف ومتنفذ آن ایام آشناشده وغالب اوقات طرف شور ومشورت پادشاه ایران واقع میگردید، از اسرار نهانی عباس میرزا نایب السلطنه باخبرشده بود، به احوال وروحیه درباریان فتحعلی شاه آشنایی کامل پیدا کرده بود، خلاصه اوضاع واحوال آن زمان ایران رااز هرحیث به دقت مطالعه نموده ایران راآنطوریکه شناخته ودانسته بود به اولیای امور انگلستان معرفی نمود." (59) سرگور اوزلی – باتوجه به عملکردهای وی فی مابین ایران وروسیه واسناد وشواهد موجود، اطلاعات مفیدی را از ایران برده ودراختیار روسها قرار می داده است. به سرگور اوزلی فرستاده انگلیس درایران اختیارداده شده بودکه:" به منظورخرید کتب خطی فارسی وعربی به قیمتهای مناسب برای موزه بریتانیاتا ششصد لیره درسال خرج نماید." ص 25 انگلیسهادرمیان... "همسراوزلی به احتمال قریب به یقین اولین زن انگلیسی است که دختری رادرایران در17 ژوئن 1811 بدنیاآورد."(60) سفارت سرهارفوردجونز انگلیسی درسال 1223- 1224ق دردوران حاجی محمدحسین خان امین الدوله اصفهانی و درهمان موقع سرجان ملکم برای مأموریت دوم خود 1224ق- 1809 م به ایران آمد سرهارفورد جونزبعدازتهران به آذربایجان رفته وتاسال 1226ق 1811م درتبریزاقامت می کند. مأموریت سوم سرجان ملکم 1225ق 1810م به ایران که درچمن سلطانیه به پیشگاه فتحعلی شاه می رود. وقایع سیاسی ایران دراین اوقات تاحدی مربوط به اوضاع سیاسی اروپا است وتقریبا همیشه چنین بوده است. ایران به بهترین وجه می توانست ازتضاد وجنگ موجود بین ممالک اروپایی استفاده نماید که متاسفانه به علت بی اطلاعی حکام هرگزنتوانست. فتحعلی شاه نتوانست موضع وسیاست اصولی درقبال روسیه وانگلیس وفرانسه ویاسایرممالک اتخاذ نماید، طوریکه سیاست قاجاردرقبال آن سه دولت عمده جهان آن دوران بدون آگاهی ازمعادلات بین المللی بود. وقاجاروعثمانی هیچوقت نتوانستند درمقابل دشمنان خودشان یعنی روسیه وانگلیس موضع مشترکی داشته باشند. زمامداران روسیه لحظه ای ازتعقیب سیاست خودودامن زدن به آتش نفاق وتجدید اختلافات دیرینه بین ایران وعثمانی منصرف نشدند. سیاست روسها مبنی براین بودکه دوکشورمسلمان رایکباردیگربه جان هم بیندازندودرصورت شکست هریک ازطرفین نقشه خودرادرموردتصرف اراضی وایالات ایران وعثمانی دنبال کنند.(61) درسال 1245/1829 هنگام مسافرت فتحعلی شاه به شیراز"میرزاعلی اکبرکلانترولد حاجی ابراهیم خان اعتمادالدوله، ملقب به قوام الملک شد."(62) قوام الملک تنها فرد باقی مانده ازخاندان حاجی ابراهیم خان اعتماد الدوله بود که توسط فتحعلی شاه قاجار ازبین رفته بودند . که باتوجه به سیاست انگلیس آنها افراد ناراضی قاجارراپیداکرده واورابکارمی گرفتند. خاندان قوام الملک بعداً ازعوامل مؤثرانگلیس گردید. هدایای زیاد موجب قرب ومنزلت انگلیسیها درایران وکمی آن موجب بی اهمیتی آنها می شده ونیز شاه فکر می کرده که دیگر اهمیت سابق راندارد. تازمانیکه قفقاز تحت تصرف روسیه قرارنگرفته بود ، انگلیسها تمایل داشتند که جمعیت ارامنه تحت حمایت آنهادربیاید.بعداز تصرف قفقاز عده زیادی ازآنهابه قفقاز وسرزمین های آذربایجان شمالی مهاجرت کردندولی درایران ارمنی ها به طورعمده تحت حمایت انگلیس بودند. درحالیکه ارامنه درجنگ ایران وروسیه به روسهاکمک می کردند ایران ماموران سیاسی خودراازبین ارامنه انتخاب کرده به اروپا می فرستادند وبدین ترتیب لابی های ارمنی تشکیل میشد. درزمان فتحعلی شاه سفراوفرستادگان وی به ممالک اروپا به طورعمده ارمنی بودند. به هرحال سه دولت بزرگ قرن نوزدهم دولت قاجاررابه خوبی ملعبه دست خودکردندو"به قول یکی از علماء معروف : ایران راروسها تهدید وتخویف نمودند . فرانسویها ریشخند کردند وانگلیسیها هرگز نشده که درسیاست خودشان باایران ولویکبارهم شده با آن عادلانه رفتارکنند." (63) درطول قرن نوزدهم واوایل قرن بیستم آنچه می توانستند کشورهای روس وانگلیس وحتی فرانسه برسر ممالک محروسه ایران آوردند. ازآنجایی که مناطق متصرفاتی روسیه ، عمدتاً ترک نشین بودند به همان دلیل تبلیغات ضدترکی آنها جهت شکستن مقاومت آنها مستمر بود وسیاست آسیمیله برعلیه آنها به کاربرده می شد وبرعکس ملل همسایه آنها راتقویت میکردند. ازجمله ارمنی ، گرجی وتاجیک را... و روسها درسرزمینهای اشغالی مرتکب بدرفتاری وفجایع زیادی نسبت به اهالی(مسلمان) گردیدند... بی اطلاعی زمامداران ایران ازاوضاع سیاسی دنیاواعتماد بی موردی که نسبت به سرگوراوزلی ابرازنمودند باعث شدکه وقتی ارتش بزرگ ششصدهزارنفری ناپلئون درقلب روسیه به پیشروی مشغول بود وروسهاتقریباً کلیه سربازان خودراازجبهه قفقازبه مقابله بافرانسویان فرستاده بودندکه ایرانیان نتوانندازفرصت استفاده نموده وایالات قفقازرابگیرند... اوزلی هم نهایت کوشش خودرادرحفظ منافع دولت متبوع خودومتحدش روسیه بکاربرد.(64) درموقع امضای عهدنامه صلح گلستان روسها تعمّد به خرج دادندکه حتی المقدورازتعیین خط مرزی بین دوکشورخودداری شود. انگلیسیهاهم که واسطه انعقاداین عهدنامه بودندبا این موضوع موافقت داشتندودرعهدنامه تهران مورخ 25نوامبر 1814(1229ق) تعیین سرحدات بین ایران وروسیه رامنوط به نظرواطلاع نمایندگان سیاسی خودنمودند. همین امورموجب اختلافات مجدد دوره دوم جنگهای بدفرجام ایران وروسیه گردید. ص230هوشنگ... وخشونتی که پرنس روسی دررفتاروگفتگوهای خودباایرانیان(مسلمانان) به کارمی برد مزیدبراخباروحشتناکی که اززجروشکنجه اهالی مسلمان قفقازبه دست روسهامی رسیدشدوباعث بروزهیجان عمومی درتهران گردید.(65) اززمان ناپلئون به بعد باتوجه به اتحاد عمل فرانسه وعثمانی واتحاد عمل آلمان وعثمانی ، یک نوع افکارضد ترک دربین سیاستمداران انگلیسی (وهمینطورروسی) به وجود آمد . که بعدها این امر تبدیل به معضل عمده ای برعلیه ترکها درخاورمیانه گردید که انگلیسیها بطورعمده علمدارآن بودند.باتوجه به حاکمیت قاجاردرایران این دیدگاه به این کشورنیزکشیده شد که نتیجه آن بعدها کودتای انگلیسی رضاخان درایران بود. هنوز مرکب امضای عهدنامه صلح ایران وروس خشک نشده بود که جنگ روسیه باعثمانی به تحریک انگلیس شروع شد وبرخلاف تصور انگلیس ، قشون عثمانی به سرعت درهم شکست وانگلیس نتوانست سر روسیه را درجنگ باعثمانی گرم نماید. "محمد علی پاشا والی مصر بتحریک اجانب ( یعنی فرانسه وبرخی کشورهای اروپایی ) علم مخالفت راعلیه دولت عثمانی بلند نمود . این نیز خود از شاهکارهای سیاست اروپایی است که مردان متنفذ عالم اسلامی رابجان هم اندازند."(66) امپراطوری عثمانی درواقع هم ازطرف دشمن وهم ازطرف دوست تحت فشار بوده ایران ازیک طرف ، مصر ازیک طرف دیگر وکشورهای اروپایی ازروس وانگلیس وفرانسه وحتی صرب ویونان ازطرفهای دیگر... همانطوریکه قاجارهم ازطرف روس وانگلیس وعوامل آنهادرفشاربود. سعود هم بخاطر تضادی که باعثمانی پیداکرده بود موردحمایت فتحعلی شاه وروسیه بوده است. نفوذ وسانتاژ دودولت روسیه وانگلستان تابه آن حدرسیده بودکه "هنگامی که محمدعلی خان شیرازی به سفارت فوق العاده به پاریس می رفت سفرای دودولت مزبوردراستانبول مانع ازعزیمت اوشدندوتانامه هایی راکه جهت دولت فرانسه همراه داشت نخواندند وازمضمون آنهامطلع نشدند نگذاشتند رهسپارشود.(67) دردوران فتحعلی شاه، وی همیشه با ترکمانان شمال خراسان وترکمن صحرامشکل داشته است.به همان خاطرسرکوبی ترکمانان درترکمن صحراوشمال خراسان صدمات جبران ناپذیری برآن قوم واردکرد.تقریبا درهرسال شورشهایی توسط آنها درکتاب "تاریخ منتظم ناصری "گزارش شده است. "درسال 1229ق/1813میلادی خبرطغیان محمدزمان خان قاجارعزّالدینلو حاکم استرآباد مسموع امنای حضرت پادشاهی گردیده معلوم شدکه باسی هزارسوارترکمان مصمم حرکت وعازم طهرانست. لهذافرمان همایون خطاب به سادات واعاظم استرآبادشرف صدوریافت وآنهامحمدزمان خان وامیرخان برادراورابگرفتند ومغلولاً درچمن نمکه به حضورمبارک آورده سیاست شدند."(68) درسال1232ق/1816میلادی آلکساندر یرملوف وزیرمختاردولت روس که خودراازنبایرجوجی خان بن چنگیزخان می دانست ازتفلیس به طرف ایران حرکت کردوعسکرخان افشارمهمانداراودراوچ کلیسا به وزیرمختار رسید وروانه ایروان شدندوسپس هنگام ورودبه تبریزنیزازجانب حضرت مستطاب نایب السلطنه پذیرائی کامل ازمشارالیه به عمل آمدوآخرالامردرچمن سامان ارخی نزول کرد تاروز ورود موکب اعلیحضرت همایون به سلطانیه وزیرمختارروس باشرایط اعزازدرک حضورمکرمت ظهورخاقانی نمود... (69) درسال 1233/1817دوباره حاجی میرزاابوالحسن خان شیرازی به سفارت انگلیس رفت وهدایابه صحابت اوبرای امپراطورنمسه(اطریش) ولوئی هیجدهم پادشاه فرانسه وبه جهت پادشاه انگلستان ارسال نمودند." "میرزاابوالحسن خان شیرازی خواهرزاده ودامادحاج ابراهیم کلانتربود." که به عنوان سفیرازطرف فتحعلی شاه (وبه عبارتی دیگرعباس میرزا) به انگلستان فرستاده شده بود. درسال1233/1817چاپ حروف که به فرانسه تپوگرافی گویند به توجهات حضرت نایب السلطنه درایران رواج یافت وبعضی شروع ورواج این صنعت رادرایران ازوقایع سال قبل دانسته اند."(70) "درسال1235/1819 سرخای خان لگزی(لزگی) ومصطفی خان شیروانی ومهدیقلی خان جوانشیرازتطاول گماشتگان دولت روس به ستوه آمده روی توسل به دربارخاقان عظیم الاقتدارنهادند وبه الطاف شاهانه نایل گردیدند."(71) درسال 1233 هجری یرمولف ، مازاروویچ رابامترجم خود شاهمیرخان ارمنی به تهران فرستاد تادرباره تعیین حدود طالش مذاکره کند. " (72) برای اولین باراعلامیه حقوق بشرکه ازطرف انقلابیون فرانسه منتشرگردیده بود(دراواخرقرن هیجدهم) برده فروشی راممنوع ساخت.همینطوردرسال 1820 با برعهده گرفتن سرکوبی دزدان دریایی خلیج فارس ، منجربه نفوذ بیشتر انگلیس شد. ونیزلغوتجارت برده درخلیج فارس وبرعهده گرفتن آن توسط انگلیس دراوسط قرن نوزدهم موجب نفوذ هرچه بیشترآن کشورگردید. وسرزمین ایران وخصوصاً جنوب کشوراهمیت استراتژیکی خاصی باحفظ منافع و مصالح بریتانیا درهندوستان راحائز بود.(73) دزدان دریایی که بیشترشان ازاعراب قاسمی بودندودراطراف شیخ نشین کوچک ابوظبی تمرکزداشتند بابیرحمی برکشتیهای انگلیسی وهندی حمله می آوردندودولت ایران که نیروی دریایی نداشت نمی توانست آنان راسرکوب کند. .. ولی انگلیس درسال 1823 انباروسایل موردنیازنیروی دریایی را درانتهای شمال غربی جزیره باسعیدو تاسیس کرد بریتانیااین کاررابدون کسب اجازه ایران انجام داد وآن پایگاه راجزیی ازقلمرو خودتلقی می کرد."(74) " یکی ازخواص عجیب وغریب موقعیت بریتانیا درایران دردوره قاجار آن بود که علاوه برآنکه وزیر مختار بریتانیا درتهران انجام وظیفه می کرد، مقام انگلیسی دیگری همچون یک ساتراپ یانایب السلطنه ازجانب دولت بریتانیا درمنطقه خلیج فارس مستقر بود."(75) "نمایندگان بومی"توسط سفارتخانه بریتانیادرتهران یا "نماینده مقیم"دربندربوشهرازمیان شخصیتهای مشهورمحلی برگزیده می شدندوسعی می شداینان ازمیان کسانی انتخاب گردند که با بریتانیارابطه ای داشته باشند دراغلب موارد این اشخاص اصل ونسب ایرانی نداشتند. درشیرازاینگونه نمایندگی درطی حیات چندین نسل دردست خانواده اشرافی وثروتمندنواب باقی ماند که ازشیعیان هندی نسب بودند. دراصفهان اعضای خانواده آقا نورازخانوده های مرفه الحال ارمنی نسلاً بعد نسل نماینده بومی بودند. درمشهد میرزاعباس خان نماینده بومی یابه قول ایرانیها وکیل الدوله بود. وی کسی بود که ازحکومت هندوستان مستمری دریافت می داشت واعضای خانواده اش درطی جنگ باافغانها درقندهاربه انگلیسها خدمت فراوان کرده بودند. .. آنهاازآنجا که رعیت بریتانیامحسوب می شدندکسی نمی توانست به ثروتشان دست بزندودرواقع برخورداری ازحمایت بریتانیا مایه پیشرفت آنان بوده است . نمایندگان بومی رامقامات ایران به عنوان افراد تحت حمایت بریتانیاقبول داشتند. مقام وامتیازاتی که آنان ازاین راه کسب می کردند ونشانهاوالقابی که دولت بریتانیا وحکومت هندوستان گاهی اوقات به نشانه قدردانی ازخدمات آنان به آنهاارزانی می داشتند آنان رادرامورشخصی وخصوصیشان بسیارمفید می افتادوبیشترشان ازبرکت همین چیزها به ثروتهای کلان دست می یافتند."(76) استعمار برای سلطه برکشوری اقشاری رابا خود هم منافع می کند. انگلیسیها علاوه برتجارومنشی ها ومیرزاها وبعداً کارمندان تلگرافخانه ها ازبعضی ارامنه نیز استفاده می نمودند. البته روسها نیزتاکتیک خاص خودراداشتند. "درآغازقرن نوزدهم بازرگانی چندان زیادی بین ایران وبریتانیاانجام نمی شدوعلل عمده عبارت بودندازانزوای جغرافیایی ایران ، هرج ومرجی که دردنبال سقوط صفویه دراوایل قرن هجدهم درایران درگیر شده بود، وقلت کالاهایی که ایران بتواندمتقابلاً صادرنماید."(77) درواقع بعد ازسقوط صفویان ایران هیچوقت روی آرامش وصلح برخود ندید.ازسال 1830 یعنی بعد ازختم جنگ عثمانی وروسیه وتامین امنیت جاده های بین طرابوزان وتبریز " یک تاجرمنفرد انگلیسی به نام چالز برجس(فرزند یکی ازبانکداران لندن) درتبریز یعنی منتهی الیه شرقی راه کاروانرو مستقرشده بود. کسی که توجه چالزبرجس رابه ایران جلب کرده بود ارمنی ظاهرالصلاحی بود که درعثمانی به نام صادق خان ودرتبریز به نام سید خان(بنابرمصالح زمانی ومکانی) معروف بود درلندن وقسطنطنیه باشرکت برادران همسون ودرتبریز به ولیعهد (عباس میرزا) روابطی داشت. که درلندن بااوبرخوردکرده واوراتشویق نموده بودکه همراه مال التجاره ای ازامتعه گرانقیمت انگلیسی ، به ایران برود. ارمنی مزبورآن کالاها راازطریق دریای سیاه وگرجستان به تبریز می فرستاد واین نخستین باری بود که چنین مال التجاره ای مستقیماً ازلندن به تبریز فرستاده می شد... ازآن به بعد تجارت تبریز بااروپا بسیاررونق پیدا کرد. ودرهمان هنگام چارلزبخشی ازدرآمد خودراصرف آموزش پیروان مسلح یکی ازخوانین کرد کرده بود ... ودرهمان ایام ولیعهد مبلغ 30000 لیره استرلینگ به اوسپرد تااودرلندن به مصرف خرید تفنگ فتیله ای وسایروسایل نظامی برساند. ولی اوپولی راکه بدین منظوربه اوسپرده شده بود به جیب زد وهرگز درایران آفتابی نشد. واین درحالی بودکه( بدهی فراوانی درتبریز داشت)وی نه تنها بدهکاریهای خود، بلکه دوفرزند نامشروع راکه ازرفیقه ارمنی خود داشت، و اسف انگیزترازهمه برادرش ادوارد رادرایران بجاگذاشت. ادوارد راتاپایان عمرش ایرانیها درگروگانی خودنگاه داشتند تاشاید چالز ارادتی بنماید، ولی چنین نشد."(78) " درسال1237/1821 وبائی شدیدازسمت هندوستان به سواحل عمان وگرمسیرات فارس سرایت کردوقریب بیست هزارنفرتلف شدندواین ناخوشی وبابه فرنگستان وسایراقالیم نیزسرایت کرد... درهمان سال درکل ممالک محروسه حدود صدهزارنفرازناخوشی وبا مردند." (79) درسال 1238/1822 میرزاعیسی فراهانی معروف به میرزابزرگ ملقب به قایم مقام درتبریزبه ناخوشی وبادرگذشت وپسرش میرزاابوالقاسم به منصب ومقام اونایل گشت."(80) " درسال 1236 قمری – 1821 میلادی درسرموضوع مهاجرت بعضی ایلات آذربایجان وقضایای دیگر بادولت عثمانی اختلافات بروز کرد ونتیجه آن منجر به جنگ شد. ..(واین بخاطرجبران شکست ایران از روسیه بود.) دراین تاریخ دولتین انگلیس وروس بر ضددولت عثمانی متحد شده بودند وبرای تقسیم ممالک عثمانی باهم قرار داد سری داشتد، بعدها دولت فرانسه نیز داخل این اتحاد گردید وموضوع یونان رابهانه کرده به دولت عثمانی حمله نمودند." (81) ازآنجایی که قبایل سرحدی دولتین عثمانی وایران درطول سال به خاطر ییلاق وقشلاق اقامتگاه های خودرا تغییر می دادند مشکلات زیادی برای دولت ایجاد می کرد... وازآنجایی که بعد از انعقاد عهدنامه گلستان روسها قسمتهای وسیعی ازخاک ایران راتصرف کرده بودند می خواستند باتحریک ایران وتحبیب جهت تضعیف عثمانی جنگی بین دوکشورمسلمان بیندازند وعباس میرزانیز جهت جبران شکست ازروسها بی میل نبود. که درنهایت دراین جنگ عثمانیها درتوپراق قلعه ازقشون ایران شکست خوردند. که به معاهده اول ارزروم معروف است. ( 19 ذیقعده 1238 قمری – 4-1823 میلادی) عهدنامه ارزروم توسط میرزاتقی خان فراهانی ومحمدامین پاشا نماینده عثمانی امضاء وبعدازامضای سلطان عثمانی در ذی القعده 1238 واصلاحاتی توسط فتحعلی شاه درربیع الثانی 1239 ق که نسخ آن به فارسی وترکی بود امضاء شد. بنابرنوشته علی اصغرشمیم " کشمکشها واختلافات بی مورد دودولت بزرگ اسلامی ، ایران وعثمانی ، خود عامل بزرگی برای پیشرفت سیاست های استعماری روس وانگلیس به شمارمی آمد." طوریکه تحریکات یکی ازآن دودولت بعضی مواقع باعث جنگ ایران وعثمانی میشده است. و"مدتها انگلیسیها ، روسهاراآلت دست قرارداده بنام دوستی واتحاد ، به زور آنها ، عثمانی هاراخرد کردند." (82) باتوجه به مراودات وارتباط بیشتر دولت قاجار باکشورهای خارجی درزمان فتحعلی شاه درحدود سال 1239 قمری برای اولین بار وزارت دول خارجه تاسیس گردید. وپس ازمدتی سه وزارتخانه داخله ، مالیه وفواید عامه بوجودآمد. (83) درسال 1240/1824 اللهقلی خان توره ابن محمدرحیم خان حکمران خوارزم که تازه به جای پدرحکومت خوارزم یافته باسپاهی فراوان عزم تسخیرخراسان نمود. درحومه شهرمشهدبرف وباد شدید اردوی اورامتفرق ساخت اللهقلی خان توره به سرخس گریخت واردوی اوبه تاراج رفت. درسرخس جمعی ازترکمانان سالوروساروق رابه تاخت حدودجام وسرجام فرستاد. دسته ای ازتراکمه درمنزل شریف آباد دچارسواران ارغون میرزاپسرنواب حسنعلی میرزاگردیده منهزم ومقتول شدندودسته دیگردرحدود والایت جام نیزبه دست میرنصیرخان تیموری مقهورونابودگشتند، اللهقلی خان توره سه هزارنفردیگرازاوزبکیه قنقرات وطایفه قراقلپاق وسواران ساروق وسالوررابه تاراج ارض اقدس روانه نمودوآنها خارج شهرمشهدمقدس تاختند. نواب حسنعلی میرزابالشکرخراسانی ازشهرمشهدخارج شده دردامنه اژدرکوه براوزبکهاوترکمنهاحمله کرده جمعی رامقتول نموده بقیة السیف منهزم شدند.(84) تمامی این شواهدووقایع نشان می دهدکه تاخودمشهدیعنی شمال خراسان مردم منطقه ترک بوده اند. ومشهدنیزبه علت آمیزش اقوام مختلف، فارس زده وآسیمیله شده اندآنهم بعدازبه حاکمیت رسیدن رضاشاه. درسال 1241/1825 چون سنین سلطنت فتحعلی شاه به سی می رسدسکّه صاحبقرانی زدندوبرروی قران(قیران) که سی وشش نخودنقره بوداین مصرع رانقش کردند:(سکّه فتحعلی شه خسروصاحبقران)، وبرروی اشرفی که هیجده نخودطلای خالص داشت این مصرع رارسم کردند: (سکّه فتحعلی شه خسروکشورستان)، ومقارن این ایام مسکوکات دربلوک ورامین وحدودسمنان ودامغان درزیرخاک پیداشد که ازقرارتشخیص دانایان بعضی سکّه شاپورذوالاکتاف بودوبرخی سکه خلفاوملوک وسلاطین چنگیزی وتیموری وصفوی وآن جمله به حسینعلی خان معیّرالممالک سپرده شد. طبق معمول وقتی که اختلافی بین عثمانی وروسیه به وجود می آمد، ایران عوض اتحاد باعثمانی واقدام مشترک برعلیه روسیه، ناآگاهانه وبدون تعهداسلامی، نیرو برعلیه عثمانی بسیج می کرد. شاید هم باتوجه به شکست ایران ازروسیه ، فتحعلی شاه می خواسته ازدرگیری عثمانی درمصروروسیه استفاده نموده وشکست قفقازرادرجبهه دیگرتلافی وتفاخرکند. البته برعکس مابین جنگ اول ودوم روسیه وقاجار که فرانسه وروسیه درحال جنگ با هم بودند فتحعلی شاه نخواست ازفرصت پیش آمده استفاده نماید . هم دوستی روسیه به ماضرررسانده وهم دشمنی اش. رشوه خواری وبیگانه پرستی دردربارقاجاردوروی یک سکه بودند. افسرتوپخانه به اسم لیندسه بتون که درسفرسوم سرجان ملکم به همراه وی آمده ومشغول خدمت دراردوی عباس میرزادرآذربایجان بود مدتی فرمانده کل قوای ایران شد. (85) عهدنامه سرّی بین انگلیس وروسیه دردوران سفارت سرگوراوزلی درسال 1807 برای تقسیم ایران ویک قرن بعددرسال 1907 مجدداً عهدنامه سری برای تقسیم مجددایران بسته شد. عهدنامه ای که بین انگلیس وقاجارتوسط سرگوراوزلی بسته می شودکلاً به نفع انگلیس بوده است . وآنچه به نفع قاجاربوده بعداً انگلیس اززیراجرای آن شانه خالی می کند. "الیسن سفیر انگلیس درتهران زنی ارمنی اختیارنمود وازاوصاحب پسری شد. وی اغلب کسوت ترکی به تن وتسبیح مسلمانان دردست دارد. الیسن درسال 1827 درتهران درگذشت ودرکلیسای ارامنه تهران بخاک سپرده شد. به دستوروی سفارت خانه جدیدی برای انگلیسیها(درقلهک) ساختند که به باغ ایلچی معروف است. اهالی قلهک تحت حمایت انگلیس بودند. چندی بعد روسهانیز ازحقوق مشابهی برخورداربودند تااینکه درسال 1921 ازآن چشم پوشی کردند. بدنبال آن چندسال بعد انگلیس نیز بابی میلی چنین کرد."(86) درعهد نامه ها وقرار دادهای خارج نیز ایران به عنوان ممالک ایران نام برده می شده است . ( تاریخ روابط سیاسی ... آغازدوره دوم جنگهای قاجاروروس بین پایان جنگ اول روس وایران وآغاز جنگ دوم حدود 14 سال فاصله بود. حدودسال 1825 میلادی که نیکلای اول به جا ی الکساندر اول نشست "درهمان سال جنگ بین ایران وروس، کشتی های جنگی انگلیس ، روس وفرانسه به بهانه کمک به یاغیان یونان بنادر عثمانی راگلوله باران نمودند وکشتی های دولت عثمانی راغرق کردند... ودرهمین اوقات است که روسها محال گوگچه وچند نقطه دیگر رادرنواحی ایروان ادعا نمودند که متعلق به دولت روس میباشد." (87) علاوه برآن تعدیات وسوء رفتارکارگزاران دولت روسیه بامسلمانان گنجه وقره باغ وکمک خواستن آنهاازایران وعزیمت آقاسیدمحمدمجتهداصفهانی(1241ق) برای تحریک احساسات مذهبی ایرانیان ازعتبات عالیات به قصدجهاد باروسهاوپذیرش گرم وی توسط فتحعلی شاه وصدورفتوای جهادبرعلیه روسها، ازهرجهت زمینه رابرای آغازجنگهای دوره دوم ایران وروسیه آماده ساخت... روسها نیزبه دنبال بهانه می گشتند."ص62و63 افشاری... به نظرعده ای مجتهداصفهانی راانگلیسی ها فرستادند.هدف روسیه ازاین بهانه جویی هااستفاده ازرود آراز به عنوان مرزطبیعی دومملکت بود. اللهیارخان آصف الدوله نیزراه رابرای اجرای نقشه های خودکه ازحمایت انگلیسی هانیزبرخورداربوده هموارمی ساخت."(88) درزمان حاجی محمد حسین خان صدراعظم فتحعلی شاه " عده ای ازاهالی قره باغ که از نحوه رفتار کارپردازان دولت روسیه به تنگ آمده بودند، به ایران مهاجرت کردند. " (89) عباس میرزاوقائم مقام فراهانی هردومخالف جنگ بوده اند طوریکه قائم مقام به فتحعلی شاه می گوید: " کسی که 6 کرور مالیات می گیرد باکسی که 600 کرور عایدات دارد ازدرجنگ درنمی آید." ولی شاه نمی پذیرد وباتحریک انگلیس و اعلام جهاد توسط سید محمد مجاهد جنگ شروع می شود. دردوره دوم جنگ روس وقاجار، عباس میرزاتمایلی به جنگ نداشت،به طورعمده اعلام جهاد وهمچنین نارضایتی، مشوّق جنگ بوده است. باتوجه براینکه روح ملل شرقی با مذهب سرشته است و روحانیون نقش عمده ای درآن دارند بالاخره جنگ آغازگردید. وعلماومجتهدین فتوایی بدین نوع صادرمی کنندکه "هرکه براین مصلحت دراین جنگ انکاری نمایدازجمله کفاروملحدین می باشد."ص96افشاری درجنگ دوم قاجاروروسیه نیز"یکباردیگردولت ایران به اتکای اتحادبا اروپائیان فریب خورد.(90) "درجه وابستگی به اعتقادات مذهبی درخاندان زندیه کمترازخاندان قاجاریه بوده است"ص26 افشاری... شایدعلت عمده آن بوجودآمدن فرقه ها وشعب مختلف درطول حکومت سلسله قاجاروجنگ های آن باروسیه بوده است که حمایت روحانیون وجلب نظرآنهاراضروری می ساخته است. بهتراست توضیحات اعتمادالسلطنه رادراین خصوص مرورکنیم:"هم دراین سال(1241/1825) علمای اعلام ازسوء سلوک کارگذاران روس نسبت به مسلمانان گنجه وقراباغ خبردارشده وبه وجوب جهادفتوی نوشتندوآقاسیّد محمدمجتهداصفهانی ازعتبات عالیات به حضورخاقان صاحبقران آمده دراین باب ابرام نمود... ( وازاین سالهاست که ارامنه به عنوان متحدان بالقوه روسها درمقابل مسمانان آذربایجانی تقویت می شوند. ) ودرهمین سال ودرهمین اوان آلکساندرامپراطورروس وفات کرد وهمین مسئله انگیزه بیشتری برای علمای اعلام ومجتهدین شدکه ...آنچه ازصلح ومصالحه ایلچی (امپراطورجدیدروس) سخن راندعلمارامقبول نیفتادواعلیحضرت همایون رابرجهادتحریص کرده ازوجوب آن سخن راندندواصرارکردند.ایلچی مأیوس بازگشت وعساکرایران به اطراف مأمورشدندوباقشون روس به زدوخوردمشغول گشتندوکوکب همایون به اردبیل آمد... "درسال 1242/1826 مهدیقلی خان ششهزارخانوارازایلات قراباغ کوچانیده حضرت مستطاب نایب السلطنه آنهارابه حدودمغان وقراچه داغ روانه فرمودند(این مسائل باعث تقویت ارامنه درآن مناطق می گردید) وبعضی ازدسته جات قشون رابه تاخت ولایت قراباغ حکم دادند. حسن خان ساری اصلان ومصطفی خان شیروانی ومحمدحسین خان شکی به غارت اطراف پرداختند.وتادوفرسخی تفلیس راتاختند."(91) "نرسس خلیفه ارمنیان باسپاهیان روسیه همدست بود وباایشان وارد ایچمیادزین(اوچ کلیسا) شد ونفوذروحانی فوق العاده اودرمیان ارمنیان آن سرزمین بسیارمؤثرشد وتوانستند عده ای ازارمنیان رامسلح بکنند وآزوغه برای خود بدست بیاورند واز وضع سپاه ایران آگاه بشوند. "(92) تخلیه قره باغ میدان رابه ارامنه بازگذاشت.وقشون قاجاربااین غارتها فاتحه خودرادرقفقازخواند. توسعه طلبی های روسیه ازیک طرف وسیاست انگلیس برای به استعمارکشیدن ممالک محروسه ورشدناسیونالیسم غرب گراوخودشیفتگی وباستانگرایی وعرب ستیزی وترک ستیزی باعث تقویت عده ای درجامعه آن روزممالک محروسه وگرایش به انگلیس وفارس پرستی گردید که اشتباهات وندانم کاری های دولتمردان وخصوصاً پادشاهان عیاش قاجارفرصت وبهانه خوبی برای این اجیرشدگان گردید. بااتکا براین مسائل "انگلستان می کوشید ایران رابدست روسیه ضعیف کند ومانع ازنفوذ فرانسه شود."(93) ازاوایل قرن نوزدهم یواش یواش ممالک غربی شروع به امرونهی به ممالک شرقی می نمایندازجمله درسال1238/1822 امپراطورروس غیرمستقیم به یونانیها اعانت می کند وانگلیس واطریش هم به دولت عثمانی آزادی یونان راتکلیف می نمایند."(94) درهمین دوران درحالیکه دنیای غرب به منافع ملی خودبخوبی واقف بودند حال آنکه چنین مسئله ای دربین ملل شرق بخصوص دولت قاجاروجودنداشته و سران قاجاردچارخودباختگی وبی هویتی بوده اند. همان چیزی که باعث انهدام وزوال آنهاگردید. "درسال 1240/1824 کارگزاران دولت روس اصرارنمودندکه محل مشهوربه بالغ لو وگونئی وگوگچه دنگیز من توابع ایروان داخل درحدّ تقسیم متعلق به دولت روس است."(95) دولت روسیه بااین ادعاهادوباره می خواست که جنگی رابردولت قاجارتحمیل نماید تارود ارس(آراز) راسرحد دومملکت قراردهد. واین ادعا بخاطروجودتعدادی ارمنی درآن مناطق بوددرحالیکه قره باغ به عنوان قسمتی ازآذربایجان همیشه موردتأیید مورخان وجهانگردان بوده است ازجمله دنیس رایت انگلیسی می نویسد:" درسال 1810 مردی به نام ویلیامسون بااستفاده ازحمایت ولیعهد کوشیده بوددرجنوب تبریز مس استخراج کند.درسال 1836 لیندزی بیثن بااستفاده ازوام دوساله ای که دولت بریتانیادراختیارش قرارداده بوددرناحیه قراباغ آذربایجان دست به استخراج آهن زد ویک ریخته گری تاسیس کرد. وی چندفقره ماشین آلات وهمچنین هشت یانه کارگرمعدن رابدین منظور ازاسکاتلند به آذربایجان آورد."(96) دولت قاجارباتوجه به جنگ دائمی خود باروسیه نبایستی هیچوقت ازاتحادوهم پیمانی خودبافرانسه وانگلیس وعثمانی ونیزخانات ترکستان وقفقازدلسردشده ودست برمی داشت که متأسفانه هیچوقت نتوانست سیاست اصولی وموضع صحیح اتخاذ نماید. "باوجودی که میرزاشفیع دردستگاه فتحعلی شاه ازنفوذ لازمه برخورداربوده، ولی توانایی استفاده ازرقابت موجوددربین دولتهای روسیه وانگلستان وفرانسه وعثمانی رانداشته ونه تنهاهیچگونه بهره برداری ازاین رقابتهاننموده اند، بلکه هریک ازاین دولتهاامتیازاتی ازایران گرفته اند."(97) فتحعلی شاه که همه چیزش عیاشی وبزم شعرای فارسی گوی بود واطرافیانش نیزتدارکاتچی وی بودندازجمله : حاجی محمدحسین خان صدراصفهانی که ازعشق وعلاقه فتحعلی شاه به زنان زیباروآگاه بود، هنگامی که بیگلربیگی اصفهان بوددختری ارمنی(دربرخی نوشته هاگرجی) به نام طاووس خانم ازارامنه ساکن درجلفای اصفهان رابرای شاه درنظرگرفت. تخت معروف به تخت طاووس راحاجی محمدحسین درهمین رابطه وبرای شب عروسی فتحعلی شاه وطاووس خانم تهیه نمود."(98) دردوران صدارت حاجی محمدحسین خان " روسهاکه قسمتهای وسیعی ازاراضی (ایران) راتصرف کرده بودند، درصددبرآمدندتاازیک سو به منظورمشغول نمودن دولت عثمانی وتضعیف این کشوروازسوی دیگربه منظورتحبیب ودلجویی ایرانیان به دنبال انعقاد عهدنامه گلستان، فتحعلی شاه راتشویق به حمله به خاک عثمانی نمایند. که سرانجام جنگ بین ایران وعثمانی درسال 1236 ق آغازشد. این جنگ ازیک سو موجب تضعیف هرچه بیشترتوان نظامی ایران (وهمینطورقشون عثمانی) وازسوی دیگرآسوده شدن فکرروسیه ازتحریکات نظامی عثمانی درآستانه شروع جنگهای دوم ایران وروسیه گردید."(99) که منجربه انعقادمعاهده ترکمن چای شد. فتحعلی شاه که دراین زمان(سپتامبر1826) وآغازدوره دوم جنگ روس وقاجار، روابطش مانند سابق باولیعهدصمیمانه نبودفرماندهی قسمتی ازسپاه رابه اللهیارخان آصف الدوله صدراعظم سابق خودواگذارکرده بود. بااینکه درنخستین ساعات جنگ توپخانه ایران تلفاتی به روسهاوارد کردولی آصف الدوله به محض مشاهده اولین علایم خطرباقوای تحت فرماندهیش میدان جنگ راترک وتا رودارس عقب نشینی کرد. این اقدام باعث شدکه سپاه عباس میرزاروحیه خودراازدست بدهدوبدون آنکه حتی یک گلوله شلیک بکند، متفرق گردد. (100) درواقع آصف الدوله هرچند فتحعلی شاه رابه جنگ دوم قاجاروروس ترغیب نمود ولی اولین کسی است که ازجبهه جنگ فرارمی کند. درژوئیه 1827م عباس میرزابرای ادامه عملیات نظامی احتیاج مبرم به کمک مالی فتحعلی شاه داشت ولی پادشاه قاجارازارسال پول خودداری می کردواین امرباعث دلسردی ولیعهدگردیده بود. وی ناچارهزینه جمع آوری قشون راخودمتحمل شده وعده ای ازسربازان چریک رابه دلیل نداشتن اعتبارمرخص کرده بود. عباس میرزادیگرآن شوروحرارت سابق رانداشت ومایل بودهرچه زودتربه این جنگهای خانمانسوزخاتمه داده شود.ص235 هوشنگ... همینکه روسهاازموضوع اختلاف شاه وولیعهد(توسط جاسوسان وخبرچینان خودشان) مطلع شدندفرصت رامغتنم شمرده دست به حمله متقابله زدند. وبعدازجنگ خونین ایروان وفتح آن وعبورازرود ارس(آراز) در24 اکتبر1827(1243ق) تبریزکه فاقدوسایل دفاعی وسنگربندی بودبه آسانی به دست روسهاافتاد.(101) بعدازاین شکستها نایب السلطنه درخوی آصف الدوله وقایم مقام رابه حضورطلبید. بسکویچ بااطمینان تمام سردارآبادرامحاصره کردحسن خان ساری اصلان نیم شبی ازشکاف دیوارقلعه بیرون آمده به ایروان رفت وارامنه درقلعه سردارآبادراباز کرده بسکویچ واردقلعه شدوپس ازدریافت آذوقه به ایروان شتافت وپس ازدوازده شبانه روزجنگ ایروان رابگرفت وحسن خان گرفتارگردیدواوراومیرزامحمدخان مقصودلوراوحمزه انزابی رابه تفلیس فرستادوحضرت معظم نایب السلطنه درخوی ازماجرا خبردارشدند."(102) آنگاه باهمکاری عده ای ازاعیان وروحانیون ازجمله میرفتاح ابن حاجی یوسف تبریزی روسهاتبریزوخوی راتصرف کردند. برطبق نوشته سعیدنفیسی " پیش ازقرارمتارکه عباس میرزا خود پیشنهادکرده بود که ناحیه جنوبی آذربایجان منطقه بیطرف باشد اما درشرایط عهد نامه قید کردند که لشکریان ایران حق ندارند ازقافلان کوه تجاوز کنند."(103) وقتی که ژنرال آریستوف پس ازتصرف اردبیل وآستارادرقافلانکوه اردوزده ومنتظروصول دستورحمله به تهران بود، باآنکه فتحعلی شاه هم نیرویی جمع آوری نموده وظاهراً درفکرمقابله با قشون روس بود. مکدونالد وزیرمختارانگلیس که ازپیشرفت روسهاوخطرسقوط تهران به شدت نگران بود، وامیدی هم به نتیجه جنگ بین نیروهای فتحعلی شاه وآریستوف نداشت به اردوی شاه پیوست وپیشنهاد میانجیگری کرد. فتحعلی شاه هم که قلباً ازروبروشدن بادشمن زورمندوفاتح بیمناک بودفوراً این پیشنهادراپذیرفت.(104) انگلیس نیزهمانطوریکه درضمن انعقاد عهدنامه گلستان برای بدست آوردن دل فرماندهان روسیه اقدامات لازم رابه نفع آنهاانجام داده بود، دراین عهدنامه آنچه که شدنی بود به نفع روسیه انجام داد تابا فیصله دادن به جنگ وروس وقاجارامنیت آینده هندوستان، مستعمره خودراتأمین کند. بله ، پادشاه نالایق مانند آدم بی سر است. "منافع بریتانیا درایران دردرجه نخست ناشی ازتمایل به استقلال وتمامیت ارضی ایران به عنوان یک عامل حیاتی دردفاع ازمستعمره بزرگ بریتانیا یعنی هندوستان بود. تامدتی پس ازآغاز قرن بیستم نیز مهمترین جنبه منافع بریتانیا درایران همین بود."(105) یرمولوف که نژاد خود رابه دخترجوجی ابن چنگیز میرساند میگوید: " عباس میرزا تااندازه ای نگرانی از لئامت پدرش داردکه تنها پول کمی دراختیار او می گذارد اما چون خود بقناعت زندگی می کند بخشی ازدرآمد خودرادرنگاهداری لشکریان وسازمانهای دیگر بکارمیبرد. "(106) از لئامت فتحعلی شاه " درتمام دوره لشکر کشی سابق سپاهیانش حقوق خودرادریافت نکرده اند. "(107) سرکوبی شدید ملل آذربایجان شمالی ، ارمنیها وگرجستان ( جرزان و ساخارتولو) باعث بدبینی آنهابه قاجار وگرایش آنان به روسیه گردید. سرکوبی ابراهیم خان حکمران شوشی (قراباغ) وتاراج وویران کلی آن باعث تقویت ارامنه گردید. طبق گفته سرجان ملکم "چراغ دودمان حکام ارمنیه هم ازقرون عدیده خاموش وازآن ملک که سالهای درازمسکن ومأوای خلقی بهادروآزادبود، جزنامی نمانده اغلب بلادآن درتحت حکومت آل عثمان واضلاع شمال ومشرقیه آن که ازسواحل رودارس گرفته مابین آذربایجان وگرجستان می گذرد، غالباً تابع فرمانروایان ایران بود. امرای اضلاع مزبوره درهیچ وقت قوتی که بتواند باسلاطین این مملکت مقاومتی کنند نداشته اند.(108) باتصرف قفقازتوسط روسیه ورق برگشت. ارامنه که قدرت قدعلم نمودن درمقابل آذربایجانی های مسلمان نداشتند بااتکابه استعمارروس معرکه گردان میدان شدند وروزبروزبرنفوذ ونفوسشان اضافه شد. جنگهای طولانی مدت قاجاروروس وانعقادعهدنامه گلستان وترکمن چای مردم آذربایجان راکه بارعمده جنگ رابردوش می کشیدخسته ودرمانده وفقیرترساخت. بسکویچ بابت خسارت جنگ ازدولت قاجاربیست کرورغرامت جنگ می خواست که بالاخره بعدازگفتگوهایی به ده کرورراضی شدندکه هشت کرورآن پرداخت ودوکرورآن باقی ماند.تابه مهلت ادا شود.(109) درهمین دوران زبان دپلماسی اروپافرانسه بود. عهدنامه ترکمان چای راروسهابه زبان فرانسه نوشتند.(110) دراین عهدنامه فتحعلی شاه به عنوان پادشاه ممالک ایران اسم برده شده است. درتمامی دوران جنگ قاجاروروس ارمنیها آنقدرکم بوده اندکه درحین جنگ وقبل ازآن وبعدازآن چندان مطرح نشده اندوما به اسامی محل واشخاص ارمنی که چندان مطرح باشندنیزبرخوردنمی کنیم درحالیکه اسامی گرجی درگرجستان مطرح است ولی اسمی ازارمنستان برده نمی شودولی ازارمنی اسم برده می شود. ودرحالیکه آذربایجانیها درطول این سالها باچنگ ودندان باروسیه دشمن پرزورخود می جنگیدند، نواحی کرمان وغیره باایجادشورش مشکلات برای دولت قاجارایجادمی کردند. ازجمله شورش عباسقلی خان کرمانی به اغوای محمدقاسم خان دامغانی وغیره.(111) " یک سال بعد از معاهده تورکمن چای ، معاهده آدریاناپول درسال 1829 توسط روسیه به عثمانی تحمیل گردید. (112) ازآنجایی که انگلیس وکشتیهایش به خشکی (درقفقاز وترکستان) راه نداشتند اعمال نفوذ زیاد درکشورهایی که به دریاراه نداشتند مشکل بود به همان دلیل مناطقی مثل قفقاز ترکستان درمحاسبات استعماری انگلیس دردرجه دوم اهمیت ودررابطه بادولت مرکزی ایران قرارداشته است. ومسیراستقلال خودرا دیرپیمودند. چون که روسیه تنهاقدرت وعرصه دارمیدان باقی ماند.واستفاده های کامل خودراکرد. وکمتررقابت استعماری درآن مناطق عملی گردید.وازآنجایی که سیاستهای ایران وعثمانی درقبال یکدیگرهیچوقت سیاستی اصولی نبوده است ممالک دیگربخصوص روسیه ازاین لحاظ منافع سرشاری برده اند. سرهنگ دروویل که درعهدفتحعلی شاه به ایران آمده است، درباره تشکیلات دولتی ایران درعهدقاجاریه چنین می نویسد: سابقاً شاغل والاترین مقام درباری اعتمادالدوله نامیده می شد این مقام امروزحذف ، وبجای آن مقام صدراعظمی یا(نخست وزیری) برقرارشده است. رسیدگی به امورداخلی وخارجی برعهده صدراعظم است. مقام دولتی دوم درایران قائم مقامی است که معمولاً اداره ورهبری ولیعهدوتشکیلات اوباقائم مقام است، مقام سوم دولتی ایران مقام وزارت است. ولی وزیران ایران هرگزاهمیت وزیران ترکیه راندارند. وزیران معاون صدراعظم تهران وقائم مقام تبریزبه شمارمی آیند."(113) سرهنگ دروویل درمورددربارایران هم چنین می نویسد:" دردربارایران لفظ غلام مترادف باگاردشاهی است. شاه غلامان راازمیان جوانان زیبای کشورانتخاب می کند. غلامان اسکورت شاه راتشکیل می دهندوزیرفرمان کلانترباشی خدمت می کنند. حقوق وجیره آنان بسیارقابل توجه است."(114) بعدازعهدنامه گلستان درسال1813م . وسپس عهدنامه ترکمن چای درسال1828م. باروسیه قراردادهای گمرکی باقدرتهای بزرگ ازجمله انگلیس ، فرانسه ، هلندو آمریکا، تجارایرانی راتضعیف نمود. "عباس میرزادرآذربایجان می بایست بتنهایی از درآمدهای آن ایالت مخارج لشکرکشی وجنگها ونگاهداری لشکریانی راکه گاهی شماره آنها بسی هزار میرسید بپردازد وگاهی نیز هزینه توپ ریزی وساختن اسلحه بااوبود. "(115) درحالیکه جنگ شدیدی بین روس وقاجار درجریان بوده درخراسان نیزشورش وجودداشته است. جنگ اول ودوم ایران وروس موجب فجایع زیاد ی برای آذربایجان گردید. بیماری ، زنان بی شوهر ، کودکان یتیم ، زمینهای بایر ، فقرونداری ، وهمینطور جنگ موجب قدرت یابی بیشتر روحانیون ونیز شورشهای بهایی وبابی گردید. وموجبات تضعیف دولت قاجار وفرصت طلبی منشی ها ومیرزاهای "فارس" درراستای سازش باانگلیس گردید. روسها بادوهزارنفر بر20 هزار نفر ایرانی آنهم درخاک ایران پیروز می شوند این مسئله نشان می دهد که فنون جنگی قشون قاجار کارائی مناسبی درمقابل قشون روسیه نداشته وجنگشان الله بختکی بوده است. ازجمله سیاست های بسیارغلط فرماندهی قشون ایران اسیرگرفتن ازنقاط مختلف قفقازخصوصاً ازمناطق جنوبی آن بود که روسهابعد ازتصرف مجدد آن مناطق اسیران راآزاد نموده وخودشان راآزادیبخش نشان میدادند. این جنگهای طولانی باعث لطمات بسیاری برای مردم آذربایجان وباعث کاهش جمعیت آذربایجان شده درعوض باعث قدرت گیری ارمنیها وگرجی ها گردید. درجنگ دوم روس وقاجار آنها(روسها) فقط به گرجیان وارمنیا ن اطمینان داشته اند.(116) عده ای ازافسران ارشد که درین جنگ فرماندهی داشته اند ازبومیان قفقاز، بیشتر ازگرجیان وارمنیان... بوده اند که پس ازتصرف این نواحی وارد لشکر روسیه شده وتقریبا همه ایشان نام خود راتغییرداده وبشکل نام روسی درآورده اند. این افسران قهراً زبانهای محلی وترکی راکه بیش ازهمه رایج بوده است می دانسته اند وبامردم این نواحی مانوس بوده اند وناچارباعث پیشرفت کارمی شده اند."(117) وقتی که روسهاقفقاز رابطور کامل تصرف کردند کم کم مسلمانان راازکاربرکنار وارمنیهارابه جای آنها منسوب نمودند.ازجمله: " در1823(1238) روسها مهدی خان حکمران قراباغ پسر ابراهیم خان رااز قفقازبیرون کردند وی درسپاه روسیه منصب ژنرال ماژور داشت وباونشان داده بودندوازجانب روسها حکمران قراباغ شده بود. اما چون سپاهیان روس این ناحیه راتصرف کردند ویک تن ازارمنیان رابحکمرانی آنجا گماشتند وی اورامتهم کرد. جعفرقلی آقا پسر محمد حسن آقابرادرزاده مهدی راگرفتند ودرروسیه درشهر سیمبیرسک زندانی کردند."(118) باتمامی این احوال به نظرچالزعیسوی "حکومت دوشاه نخستین قاجار_1834- 1796م.) یکی ازدوره های بهبود سریع خرابیهای قرن گذشته بود.(دوران افشاروزند) ایران جزدردوره دوجنگ تحقیرآمیزولی کوتاه باروسیه درسال 1813م. و1826م ازصلح وآرامش وامنیت نسبتاً زیادداخلی برخورداربود."(119) درحالیکه مردم قهرمان آذربایجان درجنگ باروسیه تزاری ونیز دولت عثمانی بودند منشی ها ومیرزاهای "فارس" درنواحی مرکزی وتهران جهت دراختیارگرفتن حاکمیت سیاسی درایران وخالی نمودن عقده های قرنهای متمادی، دربند وبست باانگلیس برنامه ریزی می نمودند ومتاسفانه قاجاروروشنفکران آذربایجانی ازاین مسئله غافل بودند. حتی غرامتهای جنگ نیز بطورعمده بر عهده عباس میرزا که ولیعهد ووالی آذربایجان بود انداخته شده بود واین برای مردم آذربایجان خیلی گران تمام شد. بنابه قول سعید نفیسی درجنگ ایران وروسیه" ازنواحی دیگرایران نیرویی بیاری ایشان ( قوای عباس میرزادرقفقاز وآذربایجان ) نمیرفت."(120) درطول جنگ دوم روس وایران "حکام نواحی قراباغ وایروان باموفقیت هایی که ازسپاه روس دردوره اول جنگ دیده بودند، یک یک خودرا زیرحمایت سردار روس قراردادند"( ایران دردوره سلطنت قاجار- ص100) درجنگ ایران وروس ، این ملت قهرمان آذربایجان بود که خودراسپربلای ایران وخاندان قاجارنمود. چندین نفرکه اهل قراباغ هستندازطریق آشنایانی که درمملکت دارند سعی می کننندپاسپورت روسی دست وپاکنند. بعضی ازآنهادست ازتجارت کشیده اندوعده ای دیگرامیدوارهستندکه بااتباع خارجی شریک شوندوبدین ترتیب ازشدت عملی که گرفتارش هستندفرارکنند."(121) " حاج محمدحسین خان که پس ازصدارت اعتمادالدوله لقب گرفته باپسرش عبدالله خان نظام الدوله حکمران اصفهان که پس ازمرگ پدر درکارهای مالی جانشین اوشده است ازطرفداران جدی اتحاد ایران باانگلستان وبدخواه آشکارفرانسه وسازش باروسیه بوده اند وتامی توانسته اند باعباس میرزا وبسته شدن عهد نامه گلستان مخالفت کرده اند وبالعکس حاج محمد حسین خان دردو عهدنامه ای که باانگلستان بسته شده دست داشته است. هنگام امضای عهد نامه ترکمان چای در1243ق حاج محمد حسین خان زنده نبوده اما پسرش عبدالله خان نظام الدوله که درآنزمان امین الدوله لقب داشت درین موقع نیز کارشکنی کرده است . پس ازمرگ حاج محمد حسین خان ، فتحعلی شاه در1240 صدارت رابه اللهیارخان آصف الدوله پسرمیرزا محمد خان بیگلربیگی ازسران قاجاروبرادرزن عباس میرزا نایب السلطنه ودایی محمد شاه داد وتاپایان سلطنت وی این مرد درین مقام بود وپس ازمرگ فتحعلی شاه وی وپسرش سالاردرخراسان فتنه ها برپاکردند ومدتی مزاحم سلطنت محمد شاه بودند . آصف الدوله مردی بوده است نسبتا عامی وازسیاست تهی دست ، امادرضمن فتنه جوی وآشوب طلب . گذشته ازاین چهارتن که هریک بگونه ای مدارسیاست ایران ومسئول سرنوشت این کشوربی سامان آنروز بوده اند دردربارفتحعلی شاه چهارتن مردان دیگربجز لشکریان درکارهای مهم دست داشته اند یعنی میرزاعیسی قائم مقام فراهانی معروف ومیرزاتقی علی آبادی صاحب دیوان و میرزاعبدالوهاب معتمدالدوله اصفهانی متخلص به نشاط که ایشان نیز ازنویسندگان وازشاعران نامی آن دوره بوده اند" (122) معاهده ترکمنچای 5 شعبان 1243 ه.ق ؟ - 1206 شمسی برابر با22 فوریه 1828 میلادی وعقدعهدنامه تجاری متعاقب آن که بازارایران رادراختیار روسها وبازرگانان میگذاشت." به موجب عهدنامه ترکمانچای ایران مقررات کاپیتولاسیون راپذیرفت وبه موجب آن ، خارجیانی که درایران فعالیت اقتصادی داشتند تابع دادگاه های کشور متبوع خود بودند ودرصورت اقامه دعوا علیه اتباع خارجی ، نماینده کنسولی آن کشوردر ایران به مساله رسیدگی می نمود."(123) معاهده ترکمانچای با امضای حاج میرزاابوالحسن خان واللهیارخان آصف الدوله منعقدگردید. " دراطراف اردبیل چندین معدن مس هست که برای نیازمندیهای نظامی آن زمان اهمیت بسیارداشته است. عباس میرزا بدستیاری مهندسان اروپایی قلعه آن شهرراساخته بود که بگفته سوشتلن برتریهای چندی برقلاع دیگرایران داشته است گذشته ازهمه درآن قلعه علوفه وخواربار تجهیزات نظامی فراوان ذخیره کرده بودند از27 توپی که درآنجا بود چهار توپ بود که سابقاً درلنکران ازروسهاگرفته وبآنجا آورده بودند وروسها آنهارابکشور خود برگرداندند . لوازم توپخانه نیز درآنجا فراوان بود وباهمه این برتریها دفاع ازآن شهر برای لشکریان ایران دشوارشده بود.(این قلعه بسیارمهم ودیدنی دردوران حاکمیت شوونیسم پهلوی باخاک یکسان شد.) پسران عباس میرزا که فرمانده پادگان این شهربودندومردی ایتالیایی که برناردی نام داشت وفرمانده توپخانه آنجابود ...سوشتلن دستورداد کتابهای خطی بقعه شیخ صفی الدین را بارکنند وبماوراء قفقاز ببرند مردم شهرهیچ پرخاش نکردند . تنهاتوقعی که داشتند این بود که ازآنها نسخه بردارند وآن نسخه هارابرایشان بفرستند. بعد ازجنگ دوم روس وقاجار ، ارامنه خواستارآن بوده اند بقلمرو روسیه بروند وروسها مایل بودند بایشان فرصت بدهند تا بتوانند رهسپار شوند. وروسها هم قسمتی ازغرامات جنگ راصرف انتقال ارمنی ها به روسیه(درواقع مناطق اشغالی مختلف آذربایجان شمالی) میکنند.(124) باضمانت انگلیس غرامت جنگ بطور عمده به اقساط توسط مردم آذربایجان پرداخته وتحمیل شد وعباس میرزا به ناچار آنرا قبول نمود . "روسیه همچنین بااستفاده از اصول کاملة الوداد از امتیازات مالی وتجاری زیادی درشمال ایران وآذربایجان برخوردارشد.گزارشهای مستشارتجاری روسیه درتبریزدرسالهای 47- 1833 میلادی نشان میدهدکه تراز بازرگانی ایران وروسیه تاچه میزان برای ایران مصیبت بار بود: واردات ازروسیه طی این پانزده سال 250 میلیون روبل بود، حال آنکه صادرات ایران تنها 90 میلیون روبل بود. تازمان تاجگذاری محمدشاه درسال 1834/ 1250 ، تبریز عادتا مقردیپلماتیک فرستادگان روسی وانگلیسی به ایران بود وانتقال آن به تهران ازآن پس نشاندهنده کسب جایگاه پایتختی به طورکامل ازسوی تهران بود. ولی بااین حال تبریز همچنان بصورت یک مرکز تجاری باقی ماند."(125) روسها همچنین برای پیشبرد مقاصد استعماری خود " حتی اسامی بسیاری ازنقاط مرزی راتغییر دادند"(126) متأسفانه جنگ های طولانی مدت فتحعلی شاه باروسها وشورشهای متعدد درسرتاسرممالک محروسه قدرت نظامی قشون قاجاررابه تحلیل برد، ومردم رابیش ازپیش فقیرترساخت. عباس میرزا اولین مصلح تاریخ معاصر ایران است. آبله کوبی نخست درزمان اودر1228 درتبریز معمول شده ونخستین چاپخانه سربی رادر1240 به تبریز برده وکتابهایی چند درآن چاپخانه از1240 تا1245 چاپ کرده اند. ژنرال پاسکویچ بعدازمعاهده ترکمنچای بعثمانیهااعلان جنگ دادوقشونی که درایران داشتندبه بجبهه عثمانی برد. کوششهای آصف الدوله برای سلطنت خراسان وجلب دولت قاجاربرای جنگ مجدد باروسیه برای حمایت ظاهری ازعثمانی بجایی نرسید به همان خاطربساط قتل گریبایدوف رافراهم آوردند.(127) البته جناحهای صادقی بوده اندکه به اتحادقاجاروعثمانی ومسلمانان برعلیه روسیه معتقدبوده اند. ولی موضع آصف الدوله نه ازموضع ضدروسی وهواداری ازمسلمین ، بلکه نیل به مطامع وامیال شخصی بوده است. سالهای بعدازعهدنامه ترکمن چای قتل گریبایدوف خواهرزاده مارشال بسکویچ درسال 1244/1828 مشارالیه مأموروکالت وسفارت روس درتهران " بنای بدسلوکی راگذاشت وابتداء به استرداداسرای قدیم وجدیدگرجستان وغیره سختگیری دراین مطالبه پرداخت ودونفرگرجیه(وبه قول عده ای ارمنی) مسلمه راکه سالهابوددرخانه اللهیارخان آصف الدوله بودندبه ابرام بازپس خواست ودرخانه خودبرده نگاهداشت. وآغایعقوب ارمنی ازخواجه سرایان که مبلغی خطیرازمال دیوان بر ذمه اوبود چون دراصل ازارامنه ایروان وازاسرای سپاه ظفرهمراه شمرده می شد متمسک به فصل سیزدهم عهدنامه ترکمان چای که مبتنی براسترداد اسرامی باشدشده به ژنرال گریبایدوف پناه برده خودراآزادساخت. وبه فتنه انگیزی پرداخته بعضی ازنسوان گرجیه راکه مسلمان شده ودرحباله نکاح اشخاص وصاحب اولادبودنداسیرنام برده گریبایدوف رابه خواستن آنهامحرک آمدوحرکات مشارالیه اسباب رنجش مردم وکدورت علما گردیدوچندانکه اورانصیحت کردند نپذیرفت وبرخشونت ولجاج افزود ویعقوب ارمنی وبعضی مفسدین دیگرنیزدرتحریک واغوای گریبایدوف ساعی بودند.علمادرجامع طهران اجماع کرده حاجی میرزامسیح مجتهدرا باخودهمراه ساخته برضدایلچی همداستان شدند... وتقریباً صدهزارنفرجمعیت اجتماع کرد کارازدست امنای دولت وعلمابیرون رفت وباآن ازدحام راه منزل گریبایدوف راگرفتند وممانعت اولیای دولت وشاهزادگان راقبول نکردند. ایلچی یعقوب ارمنی راکه نسبت به فرستاده مجتهدین سخنهای کفرآمیزگفته بودبه راه عدم فرستادند.الحاصل قریب هشتادنفرازسکنه دارالخلافه دراین هنگامه مقتول شده به خانه ایلچی ریختندواوراباسی نفرازهمراهان به قتل رسانیدند واموالی که درآن خانه بودبه یغمابرده خانه راخراب کرده متقرق گشتندوهیچ معلوم نشدکه قاتل ومجرم کیست وفقط نایب اول ایلچی جان سالم بدربرد.(128) فرستاده امپراتورروس دراین خصوص ژنرال دالغورکی به تبریزآمد. وماوقع توضیح داده شده وعذرخواسته شد. دراین خصوص چندنفرمحکوم به اعدام ویاتبعید گردید وعناصراصلی طبق معمول قصردررفتند. سال بعدیعنی 1245/1829 نواب خسرومیرزاابن نایب السلطنه به حضورامپراطورروس به جهت معذرت ازقتل سفیرروس ودراین سفرکارگذاران دولت روس شرایط احترامات این شاهزاده رابه وجه اکمل منظورداشته ودوکرورخسارت جنگی که باقی مانده بودیک کروررابخشیدندو کروردیگر را پنج سال مهلت دادندوامیرزاده محترماً مراجعت کرده درسیّم رمضان به تبریزرسیدندو مدت سفروسفارت اوده ماه وپانزده روزبود."(129) قتل گریبایدوف وزیر مختار روسیه تقریبایک سال بعد ازمعاهده تورکمن چای در11 فوریه 1829 – سوم شعبان 1244 قمری درتهران به دست جهال صورت گرفت واقدام عاقلانه فتحعلی شاه وعباس میرزا دراین خصوص باعث جلوگیری ازیک جنگ دیگرشد. ازآنجایی که سرروسیه به مسائل حاد اروپا گرم بود روسیه ازقتل گریبایدوف به سهولت گذشت. والا ... "براساس اسنادومدارک، کشتن گریبایدوف بهیچ وجه براثرشورش مردمی نبود، بلکه توطئه ای ازدرون درباروازجانب جناح اللهیارخان آصف الدوله ودستیارانش برعلیه دستگاه عباس میرزانایب السلطنه بود که به وسیله بی سروپایان شهری انجام گرفت."(130) درواقعه قتل گریبایدوف که خواهان تحویل دوتن اززنان ارمنی مسلمان شده درخانه آصف الدوله بودند، باتحریک علمای مذهبی وآصف الدوله به همراه 35 تن ازهمراهان خودبه قتل رسیدندوتنهامالتسف دبیراول سفارت روسیه ازاین واقعه جان سالم بدربرد.(131) اگرآن موقع، روسیه مشغول جنگ دراروپانبود این واقعه بهانه ای کافی برای جنگی دیگربود. دراین واقعه فتحعلی شاه (ویابه عبارت بهترعباس میرزا) خسرومیرزارابه همراهی محمدخان زنگنه امیرنظام ومیرزاتقی خان(امیرکبیر) رابه روسیه اعزام نمود. گریبایدوف(خواهرزاده پاسکیویچ) نمایشنامه نویسی که درتحقیرهمه آسیائیها بخصوص ایرانیان انگشت نما بود. بنابرنوشته هوشنگ مهدوی "درتهران سفیرروسیه (گریبایدوف) دست ازرفتارتحریک آمیزخودبرنداشت. ابتدامیرزایعقوب ارمنی خزانه دار ومباشرحرم فتحعلی شاه راکه متجاوزازچهل هزارتومان پول وجواهردزدیده وبه سفارت روس پناهنده شده بوددرتحت حمایت خودگرفت وبه عنوان اینکه نامبرده می خواهدبه وطنش ایروان مراجعت کند ازتحویل اوبه مقامات ایرانی خودداری کرد... دردوران اتفاقات قتل گریبایدوف "دولت روسیه برسرمسئله سرزمینهای متصرفی عثمانی دربالکان وحقوق مسیحیان یونان باعثمانی درحال جنگ بود(واین درحالی بودکه روسیه سرزمینهای مسلمانان رادرقفقاز وترکستان وکریم وسایرمناطق به تصرف خوددرمی آورد) ودرچندموردهم ازقشون عثمانی شکست خورده بودوضمناً اطلاع حاصل کرده بودکه عباس میرزانماینده ای به درباراستانبول فرستاده وبه ترکهاپیشنهاداتحادکرده است. موجب شدتزارسیاست ملایمت آمیزی درپیش بگیرد.(132) والادر این خصوص نیزروسهاول کن مسئله وفرصت طلایی به دست آمده نبودند. اگردولت های قاجاروعثمانی درهنگام جنگ روس وفرانسه ناپلئون ازفرصت استفاده نموده دست به اتحاد وحمله به روسیه می زدند مسیرتاریخ عوض می شد. ومسلمانان این چنین خوارو خوردنمی شدند. قتل گریبایدوف درزمان صدراعظم آصف الدوله اتفاق افتاد. بدون شکّ درقتل اودست داشته تابه دست روسها برحکومت ترکان قاجارخاتمه بدهد. این واقعه باتیزهوشی عباس میرزاخنثی شد. درهمین سال(1245/1829) وقوع قتل گریبایدوف ، بسکویچ ازوحشت اینکه مباداایران مجدداً باروس شروع به جنگ کندکمال تزلزل رادارد."(133) ص1601 ناصری ج3... بخاطراینکه روسهادرحال جنگ باعثمانی ها بودند. دراواخرحکومت فتحعلی شاه، برای اولین بارکردهای غرب کشورکم کم باتوجه به شکست قاجارازروسیه وضعیف شدن حکومت مرکزی قد علم نموده به بعضی نقاط آذربایجان دست درازی می کنندازجمله: "کردهااززمان فتحعلی شاه گاه گاهی به سوی ساوجبلاغ (مهاباد) دست اندازی می کرده اندازجمله شاه مرادبیک مشهوربه میر راونددز ازاکرادکردستان که حکومت کوی وحریرداشت بدانجا دست اندازکرده لهذالشکری به تدمیراومأمورشدواورامقهورومنهزم نمودند.(134) دراینجابهتراست جهت اطلاع خوانندگان اطلاعات مختصری درخصوص کردان ارائه کنیم: دردوره ساسانیان بیشترکردها درنواحی مرکزی ایران درمیان اصفهان وآباده میزیسته اند وطوایف دیگری دراطراف نیریز تادل کرمان وازآنجا تاحوالی بوشهر هم بوده اند که طوایف ممسنی وبویر احمدی وکوه گیلویه وشبانکاره بازماندگان ایشانند. دلایل بسیار هست که اصلا ساسانیان کرد بوده اند وبی هیچ شکی لااقل مادر اردشیر بابکان دختر یکی ازپیشوایان قبایل کرد ناحیه نیریز بوده است.(135) شریف الدین درتاریخ اکرادمی نویسدکه : وقتی سفیری ازیکی ازامرای کردستان نزدمحمد(ص) رفت. چون پیغمبررانظربرشکل مهیب وهیکل عجیب وی افتاد، ازخداوندمسئلت نمودکه اتفاق راازمیانه این طایفه بردارد. وازآن وقت همیشه اختلاف درمیان این گروه بوده است.(136) درطول تاریخ می توان گفت که کردان هیچوقت برای خوددولت مستقلی نداشته اند ودریک قرن اخیرقسمتهای زیادی ازخاک آذربایجان رابا حمایت بعضی دولتهای ضد ترک وحتی ضد شیعه اشغال نموده اند. که نمونه بارزآن منطقه سویوق بولاغ وقسمتی ازمحال سولدوز ومحل اسکان ایل قره پاپاق می باشد که اولی ودومی رابه اسمهای مهاباد ونقده تغییراسم داده اند. علت توسعه کردان به طرف خاک آذربایجان، عدم رشد یافتگی حس ملی وشعورملی دربین آذربایجانیها باید گفت.طوریکه متاسفانه کارماترکان به جایی رسیده که سعید نفیسی می گوید: " اگردرست بخواهید (ترکان) ازحس ملیت بیگانه ترند."(137) اندکی بعدازشکست قشون قاجار(درواقع آذربایجان به رهبری عباس میرزا) ازروسیه وانعقادصلح فی مابین دوطرف شورشهای دیگری نیز درمناطق مختلف ممالک محروسه روی می دهدکه عباس میرزابنابه تقاضای فتحعلی شاه برای سرکوبی آنهااعزام می شودکه شورشهای یزدوکرمان وخراسان ازآن جمله اند. کامران میرزاحاکم هرات فرزند محمود میرزا اندکی بعدازختم جنگهای ایران ورسیه ازفرصت استفاده نموده وسراز اطاعت حکومت مرکزی برداشت درنتیجه عباس میرزا ولیعهد فرزندان خود محمد میرزا وخسرو میرزا را مامور سرکوبی وی نمود . قشون قاجار هرات رامحاصره نمود . ( دراین موقع برای اولین دفعه مدافعان افغانی هرات ازحکومت کمپانی انگلیس درهند استمداد نمودند وتقاضایشان مورد قبول واقع شد. ) ولی درهمان موقع عباس میرزا وفات یافت ( 10 جمادی الثانی 1249 هجری قمری – سال 1833 میلادی درسن 48 سالگی ) ومحمد میرزابه ناچاردست ازمحاصره هرات برداشت . بنابرنوشته کیوان پهلوان"عباس میرزا درسال 1249 هجری قمری به پسرش محمد میرزا دستورداد درراس سپاهی عازم هرات گرددواین منطقه راتسخیرکند وخودباقائم مقام درمشهد ماند. یک افسر لهستانی موسوم به بروسکی شاهزاده جوان رایاری می کردولی درست درآستانه سقوط شهرهرات، خبرمرگ ناگهانی عباس میرزا به اردوی نظامی محمد میرزارسید. عباس میرزا براثربیماری سل درسن 48 سالگی درگذشت. محمد میرزا که براساس ماده هفتم قرارداد ترکمانچای کاندیدای مقام ولایتعهدی بود، ناگزیربرای کسب مقام باکامران میرزاصلح کرده به تهران شتافت. یک سال بعد فتحعلی شاه دراصفهان درگذشت(1250 هجری قمری) (138) به بعضی ازاین حوادث وشورشها، اعتمادالسلطنه اشاره کرده است: دراین سال(1247/1831) فرمان اختیارممالک شرقی متعلقه به دولت ایران راطولاً تارودجیحون وعرضاً تاآب اترک به اسم نایب السلطنه ولیعهدنوشته شدومقررگردیدکه ازراه سمنان ودامغان روانه خراسان شوندوربقه انقیادکامل بررقبه خوانین آن سامان نهندوکلیه آن نواحی رانظمی شایان دهندوچون نواب امیرزاده فریدون میرزاابن نایب السلطنه ازجانب پدروالاگهرنیابت آذربایجان داشت محمدخان زنگنه امیرنظام به خدمت نواب امیرزاده مغزی الیه وامارت آذربایجان مأمورشد، ومیرزااسحق نبیره میرزابزرگ قایم مقام به وزارت آذربایجان برقرارگردید... درهمان سال(1247/1831) فتحعلی شاه عازم اصفهان شده وعبدالرضاخان یزدی وشفیع خان راوری هنگام حرکت امیرزاده خسرومیرزابه بافق وراورگریختند یوسف خان گرجی وسلیمان خان گیلانی به حکم نایب السلطنه بافق راگرفتندوشفیع خان دستگیرشده واورابه اردبیل بردندولی عبدالرضاخان ازبافق به جانب طبس فرارکرد... ودرهمان سال جان مکدانلد کنیرسفیرانگلیس درتبریزدرگذشت ومسترکمبل صاحب به جای اومأمورتبریزشد... درسال1247/1831 امیراسدالله خان عرب خزیمه(اجداد علم) حاکم قاینات درحضرت مستطاب نایب السلطنه ازعبدالرضاخان یزدی که ازبافق گریخته بودشفاعت کرده وحضرت معظم معفوفرمودند."(139) اعتمادالسلطنه درموردعلت فوت عباس میرزانیزمی نویسد: "نایب السلطنه را ورم کلیه ای عارض ورفع شده بود درهنگام حرکت ومعاودت به خراسان آن ناخوشی عودکرده واطبای مخصوص که همیشه ملتزم رکاب آن حضرت بودند دراینوقت عقب مانده بنابراین بیماری اشتداد بهم رسانیدو منجربه اسهال کبدشد. ولیعهددولت علیّه عباس میرزاشب پنجشنبه دهم ماه جمادی الثانیه 1249/1833وفات یافته ودرروضه مقدسه حضرت رضا مدفون گردید... مآثرمعظمه حضرت ولیعهدرضوان جایگاه ازابنیه معتبره مثل قلعه عباس آباددرکناررودارس وخاک نخجوان، وقلعه اردبیل وقلعه تبریز وقلعه خوی وقلعه کوردشت درکنارارس وکنارقراجه داغ وغیرها... "امّا اعلیحضرت صاحبقران نظربه پاس خدمات ولیعهدجنّت مهد ولیاقت وبزرگواری نواب شاهزاده اعظم محمدمیرزاولایت خراسان وولایت آذربایجان رابه نواب مستطاب معظم دادند.دراین سال درایام نوروزبیست وچهارمعلم انگلیسی که یک نفرازآنها کلنل یعنی سرهنگ بودازهندوستان برای مشق سپاه به ایران آمدند."(140) "عباس میرزا (برخلاف خیلی ازسران آن زمان) به تعیین ساعات سعدونحس ستارگان ومشورت بامنجم باشی ها اعتقاد نداشت."(141) قائم مقام ثانی پسرمیرزاعیسی یعنی میرزابزرگ قائم مقام اول، وازسادات حسینی مهرآبادفراهان است. اوپس ازآنکه پدرش قائم مقام اول به سال 1237 دروبای تبریزفوت کرد، به جای اوبه وزارت عباس میرزانایب السلطنه منصوب گردیدوازسال 1249که نایب السلطنه درمشهدمرد، به همین سمت درخدمت محمدمیرزاداخل گردید.ویکی ازدختران فتحعلی شاه راکه خواهرتنی عباس میرزابود، درزوجیت داشت. به عبارت آخری، عمه محمدشاه زوجه قائم مقام ثانی بود."(142) "حق میرزابزرگ درتاریخ سیاسی واجتماعی ایران به درستی ادانشده... میرزابزرگ نه تنهامغزمتفکر حکومت آذربایجان بود، بلکه مربی ولیعهدبوده دوست ودشمن ومأموران سیاسی ولشکری بیگانه که درایران بودندازهردوبه احترام یادکردند. یکی ازمأموران سیاسی روس ولیعهدراپطرکبیرآینده ایران می خواند. دیگری می نویسد: شگفت آوربودکه شاهزاده یی ولیعهددراین گوشه دنیا.. . این اندازه درباره امورمهم سیاسی ونظامی اروپادرده سال اخیر معرفت درست داشته است.وجوداودوره تازه ای رانویدمی دهدکه تأثیرآن درتاریخ ملی ایران قابل انکارنخواهدبود."(143) بعدازمرگ عباس میرزا، برسرولیعهدی بین سران دولت قاجار اختلاف افتاد. آصف الدوله(درظاهر) ازولیعهدی محمدمیرزاکه خواهرزاده اوبودحمایت می نموددرحالیکه امین الدوله بیشتربه ظل السلطان تمایل داشت. تااینکه سرانجام بادخالت صریح روسیه ولیعهدی محمدمیرزاتثبیت شد. هدف آصف الدوله ازولیعهدی محمدمیرزاجاه طلبی وی وپسرش سالاربودکه دولت انگلستان ازوی ونقشه هایی که آنهابرای جدایی خراسان ازپیکرایران داشتندحمایت می کرد. "پس ازشورش سالارواعدام شدن اوباپسروبرادرش اموال واملاک این خانواده ازطرف دولت مصادره وضبط گردید."(144) "بنابه گزارش مأمورین سیاسی وقت دولت انگلستان درایران، آصف الدوله خودوتمام افرادخانواده اش همیشه وکاملاً دراختیاردولت انگلستان بوده وازخدمتگزاران صدیق انگلستان به شمارمی رفته اند. "ص69افشاری... ازدست دادن صدارت عامل عمده مخالفت آصف الدوله بادولت قاجاروگرایش به انگلیس بوده است. هنگام قیام محمدحسین خان سالار، پدرش آصف الدوله به علت قتل محمدحسین خان نردینی درعتبات به حالت تبعید به سرمی بردوهمین مسأله موجب خشم بیشتر سالارگردیده بود. سالاربه علت تماس طولانی که باامرای افغان داشت، درصددبرآمده بودکه به تقلیدازآنان حکومت خراسان رامستقل نمایدودراین رابطه ازجانب انگلستان حمایت می شد.(145) زیراکه انگلیس آنراحایلی بین روسیه وقاجارومستعمره خود هندمی دانست. درصورت عملی شدن این نقشه ، تقدیر وسرگذشت منطقه به صورتی دیگرقلم می خورد. فتحعلی شاه درسفرخود در19 جمادی الثانی به سال 1250هجری قمری مطابق با 23 اکتبر1834 عصرپنجشنبه نوزدهم ماه جمادی الآخره درعمارت هفت دست درخارج ازشهراصفهان وفات یافته وبعدازحمل به قم دربقعه ای که یکسال قبل به امرخودخاقان مغفورساخته شده بوددفن کردند. مدت عمرایشان شصت وشش سال ولادت وی 1185قمری ومدت سلطنت او38سال و5 ماه بود. تاریخ منتظم ناصری تعدادپسران وی را60نفرذکرنموده است. فرزندان فتحعلی شاه (57پسر، 46دختر، 296نوه پسری، 294نوه دختری و156 متعلقه که ازاوفرزند داشتند باقی ماند."(146) مختصری درمورد اقتصاد این دوران بنابرنوشته چالزعیسوی، تاریخ اقتصادی ایران بسیارموردغفلت قرارگرفته است. درآثاردوران قاجاربندرت می توان توضیحی درخصوص وضعیت معیشتی مردم یافت. ومؤلف بایدازلابه لای نوشته پی به این منظوربرد. "ساخت جغرافیایی هرکشوری درتاریخ وجامعه آن کشورتاثیرداردودرایران تاثیرعوامل جغرافیایی بسیار شدیداست." ایران فعلی " بسیاروسیع ترازایتالیا، فرانسه، سوئیس ، آلمان(غربی)، هلند، بلژیک، لوکزامبورگ، دانمارک، بریتانیای کبیر وایرلند است... ولی چهارچوب سیاسی واقتصادی ایران عموماً سست ترازچهارچوب سیاسی واقتصادی مصر، عراق و ترکیه است."(147) بنابه نوشته جان ملکم درسال 1800م. "مبلغ سالانه واردات وصادرات ایران (اگراین گفته درست باشد) ازدو ونیم میلیون استرلینگ تجاوزنمی کند؛ واگرتوجه شودکه دست کم نیمی ازاین مبلغ ازطریق این مملکت وارد ممالک دیگرمی گردد، معلوم می شودکه مقدارتجارت این مملکت بسیارکم است. اگرمملکت حالت آرامش پیداکندودولت ازپیشه هاوتولیدات حمایت نمایدمی توان مقداراین بازرگانی رابه سه برابررسانیدولی آن وقت هم مقدارتجارت آن قابل مقایسه باسایرممالک نخواهدبود... جمعیت ایران هم کمترازحدمتوسط است وبیش ازنیمی ازجمعیت آن راایلات تشکیل می دهندکه درچادرها زندگی می کنندودرفاصله تغییرفصول ازایالتی به ایالت دیگرکوچ می نمایند.(وهمین ایلات بوده اندکه به مدت چندین قرن سرنوشت منطقه راتعیین نموده اند.) فکرنمی کنم که امروزه روزدرایران یک هفتم اراضی زیرکشت رفته باشدوشایدیک پنجم اراضی حدنهایتی باشدکه حالامورداستفاده قرارمی گیرد؛ اکثربقیه اراضی راچراگاهها تشکیل می دهدوتمول ایران بیشترمتکی برافزایش وازدیاد احشام ورمه هاوگله های آنست البته اگراین مسأله برای دولت مسأله مهمی باشد. ثروتهای واقعی امپراتوری ایران وارزش زیادبازرگانی آن ، که معمولاً زیاد برآوردمی شود، وعادات جنگی ونظامی ساکنین آن که اغلب شاهان آنراقادرساخته تاثروتهای کشورهای مفتوحه رابه نفع کشورخودغصب کنند،اعتبارعظیمی برای آن، بی آنکه واقعاً دارای آن باشد، ایجادکرده است.(148) بعضی کالاهای صادراتی نایاب بامرورزمان به علت عدم حمایت دولتی وغفلت دچارصدمات زیادی گردیده ازجمله زمانی مازو(ماده ای که ازدرخت بلوط می گیرندودردباغی پوست حیوانات ورنگ کردن آن وطب بکارمی رود.) درایران تولید شده وبه خارج صادرمی شده است. "دراوایل قرن نوزدهم تبریزدرحدود000/50نفرجمعیت داشته است. دراین شهرتجارت باروسیه ازراه تفلیس وبااروپای غربی ازطریق طرابوزان انجام می گرفت. تبریزنه تنها"انباری برای کالاهای محلی" وایستگاهی ترانزیتی بود بلکه مرکزمهمی نیزبرای پیشه هابشمارمیرفت. بیاض (پارچه پنبه ای سفید) درتبریزتولیدمی شد وبورمه(پارچه آبی رنگ) قدک وچلوار(پارچه های پنبه ای منقش)وحوله های آن(نوع کشمیری ولی باطرحهای درشت)وپارچه های ابریشمی، کانائوس آن بازاربزرگی درماوراء قفقازپیداکرده بودوبه روسیه صادرمی شد. طبق گفته گاگمیستریکی ازاقتصاددانان اواسط قرن نوزدهم، تبریزدرسال 1830م.کالایی به ارزش 3تا4میلیون روبل صادرکرده بود. واسیلی بوروجنا گزارش داده که تبریزدراوایل قرن نوزدهم دارای تولیدات ابریشمی، یک ماشین رنگرزی ، یک چرخ ابریشم تابی ، کارخانه پارچه های ابریشمی، منسوجات پنبه ای، دستگاههای صابون پزی، کارگاه چرم سازی، کارخانه ای برای ساختن چینی(آسیایی)(به صورت ساده ومطلا)، یک کارخانه کوچک باروت سازی وکارخانه ای برای ساختن لوله های سفالی، وکوره های آهنگری بود.ولی باوجودهمه اینها، اکثرمردم درزمینه کشاورزی کارمی کردند."(149) تاسال 1820 م. تلاشهای چندی برای رواج صنایع جدیدانجام شدوآن زمانی بودکه به سفیرایران درلندن دستور رسیدتایک نفرمباشرذوب آهن، دونفرکوره کار، یک نفرشیشه کار، دونفرمعدن کارویک نفرتولیدکننده پارچه بکارگیردونیزدرهمین زمان بودکه یک ماشین بخارازانگلیس به ایران فرستاده شد. قورخانه تبریزنیزتحت نظریک نفرانگلیسی قرارگرفت وتوپ ومهمات قابل توجهی تولیدنمود.(150) "تبریزکه یکی ازمراکزبازرگانی شده بودرشد سریعی راازسرگذراندودرسال 1800م. جمعیت آن به حدود 30000تا50000نفرودراواسط قرن نوزده به 100000نفرودرسال1890م. به 200000- 170000نفررسید؛ معهذا انتقال تجارت ازراه طرابوزان به راه خلیج فارس ازاهمیت تجاری شهرکاست وجمعیت آن درخلال پنجاه سال بعدروبه تحلیل رفت. بنظرمی رسدکه جمعیت مشهد، کرمان وکرمانشاه از40000تا50000نفرهمچنان لایتغیرباقی مانده است. (151) (طبق آماراواخرقرن نوزدهم) مادرفصلهای بعد خواهیم دیدکه آذربایجان ومرکزآن تبریزباآنکه بزرگترین مرکزتجاری نه تنهاایران بلکه خاورمیانه نیزبوده که با عنادودشمنی خاندان پهلوی وسایرعوامل شوونیسم چطورازاهمیت بین المللی آن کاسته شد وموج مهاجرت وبیکاری نصیب ملت آذربایجان مظلوم گردید. "تقریباً تمام عوایدایران رااتباع مسلمان شاه می پردازند. کل مبلغی که ازمسیحیان ، یهودیان، گبرها جمع آوری می شودبسیارناچیزاست. .. سکنه ارمنی تبریزمالیات نمی پردازند. وقتی که قشون روسیه درسال 1828م این شهرراتخلیه کردند مسیحیان تصمیم گرفتندکه درمعیت آنهابه گرجستان بروند ولی فرستاده انگلیس آنهارادرقبال معافیت ازتمام مالیاتهامتقاعدبه اقامت کرد. دراین زمینه عباس میرزافرمانی صادرکردکه محمدشاه و وارث بلافصل اوهم این فرمان راتجدیدکرده اند...گبرها یاپارسیان درایران حدود 1200 خانواریا7193نفرهستند.(درهندوستان زرتشتیان آنجاراپارسیان می گفتند این اصطلاح باورودانگلیسیها وهندیهابه ایران به زرتشتیان یزدوکرمان... نیزبه کاربرده شد باحاکمیت شوونیسم فارس درعصرپهلوی این اصطلاح یواش یواش عمومیت پیداکرد پارس وپارسیان یادآورایران باستان گردید وسرمایه گذاری کلانی برای ترویج آن به کاربرده شد. هم اکنون درآذربایجان کلمه پارسیان به عنوان سمبول استعمارفارس بکارمی رود.) آنهادریزدوکرمان اقامت دارندکه طرف احترام ساکنین ومراجع قدرت(انگلیسی) می باشند. عمال آنهادرتهران بخاطرمالیاتی که برجامعه آنهابسته شده سالانه 907تومان به دولت می پردازندوغیرازاین، مالیات دیگری برآنهامترتب نیست. مسیحیان، یهودیان وگبرهای ایران ازخدمت نظام معاف هستند.(152) همان مسترتامسون انگلیسی سال1867 میلادی. حداقل درزمان قاجار قسمتی ازبهاء کالاهای وارداتی بعنوان حقوق گمرکی دریافت می شد ولی همانطوریکه درفصلهای قبل نیزاشاره شد درزمان کریم خان زند کالاها ازعوارض گمرکی معاف بودند. پس از ورود انگلیس هابه ایران آنهاباایران جنوبی آشناشده وفرهنگ جنوب ومرکز ایران مدّ نظرآنها قرارگرفت البته قبل ازآن نیزبامردم هندوستان بخصوص زرتشتیان مقیم آنجا وزبان فارسی آشناشدند وهمه اینها دردیدگاه آنها نسبت به ایران تاثیر گذاشت. وهمانطوریکه متوجه رقابت ترکان حاکم وهندوهای تابع درهند شده بودند درایران نیز متوجه حاکمیت ترکان و زیردستی فارسها گردیدند. وچاره راه برای استعمارایران رادرتضعیف حاکمیت دولت ترک قاجاروتقویت منشی ها ومیرزاهای دیوان سالاری فارسی نویس دولت درمراکزایالات وبخصوص پایتخت دیدند. جاده ابرایشم "انتقال تجارت جهانی به راههای دریایی درقرن شانزدهم باعث ازرونق افتادن این جاده باستانی گردید. وناامنی راهها ووجودملوک الطوایفی وجنگهادرخشکیهاوسایرعوامل مزید برعلت گردید. وتمایل قدرت برترجهان آن دوران یعنی انگلیس به خاطرنیروی دریایی جنگی وتجاری قدرتمندش بسیارمهم بوده است. "جاده ای که برای صدورابریشم بکارمی رفت بخاطرنوسانات سیاسی بین المللی خصوصاً نوسانات روابط ایران- عثمانی تغییریافته است. معمولاًراه خشکی به دریای مدیترانه ، جزدرمواقع خصومت باترکیه، به راه خلیج فارس ترجیح داده می شد. تبریزیکی ازمراکزاصلی صادرات ایران بوده (153) البته انگلیس وعوامل کویری آنها با تشویق جنگ عثمانی وقاجار(وقبل ازآن افشاروصفوی) خواهان انسداد تجارت ازطریق آذربایجان وانتقال آن به جنوب بودند. این مسئله بعدازحاکمیت رضاشاه به عنوان استراتژی دولت کودتا درصدرتمامی اقداماتشان قرارگرفت. نمونه آن کشیدن راه آهن باصطلاح سراسری ازدریای خزربه تهران وجنوب بودکه صرفه اقتصادی چندانی نداشت درحالیکه کشیدن راه آهن ازمسیرترکیه وقفقازازطریق آذربایجان به تهران وبندرعباس وشرق به صرفه بود. علت اساسی شکست وعدم موفقیت وعدم توسعه سیاسی اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی درایران وجودحکومت های مستبد وقلدروتمامیت خواه وانحصارطلب ودرهشتادسال اخیرشووینیست بوده ومی باشد. همانطوریکه بچه ازتاریکی می ترسد، رژیم های استبدادی نیزازآزادی می ترسند. درممالک کثیرالملّه وکثیرالاقوام بدون حل مسئله ملی برقراری دموکراسی سرابی بیش نیست. این مسلئه راتاریخ یک قرن اخیرایران بوضوح ثابت نموده است. یکی ازدلایل عقب ماندگی ایران ، جنگهای طولانی مدت باهمسایگان وخرج ومخارج ناشی ازآن است. درضمن گستردگی کشورودرنتیجه سرکوب اجباری قبایل وطوایف ومخارج ناشی ازآن ازدلایل دیگرمی باشد. یکی ازاقدامات مفیدعباس میرزااعزام دانشجوبه اروپابود، درسال 1811م.دوجوان ایرانی ودرسال1815م.پنج نفردیگربه انگلیس اعزام شدند. درسال 1844م پنج نفردیگربه فرانسه گسیل شدند درادامه این سیاست بعدهادرسال 1861م چهل ودونفردیگرهم اعزام گردیدند.چندنفردیگرهم به خرج خودراهی اروپاشدندودرسال 1911م یک گروه سی نفری توسط دولت به اروپافرستاده شددرسال 1918م حدود500نفردانشجوی ایرانی دراروپاوجودداشت.(154) کتاب "تاریخ اقتصادی ایران" به نقل ازکتاب "صادرات ایران نوشته ضیاء الدین صدرزاده " می نویسد: " اززمان عهدنامه ترکمچای مقررشده بودکه ازکلیه کالاهای صادره ووارده درمرزهای ایران حقوق گمرکی ازقرارصدی پنج دریافت شود. البته وصول چنین گمرکی ازکالاهای صادره برای کشوری مانند ایران که دارای ترازبازرگانی منفی بودعجیب می نمود. اختلاف میان صادرات وواردات فاحش بود.به علاوه همزمان درآن هنگام کشورهای اروپای غربی که مرحله انقلاب صنعتی راگذرانده بودندودرراه توسعه اقتصادی خودگام برمی داشتنددرمستعمرات خودوهمچنین کشورهایی مانند ایران که زمامداران آن به هیچ وجه آشنایی بامسایل اقتصادی واجتماعی نداشتندبازارهای خوبی برای صدوروفروش امتعه خودبدست آورده بودند. این وضع آشفته اقتصادی وبازرگانی مقامات مسؤول راکم وبیش متوجه خودنموده بود. درفرمان مظفرالدین شاه گوشه ای ازآن تشریح شده است بدین کیفیت که : مال التجاره وارده سالیانه درمملکت بدرجات مراتب بیشترازمال التجاره صادره ازمملکت است ودرواقع این مسأله اسباب این شده که همه ساله یک مبلغ پول طلای مملکت ازداخله به بهای متاع خارجه به ممالک خارجه برودوکم کم این مسأله باعث این می شودکه روزبروزتجارت کاهیده واسباب نقص وکمی طلادرداخله مملکت خواهد شد... همینکه مال التجاره داخله درهنگام خروج صدی پنج حقوق گمرکی پرداخت چگونه ممکن است که این مال التجاره دربازارخارج بتواند مقابلی باسایرمال التجاره های دول اروپانماید درصورتیکه آنهابه هیچ وجه دیناری درموقع صدورازمملکت خودشان ازبابت حقوق گمرکی نپرداخته اند مسلم است که این مسأله اسباب ضرر ودلسردی تجارداخله خواهدبود.همین ملاحظات بودکه ازتاریخ 15ذیقعده 1320ه. (یعنی 4 سال پیش ازصدورفرمان مشروطیت) تعرفه جدیدی مقررگردید. به موجب این فرمان قرارشد ازبسیاری ازکالاهای صادراتی ازقبیل منسوجات وقالی ازهرنوع وپنبه وپشم وخشکبارازهرقسم وصمغ وحبوبات طبی ورنگهای نباتی وموم وعسل وملبوس پوست چرم حقوق گمرکی دریافت ندارندوهمچنین مقررشد بیست ودو شاهی که ازهرباری درمرزها دریافت می گردیدمتروک دارند."(155) (متاسفانه هم اکنون فقط درمعامله باامارات ما دارای بیش از3 میلیارد دلارموازنه منفی هستیم.)(28/7/84) درخاتمه این فصل جهت اطلاع رضاقلی خان هدایت تجدید حیات وشعر وادب (فارسی) رانتیجه تشویق وادب دوستی آن پادشاه(فتحعلی شاه) دانسته وبه طبع شعری او اشاره وتخلص شعری وی راخاقان یاد کرده است. مرتضی راوندی نیزتأییدمی کندکه فتحعلی شاه گه گاه باتخلص خاقان شعرمی گفت. فتحعلی شاه دارای مجالس شعروبزم بوده ومشوق بزرگی برای اشاعه زبان فارسی بوده هدف عمده سلاطین درتشویق شعرای فارسی گوی، شعرسرودن آنها درمدح همان سلاطین بوده است واین البته به زبان فارسی بوده والا زبان ترکی زبان اکثریت مردم ستمدیده بوده وشعرای ترکی گوی معمولاً مورد غضب سلاطین بوده اند واین به خاطر دفاع آنها از مردم مظلوم دوران خود بوده است مثل : نسیمی و واقف وغیره ... حکام ایران زبان فارسی رازبان اشراف وزبان ترکی رازبان رعایامی نامیدند. (نگاه کنید: لیلی ومجنون نظامی گنجوی) روی هم رفته اکثرشعرای فارسی گوی ایران شعروشاعری را وسیله امرارمعاش قرارداده اند. "میرزاعبدالوهاب نشاط اصفهانی ازشعرای عصر فتحعلی شاه ملقب به معتمدالدوله به ادبیات فارسی وعربی و ترکی آشنا بوده است." (156) " پادشاه قاجار ، طبق سنت ملی وتاریخی ، خودراشاهنشاه وفرمانفرمایان ایالات بزرگ یعنی ممالک فارس و آذربایجان وخراسان وکرمان راهم ردیف شاهان می دانست. تزارروسیه هم درنامه هاواسناد خود ازآذربایجان به عنوان مملکت نام می برد ... پاسکیویچ نیز ازتبریز به عنوان پایتخت آذربایجان نام می برد (تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران- جلد2سعیدنفیسی ص84 و 143) جهانگیرمیرزا مؤلف کتاب "تاریخ نو"فرزندعباس میرزا مطلع ترین شاهزاده قاجاربوده وبسیاری ازشاهزادگاه قاجاراسمهای ترکی والقاب ترکی داشته اندازجمله نام فرزند شجاع السلطنه والی خراسان وکرمان اکتای قاآن بوده ولقب میرزاحبیب فرزندمیرزاابوالحسن گلشن، قاآنی بود. ویا"نواب هولاکومیرزا فرزنداکبرنواب شجاع السلطنه که مدتی حکمران کرمان بوده است .(ازسال 1248به بعد) درمتون زمان قاجار وترجمه ها، املا بعضی کلمات به صورت ترکی آن نوشته شده است. چالانچی خان نیز ازنوازندگان مشهورومعاصرفتحعلی شاه بوده است. ازآنجایی که دراکثرشهرهای ایران مردم دارای تعصبات مذهبی بودند" فی المثل دراصفهان ، انگلیسیها وسایر اروپاییان ابتدامجبوربودند درمحله ارمنی نشین جلفا مقیم شوند، وخانم ایزابلابیشاب که ازسیاحان بی باک وپر تجربه وکارکشته بود، جلفاراچنین توصیف می کرد: پناهگاهی برای درامان بودن از اشخاص متعصب وستیزه جوی اصفهان."(158) "وولف انگلیسی هم درطی سفراول خود مدارسی دربوشهر وشیراز برای کودکان ارمنی تاسیس کرد." (159) نظر فابویه فرانسوی درمورد ارامنه :" فابویه دراصفهان بکلی تنها وبی کس بود واز اطرافیان خویش همواره می نالیده است. نصارای اصفهان که ممکن بوده است بااومحشورباشند بقول خود اوسوداگران ناکسی بودندکه ازهمه کشورها آمده بودند یاارمنیانی که اگرباونزدیک می شدند برای سودجویی بود واگرباوتملق می گفتند ازو توقعی داشتند . .. کشیشهای نصاری هم که درآنجابوده اند بیش ازدیگران مورد احترام نبوده اند. خلیفه ارمنیان تنها درفکر نفع خود بوده وکشیشانی که زیر دست اوبوده اند زندگی آنها چنان بااخلاق منافات داشته است که بهترست از آن سخن نگوید. یگانه کشیش کاتولیک اصفهان پرژوزف می خواره پیر حقیری بوده است . فابویه هفته ای دوبار اورامهمان می کرده وهرروز یکشنبه برای نماز پیش اومیرفته ولی درنظرش احترامی نداشته است. " (160) درمواقع بیکاری " گروهبانان وسربازان(انگلیسی) سیب زمینی وسایرسبزیجات تقریبا ناشناخته اروپایی عمل می آوردند، شراب می انداختند وبادخترانی که به جامعه پرجمعیت ارامنه تعلق داشتند عشقبازی می کردند.عده ای ازآنان باهمین دختران ازدواج کردند."(161) ص 67 انگلیسهادرمیان... "ازآنجایی که درایران مهمانخانه وجودنداشت وکاروانسراهابه ناپاکی معروف بودند، مسافران اروپایی غالبامهمان نوازی انگلیسهاوارامنه راکه ازکارکنان تلگرافخانه های منزوی وپراکنده بودند با خشنودی می پذیرفتند. "(162) "سروان بنجامین شی انگلیسی درسال 1827 به دومین قلّه مرتفع ایران یعنی قله ساوالان صعود کرده است. "(163) مراجع ومنابع فصل چهارم 1- تاریخ منتظم ناصری جلد 3 – اعتمادالسلطنه ص1442 2- ازالشتر تا الاشت – کیوان پهلوان ص115 3- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1449 4- همان ص1453 5- از الشترتا... ص215 6- تاریخ منتظم... ج3 ص1456 7- همان ص1454 8- انگلیسها درمیان ایرانیان- دنیس رایت – ص14 9- صدراعظم های سلسله قاجار- پرویزافشاری ص18 10- همان ص20 11- همان ص35 12- تاریخ روابط سیاسی ... ص83 13- همان ج2 ص243و245 14- صدراعظم های سلسله قاجار ص35 15- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1358 16- جریانهای اصلی تاریخ نگاری دردوره پهلوی- سیمین فصیحی ص233 17- ازالشتر تا... ص230 18- تاریخ روابط سیاسی... ص79 19- همان زیرنویس ص105 20- انگلیسها درمیان ایرانیان ص59و60 21- همان ص19 22- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1456 23- تاریخ اقتصادی ایران- چالز عیسوی ص4و5 24- تاریخ روابط خارجی ایران از... تألیف: هوشنگ مهدوی ص207 25- تاریخ روابط سیاسی ... ج2 ص262و263 26- همان ص47 27- ایران دردوره سلطنت قاجار- علی اصغرشمیم ص86 28- تاریخ روابط خارجی ایران... ص211 29- تاریخ روابط سیاسی ج2 ص225 30- همان ص72 31- ایران دردوره سلطنت قاجار ص58و59 32 الی 36 – صفحات 26و77و78و53و146و150 37 الی 40- تاریخ منتظم ناصری ج3 صفحات 1469و1476و1478و1485 41 و42 – صفحات 82و83 و54و55 43- تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران-سعیدنفیسی ج1ص210 44 الی 46- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1448و1487و1491 47- امیرکبیرقهرمان مبارزه بااستعمار- علی اکبرهاشمی رفسنجانی ص93 48- انگلیسهادرمیان ایرانیان ص68 49- تاریخ اقتصادی ایران ص36و37 50- ایران دردوره سلطنت قاجار 51و52- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1494و1503 53- ایران دردوره سلطنت قاجار ص79 54- تاریخ روابط سیاسی ایران وانگلیس- محمودمحمود ص132 55- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1508 56- تاریخ اقتصادی ایران ص34 57- انگلیسها درمیان ایرانیان ص26و28 58- تاریخ روابط خارجی ایران... ص223 59- تاریخ روابط سیاسی... ص181و182 60- انگلیسهادرمیان ایرانیان ص26 61- تاریخ روابط خارجی ایران... ص228 62- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1599 63- تاریخ روابط سیاسی... ص167 64و65- تاریخ روابط خارجی ایران... ص222و223و224و231 66- تاریخ روابط سیاسی ص460 67- تاریخ روابط خارجی ایران... ص264 68 الی 71- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1518و1536و1540و1546 72- ایران دردوره سلطنت قاجار ص95 73- ایران وقدرتهای بزرگ – دکترایرج ذوقی ص18 74 الی 78- انگلیسها درمیان ایرانیان ص71و83و79 و96و114و116و117 79و80- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1551و1553و1554 81و82- تاریخ روابط سیاسی ج2 ص260 و319 83- ایران دردوره سلطنت قاجار ص342 84- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1567 85- ایران دردوره سلطنت قاجار ص78 86- انگلیس درمیان ایرانیان ص39 الی 42 87- تاریخ روابط سیاسی ج2 ص265 88و89- صدراعظمهای سلسله قاجاریه ص61و50 90- تاریخ روابط خارجی ایران... ص222 91- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1568الی1572 92و93- تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران ج1 ص135و92 94و95- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1558و1566 96- انگلیسها درمیان ایرانیان ص125 97الی99- صدراعظمهای سلسله قاجاریه ص42و48و50و51 100و101- تاریخ روابط خارجی ایران... ص233و235 102- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1578 103- تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران...ج1 ص156 104- تاریخ روابط خارجی ایران... ص236 105- انگلیسها درمیان ایرانیان ص14 106و107- تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران... ج1 ص89و148 108- تاریخ ایران – سرجان ملکم ص582 109 الی 111- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1580و1581و1592 112- تاریخ روابط سیاسی ... ج2 ص359 113و114- تاریخ اجتماعی ایران – جلد 4 تألیف: مرتضی راوندی ص340 و219و220 115 الی 117- تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران ج1 ص9و127و132 118- همان جلد دوم ص335و336 119- تاریخ اقتصادی ایران ص24 120- تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران ... ج1 ص253 121- تاریخ اقتصادی ایران ص122 122- تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران... ج1 ص8 123- ناسیونالیسم درایران- کاتم ص195 124- تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران... ج1 ص172 125- روشنفکران آذری وهویت ملی وقومی – علی مرشدی زاد ص65 126- ایران دردوره سلطنت قاجار- زیرنویس ص103 127- سیاستگران عصرقاجار- خان ملک ساسانی ج2 ص29 128و129- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1595و1596 130- جریانهای اصلی تاریخ نگاری دردوره پهلوی- سیمین فصیحی ص304 131- صدراعظمهای سلسله قاجاریه ص78 132- تاریخ روابط خارجی ایران ... ص239 133و134- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1601و1608 135- تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران... ج1 ص10 136- تاریخ ایران- سرجان ملکم ص579 137- تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران... ج1 11 138 ازالشترتا الاشت... ص231و132 139و140- تاریخ منتظم ناصری ج3 ص1606الی 1608 و1616الی1618 141الی 143- تاریخ اجتماعی ایران ج4 ص341و347و349 144الی146- صدراعظمهای سلسله قاجاریه ص69و124و89 147 الی 155- تاریخ اقتصادی ایران... ص 3-409و410-442-402-38و39-44و45-16و17-33-227 156- ایران دردوره سلطنت قاجارص416 157- تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران... ج1 ص84و143 158و159- انگلیسهادرمیان ایرانیان ص109و139 160- تاریخ اجتماعی وسیاسی ایران... ج1 212 161الی163- انگلیسهادرمیان ایرانیان ص67و157و72  
 
 
از مباحث فرهنگ و سياست و جامعه 
پاسخ به اين سخن اصلی است 
عنوان ماجرای زبان مادری فارسی !  
نويسنده میرناصرعلوی به نقل ازنشریه مهراردبیل30آبان1384  
زمان 11/22/2005 7:33:21 PM 
متن ماجرای زبان فارسی ! جناب مدیرکل ابتدایی آموزش وپرورش ایران درمصاحبه باخبرنگارروزنامه جام جم می فرمایند: تدوین زبان بیگانه انگلیسی دردوره ابتدایی پایه های زبان مادری راسست می کند. "نمی دانم جناب مدیرکل چقدرسواد دارند اماحرف وسخن شان بسیارمتین واستواراست بقول معروف جاناسخن اززبان ما می گویی . جناب مدیرکل آیامی داندکه درایران اقوام مختلف بازبانهای مختلف زندگی می کنندوحق آموزش به زبان مادری راندارند وروزبه روزبه قول شماپایه های زبان مادری آنهاسست می شود. هنوزآموزش به زبان انگلیسی درمدارس ایران درحد یک حرف است . سالهاست مابااین دردجانکاه می سوزیم ومی سازیم شایداگرمعلم بودیدومی دیدیدکه دانش آموز سوم دبیرستان هنوزچیزی راکه می گوید نمی فهمدوفقط حفظ می کندوهیچ اندوخته ذهنی وتحلیلی ازآن ندارد درد مارابیشترمی فهمیدید. آقای مدیرکل آیامی دانید اگرکودکی که شش سال به زبان ترکی سخن گفته است به محض ورودبه مدرسه مجبوربه آموزش به زبان دیگری بشودچه فاجعه ای که امروزدرهمه جای آذربایجان درحال انجام بوده وهست شمابااین کاردرواقع درب فرهنگ رابه روی اوبسته واورادردنیایی ازبیگانگی ودوگانگی بااندوخته های ذهنی اش واردکرده اید. آقای مدیرکل بچه های ماچه گناهی کرده اندکه بایدبه زبان مادری خودبه عنوان زبان دوم وبعضاً بایدباحقارت بنگرند؟ چراوقتی فقط سخن ازآموزش زبان انگلیسی دردوره ابتدایی می شوداین چنین آشفته می شوید؟ آقای مدیرکل آیادرمقابل خدای خود واین همه دانش آموزترک آذربایجانی وسایرغیرفارسی زبانهای این مملکت جوابی دارید؟ اگرفکرمی کنیدهمه آذربایجانی هابدست معلمان گیلان ومازندران فارسی زبان می شونداین کاررابکنید امابدانید رضاخان قلدرهم این سعی بی فایده راکردولی نتوانست ویااینکه به ماهم بعنوان یک انسان که مخلوق همان خدایی هستیم که شماراآفریده است حقوق فرهنگی قائل شویدوبگذارید ماهم به زبان شیرین وباقاعده ترکی آذربایجانی بنویسیم وبخوانیم وهمواره به ایرانی بودن خودافتخارنموده وباهم همدل باشیم.  
 
 
از مباحث فرهنگ و سياست و جامعه 
پاسخ به اين سخن اصلی است 
عنوان پاسخ به: زبان وتحصیلات اقوام درایران  
نويسنده قاسم محمدی 
زمان 9/14/2005 11:39:37 AM 
متن جواب به خوانندگان جوان این سایت بنده به عنوان یکی ازخوانندگان وعلاقه مندان این سایت ، می خواستم ازسایر خوانندگان عزیزتقاضانمایم که مطالب وانتقادات خودراتاحد یک شعار بی محتوی که حکایت ازبی اطلاعی وناآگاهی آن فرد است تنزل ندهند. دوستی به اسم صابرسیف اله اوغلی درابتدای مطلب خود ضمن تعریف اززبان مادری متاسفانه درآخر بیان نموده اند که درمقابل زبان انگلیسی نیازی به ترکی وفارسی نداریم. این یک نوع خود باختگی فرهنگی وبی هویتی ملی است. این دوست عزیز احتمالا چند کلمه ای انگلیسی یادگرفته وخودرابی نیازبه زبانهای دیگریافته واین دینگه دینگه هایادش رفته. درمورد کتاب اوستاوزرتشت که دراصل آذربایجانی است. منابع بسیاردقیقی وجودداردکه نشان می دهد زبان بکاررفته درنوشتن اوستا ، بخصوص گاتها ، باآن همه تحریفات دوران ساسانی ، کلمات مشترک زیادی بازبان ترکی دارد وخود کلمه گات (قات) یعنی بخش وقسمت ترکی است. کلمه آذرنیزیک کلمه ترکی به معنای دلاور وجنگجوی قوم آذ می باشد. متاسفانه دیکتاتوری وتحریفات دوران رژیم پهلوی بدآموزی عجیبی رادرمیان مردم مظلوم ما موجب گردیده که بامید خدا باتلاش وطن پرستان وهویت طلبان واقعی ومردم بافرهنگ وقهرمان آذربایجان هرچه زودتراین نقیصه جبران شود. دوستی نیز به اسم سوین نجاتی درمطلب" زبان آذری " باپیشداوری های کودکانه که ناشی ازبی اطلاعی وجوانی اوست یک تنه همه چیزرادرهم پیچیده ومن پیشنهاد می کنم نوشته خودرا نه به صورت شعارو نفی دیگران ، بلکه بصورت نقد واحترام به حقوق وموجودیت دیگران بیان فرمایند. درخاتمه بهتراست اطلاعات خودراازسطح شعاربه سطح مطالعه عمیق ارتقاء دهیم.  
 
 
از مباحث فرهنگ و سياست و جامعه 
پاسخ به اين سخن اصلی است 
عنوان نماد همزیستی مسالمت آمیز درایران چیست؟  
نويسنده عزیز محمدی اردبیلی  
زمان 9/8/2005 11:42:19 PM 
متن نماد همزیستی مسالمت آمیزدرایران چیست؟ بدون شک آرزوی تمامی ملل واقوام دنیا زندگی مسالمت آمیزبه دورازهرگونه جنگ وخونریزی می باشد، ولی آیااین همزیستی مسالمت آمیز می توانددربی عدالتی واجحاف وتبعیض دوام بیاورد؟ آنهایی که درحرف برای فریب مردم دم ازعدالت اجتماعی می زنند بدانند که تامین عدالت اجتماعی وهمزیستی مسالمت آمیزملزومات اساسی دارد که بایستی پبشاپیش فراهم ومهیاشود. تامین عدات اجتماعی دارای 3 رکن اساسی است: 1- عدالت سیاسی 2- عدالت اقتصادی 3- عدالت فرهنگی. درکشورهای کثیرالمله ای مثل ایران که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیزبرکثیرالمله بودن آن صحه گذاشته است، تامین عدالت اجتماعی بدون درنظرگرفتن حقوق ملی وقومی اقلیتهاغیرممکن است، هرچندکه بعضی هادرظاهردم ازعدالت بزنند و وعده های آنچنانی جهت رفاه مردم وشرکت مردم درشئون سیاسی واجتماعی خودبدهند.آیامی توان اکثریت مردم یک کشور رااززبان مادری خود محروم نمودودم ازعدالت اجتماعی زد؟ چگونه می توان جمعیت 30 میلیونی ترکان ایران را(که اکثریت اقوام ایران رانسبت به سایراقوام دیگرتشکیل میدهد) باقدمت سکونت 50 هزارساله دراین مملکت اززبان خدادادی ومادری خودمحروم نمودودم ازعدالت واسلامیت زد؟ چگونه می توان زنان راکه نصف جمعیت راتشکیل می دهندازحقوق سیاسی ومدنی محروم کرد ودم ازعدالت زد؟ چگونه می توان بیت المال راکه متعلق به تمامی اقوام وملل ایران است قسمت عمده آنراصرف وخرج استانهای مرکزی فارس نشین کویری ایران کردودم ازعدالت زد؟ آیاهمزیستی مسالمت آمیزباحق کشی وتبعیض وبی عدالتی آشکاروحتی نسل کشی تدریجی ممکن است؟ پس نماد همزیستی مسالمت آمیز درایران چیست؟ اولین شرط همزیستی مسالمت آمیز به رسمیت شناختن حقوق فرهنگی وسیاسی واقتصادی واقعی اقلیت های قومی درایران است که آنهارابرای زندگی بهتروبرادرانه وهمزیستی مسالمت آمیزامیدوارترخواهد ساخت. زیراکه هیچ برادری بامحوونابودی حقوق برادران دیگرنمی تواند دم ازبرادری وبرابری ومهرودوستی وهمزیستی وهمدردی و وابستگی عاطفی بزند.  
 
 
از مباحث فرهنگ و سياست و جامعه 
پاسخ به اين سخن اصلی است 
عنوان جایگاه زبان ترکی وبررسی آن درمقایسه باسایر زبانها  
نويسنده م.ج. 
زمان 8/10/2005 1:32:44 PM 
متن جایگاه زبان ترکی وبررسی آن درمقایسه باسایر زبانها کلیه اطلاعات ذیل ازموسسه ائی. ام. تی وآ. ام. ت 2002 که دراروپا وآمریکا واقع شده وتحت مدیریت برجسته ترین زبان شناسان اداره می شوند، گرفته شده است وهمه ساله گزارشهای زیادی رادرباره زبانها منتشر می کنند وکلیه استانداردهای زبان شناسی ازاین ادارات که دولتی هستند، اعلام می شود. به اطلاعات استخراجی ازاین مؤسسات توجه کنید: - 19% کلمات انگلیسی اززبان ترکی گرفته شده است. - 92%کلمات فارسی ازعربی وترکی گرفته شده ومابقی بدون هیچ فرمولی تولید شده اند. - 2%کلمات ترکی ازایتالیایی، فرانسه وانگلیسی گرفته شده است. - درهیچ یک اززبانهای بین المللی لغتی ازفارسی وجود ندارد. - 39% کلمات ایتالیایی، 17% کلمات آلمانی و9% کلمات فرانسوی اززبان ترکی گرفته شده است. - 100%کلمات ترکی ریشه اصلی دارند. 83%کلمات انگلیسی ریشه اصلی دارند. - 100%کلمات انگلیسی ، آلمانی ، فرانسوی وترکی دارای عمق ریخت شناسی هستند. - جملات ترکی 2% ابهام جمله ای تولید می کنند.( یعنی یک خارجی اگرزبان ترکی راازروی کتاب یادبگیرد، پس ازورود به یک کشورترک زبان مشکلی نخواهدداشت.) - جملات انگلیسی نیم درصدوجملات فرانسوی تقریبا 1% ابهام تولید می کنند. - جملات فارسی 67%ابهام تولید می کنند. ( یعنی یک خارجی که فارسی رایاد گرفته است، به سختی می تواند درایران صحبت کرده ویاجملات فارسی رادرک کندمگرآنکه مدت زیادی درهمان جامعه مانده وبه صورت تجربی یاد بگیرد. که این برای یک زبان، ضعف بسیاربزرگی است. ) - جملات عربی 8 تا 9% ابهام تولید می کنند. - معکوس پذیری (ترجمه کامپیوتری) کلیه زبانها به جز زبانهای عربی وفارسی امکان پذیربوده وبرای عربی خطای موردی 45% وبرای زبان فارسی 100% است.یعنی زبان فارسی رانمی توان بافرمولهای زبان شناسی به زبان دیگری تبدیل کرد. زبان ترکی راشاهکار زبان معرفی کرده اند که برای ساخت آن ازفرمولهای بسیارپیچیده ای استفاده شده است. خانم " نیکیتا هایدن" متخصص وزبان شناس مشهور آلمانی درمؤسسه اروپایی یوروتوم گفته است: انسان درآن زمان قادربه تولید این زبان نبوده وموجودات فضایی این زبان راخلق کرده ویاخداوند به پیامبران خود عالیترین کلام راداده است. هم اینک زبان ترکی عملا دربیشتر پروژه های بین المللی جابازکرده است. به مطالب زیر که برگرفته ازمجله New Seience چاپ آمریکا ومجله International Languagesچاپ آلمان است، توجه نمایید: - کلیه ماهواره های هواشناسی ونظامی اطلاعات خودرابه زبانهای انگلیسی ، فرانسوی وترکی، به پایگاههای زمینی ارسال می کنند. - پیچیده ترین سیستم عامل کامپیوتری os2/8 ومعمولی ترین Windows زبان ترکی رابه عنوان استاندارد پایه فنوتیکی قرار داده اند. - کلیه اطلاعات ارسالی ازرادارهای جهان به 3 زبان انگلیسی، فرانسوی وترکی علایم پخش می کنند. - کلیه سیستم های ایونیکی والکترونیکی هواپیماهای تجاری ازسال 1996 به 3 زبان انگلیسی، فرانسوی وترکی درکارخانه بوئینگ آمریکا مجهز می شوند. - کلیه سیستمها وسامانه های جنگنده قرن 21 " جی-اس-اف" که به تعداد 7 هزارفروند درحال تولید است ، به 2 زبان انگلیسی وترکی طراحی شده اند. همه این مطالب نشان دهنده استاندارد بودن وبین المللی شده واهمیت ژئوپولیتیکی زبان ترکی است . متاسفانه زبان رسمی ما(فارسی) ازهیچ قاعده وفنولوجیکال نیز پیروی نمی کندودارای ساختارتک دینامیکی است. اما زبان ترکی بادرنظرگرفتن تمام وجوه به عنوان سومین زبان زنده دنیاشناخته شده است. طی یک دستورالعمل اجرایی درتاریخ مه 1992 رسما ازطریق همین مؤسسات به سازمان بین المللی یونسکواعلام شده که زبان ترکی درکلیه دانشگاهها و دبیرستانهای اروپا وآمریکا جزوکورسهای رسمی شود. این مسئله هم اکنون درکلیه دانشگاههای اروپا ودانشگاههای مطرح آمریکا اجراشده ودومین زبانی است که درحال تهیه تافل مهندسی دانشگاهی برای آن هستند. امازبان فارسی رتبه 261 رابه خود اختصاص داده است آنهم نه به عنوان زبان، بلکه به عنوان لهجه که این زبان راباساختاری که بتوان جمله سازی مفهومی ایجاد کند، شناخته اند. واگرروی این مسئله کارجدی نشود، دریادگیری مثلا زبان انگلیسی، ترکی یافرانسوی مشکل عمده ای ایجاد کرده ومی کند ومی بینیم ک فارسی زبانان برای یادگیری زبان انگلیسی بامشکل عمده ای مواجه هستند، ولی ترک زبانان بامشکل یادگیری وتلفظ مواجه نیستند. این مسئله به رفتارهای مغز انسان برمی گرددکه خود دارای بحثهای دامنه داری است واینکه بسیاری ازجملات فارسی براساس عادت شکل گرفته اند نه براساس فرمول ساخت وبا این وضعیت فرمول پذیری آن امکان ندارد. برگرفته ازنشریه "وراوی" شماره 10  
 
 
از مباحث گفتگوی آزاد 
پاسخ به اين سخن اصلی است 
عنوان در جواب زبان آذري و ...  
نويسنده شهر اوشاغی 
زمان 6/13/2005 6:54:57 PM 
متن جواب به خوانندگان جوان این سایت بنده به عنوان یکی ازخوانندگان وعلاقه مندان این سایت ، می خواستم ازسایر خوانندگان عزیزتقاضانمایم که مطالب وانتقادات خودراتاحد یک شعار بی محتوی که حکایت ازبی اطلاعی وناآگاهی آن فرد است تنزل ندهند. دوستی به اسم صابرسیف اله اوغلی درابتدای مطلب خود ضمن تعریف اززبان مادری متاسفانه درآخر بیان نموده اند که درمقابل زبان انگلیسی نیازی به ترکی وفارسی نداریم. این یک نوع خود باختگی فرهنگی وبی هویتی ملی است. این دوست عزیز احتمالا چند کلمه ای انگلیسی یادگرفته وخودرابی نیازبه زبانهای دیگریافته واین دینگه دینگه هایادش رفته. درمورد کتاب اوستاوزرتشت که دراصل آذربایجانی است. منابع بسیاردقیقی وجودداردکه نشان می دهد زبان بکاررفته درنوشتن اوستا ، بخصوص گاتها ، باآن همه تحریفات دوران ساسانی ، کلمات مشترک زیادی بازبان ترکی دارد وخود کلمه گات (قات) یعنی بخش وقسمت ترکی است. کلمه آذرنیزیک کلمه ترکی به معنای دلاور وجنگجوی قوم آذ می باشد. متاسفانه دیکتاتوری وتحریفات دوران رژیم پهلوی بدآموزی عجیبی رادرمیان مردم مظلوم ما موجب گردیده که بامید خدا باتلاش وطن پرستان وهویت طلبان واقعی ومردم بافرهنگ وقهرمان آذربایجان هرچه زودتراین نقیصه جبران شود. دوستی نیز به اسم سوین نجاتی درمطلب" زبان آذری " باپیشداوری های کودکانه که ناشی ازبی اطلاعی وجوانی اوست یک تنه همه چیزرادرهم پیچیده ومن پیشنهاد می کنم نوشته خودرا نه به صورت شعارو نفی دیگران ، بلکه بصورت نقد واحترام به حقوق وموجودیت دیگران بیان فرمایند. درخاتمه بهتراست اطلاعات خودراازسطح شعاربه سطح مطالعه عمیق ارتقاء دهیم.  
 
 
از مباحث فرهنگ و سياست و جامعه 
پاسخ به اين سخن اصلی است 
عنوان پاسخ به: تحریف تاریخ 
نويسنده م ج 
زمان 5/28/2005 11:52:45 PM 
متن درجواب به بردیای عزیز البته مبحث رابطه زبان انگلیسی بافرانسوی و دیگرزبانهای اروپایی یک موضوع دیگری است که ازعهده بحث ماخارج است ، خودمان مشکلات وگرفتاریها وبی عدالتی ها وبی انصافی های زیادی درچهار چوب ایران داریم که فرصت زیادی جهت پرداخت به آن مباحث نمی دهد، امایک نکته دراین خصوص لازم به ذکر است وآن اینست که : بله زبان انگلیسی فعلی بطورعمده خود ازدوبخش فرانسوی وآلمانی تشکیل شده واساس ستون فقرات کلمات تشکیل دهنده آنهارازبان لاتین تشکیل می دهد. واما کاملا درست می فرمائید، برای هرزبانی باید به سراغ استخوان بندی آن زبان برویم ؛ اساس استخوان بندی زبان فارسی رازبان بسیار غنی ومحکم وپایدار عربی تشکیل می دهد وبنده این حرف رابرمبنای اظهارت آقای دکتر حسن حبیبی رئیس فرهنگستان وزبان وادب فارسی بیان کرده ام که " هم اکنون حدود 60 درصد کلمات فارسی راواژه های عربی تشکیل می دهند. اگراز40 درصد بقیه کلمات دخیل تورکی وخارجی راکم کنیم چیز زیادی ازآن باقی نمی ماند واین یک واقعیت تلخ است . به همان خاطر است که سازمان یونسکو زبان فارسی رابعنوان سی وسومین لهجه زبان عربی به رسمیت شناخته وپرونده مستقلی برای آن بازننموده است . همینطورازلحاظ قواعد وامثال آن مثل موصوف وصفت ومضاف ومضاف الیه اززبان عربی اقتباس نموده است. ونیز زبان فارسی همچون عربی دارای فقط 6 حروف صدادار است. درحالیکه زبان آلمانی دارای 8 حروف صدادار وزبان تورکی آذربایجانی دارای 9 حروف صدادار می باشد وباید اضافه نمائیم که هرچند زبان فارسی از لحاظ ریشه ای جزو گروه زبانهای تحلیلی به شمار می رود اماازآنجایی که بیش ازنصف کلمات تشکیل دهنده آن غیرفارسی وعربی است( که جزوگروه زبانهای قالبی است) زبانشناسان دچاراختلاف شده اندکه فارسی راآیا جزو گروه های تحلیلی بشمارآورند ویاقالبی ؟ ( برای کسب اطلاعات بیشتردراین خصوص به مقاله زبان تورکی ورابطه آن بازبانشناسی علمی درهمین سایت مراجعه فرمایید.) درخصوص شعرنیز شعرای سراینده فارسی نیز مجبوربه استفاده کامل ازعروض وقافیه عربی نموده اند وقالب های استفاده شده دراشعارفارسی یعنی قصیده ورباعی وغزل وغیره همه اززبان توانمند عربی اقتباس شده است. صرفا دوبیتی ها ازجمله دوبیتی سروده شده توسط بابا طاهر عریان ازعربی اقتباس نشده وآنهم تحت تاثیر دوبیتی ها تورکی ولری بوده وربطی به فارسی ندارد ، زیرا که بابا طاهر خود لر بوده ودرهمدان که بطورعمده تورک ولر بوده اند ظهور نموده است. دوست عزیز، ما ، درزبان فارسی به خط عربی می نویسیم ، درادبیات آن بطورعمده اززبان عربی استفاده می کنیم وبادین اعراب زندگی می کنیم وبه رسم اعراب ازدواج می کنیم وطلاق می دهیم وتابع رجال الدین برسم اعراب هستیم وازساداتی که ازریشه اعراب اند متابعت می کنیم ولی به آن رنگ ولعاب واسم فارسی ایرانی می گذاریم وبه همان اعراب بدو وبی راه وحتی فحش می دهیم ومدعی هستیم که ازهمه کاملتر وبهتریم ودردنیالنگه نداریم .درحالیکه نه ته پیازیم ونه سر پیاز. شعار" ایران برای همه ایرانیها" را سرمی دهیم درحالیکه کوچکترین حقی برای سایر اقوام ساکن درایران بجز قوم منتخب مرکز که همان فارسها هستند، قائل نیستیم . میلیاردها تومان برای رواج زبان پارسی درداخل وخارج ، ازبیت المال عموم مردم ایران خرج می کنیم ودرعوض میلیاردهاتومان برای نابودی زبانهای سایر اقوام وملل ایران زمین خرج می کنیم که همه باهم برادر وبرابریم.( دراین خصوص هم به مقاله " زبان وتحصیلات اقوام درایران " درهمین سایت مراجعه فرمائید.) مثالی هم که دررابطه بااین مبحث درخصوص ساختمان ومصالح آن زده اید فکرنمی کنم مثال مناسب ومربوطی درعلاقه با بحث پیچده زبانشناسی باشد. وهمینطور زبان مظلوم بلوچی نیز دررابطه بازبان پهلوی نیست وجزوزبانهای دراویدی بحساب می آید. واینکه گفته شد فارسی گویشی ازعربی است ، حرف زبان شناسان مهم ومعتبر بین المللی است وآن رایونسکو تایید نموده ونه تنها ناآگاهانه ونادرست نیست بلکه حنمی ومسلم وقطعی است وآنهایی که صرفا نوک بینی خود رامی بینند قادربه درک مسائل مهم بین المللی وجهانی نخواهند شد وبهتر است باتصورات واوهام وخیالات دون کیشوتی خود بسر برند. دوست من ، کجا درخود عربی هم واژه های بسیاری وجود دارد که اززبان فارسی وارد شده است؟ باورکنید اگر50 کلمه ازفارسی درعربی استفاده می شد وخط مورد استفاده آنها خط ابداعی توسط فارسهابودحتما تا کنون قباله زبان عربی رابه عنوان ملک طلق فارسی ثبت نموده بودند. درخاتمه شماهم شادباسید واین آگاهی هم که آخرجواب خود آورده اید نسبی است وهم چیزراهمگان دانند. پیش به سوی ایرانی آباد وآزاد وفارغ ازتحریفات حقایق  
 
 
از مباحث فرهنگ و سياست و جامعه 
پاسخ به اين سخن اصلی است 
عنوان زبان تورکی ورابطه آن با زبانشناسی علمی  
نويسنده م- ج  
زمان 5/27/2005 9:08:04 AM 
متن زبان تورکی ورابطه آن بازبانشناسی علمی علم زبانشناسی یکی ازعلمهای پیچیده ودرعین حال شیرین بحساب می آید، بااین وجود درایران به این رشته ازعلوم مثل بعضی ازعلوم دیگربه هزارویک دلیل اهمیت چندانی داده نمی شود. یکی ازاین دلایل اینست که شناخت واطلاعات درخصوص علم زبان شناسی حداقل آگاهی مارانسبت به زبانهای موجود درایران بالامی برد وآموزه های وارونه وسابق مانسبت به تنها زبان مورد حمایت مرکز کم رنگ تر می شودو... درجهان امروزی بیش ازچهارهزار زبان زنده وجود دارد. ولی باوجود تنوع زیاد آن، زبانشناسان تمامی آنهارابه چهارگروه متفاوت ازهم تقسیم کرده اند: 1- گروه زبانهای قالبی- این گروه اززبانها دارای قواعد وقوانین مخصوص بخود بوده وازاستحکام وقدرت ویژه ای برخوردارند وکلمات درقالبهای مختلف مورد صرف وتصرف قرارمی گیرند که ازمعروفترین وآشناترین آنها زبان عربی است. برای مثال کلمه فعل که درقالبهای مختلف مثل استفعال – افعال - تفعل ودهها قالب دیگر به کاررفته ومورد استفاده قرارمی گیرد.زبان عربی ازقدرتمند ترین ومحکم ترین زبانهای دنیاست. 2- گروه زبانهای تحلیلی – علت نامیدن این گروه اززبانها بعنوان تحلیلی ، آنست که بی قاعدگی های فراوانی درآنها وجود دارد وریشه اصلی کلمه هنگام صرف ودخل وتصرف ، تغییر پیدا کرده ودچارتحلیل وتبدیل زیادی می شود. زبان فارسی جزو این گروه می باشد. برای مثال کلمه دیدن که هنگام صرف وتبدیل به زمانهای مختلف دچار تغییرات فاحش می شود. مثل بین ، می بینم ، خواهم دید وغیره که برای اشخاص غیر آشنا به این زبان ، یادگیری آنها بطور سماعی است واز قوانین یکسان تبعیت نمی کند. 3- گروه زبانهای هجایی که ساختمان کلمات وجملات آن بصورت هجا وبخش تشکیل می شود. برای مثال برای ساختن ویابیان جملات وعبارات مورد نظرمجموعه ای ازهجاها وبخشها راکنار هم قرار داده ومفهوم خودرابیان می نماییم. زبان چینی رادراین مورد می توان مثال زد. 4- گروه زبانهای التصاقی یا پسوندی که ازقواعدوقوانین مخصوصی تبعیت می کند وبی قاعدگی درآن وجود ندارد. زبان تورکی جزو این گروه به حساب می آید. فرق زبانهای قالبی وپسوندی دراین است که زبانهای گروه اول دارای پیشوند ومیانوند وپسوند بوده وریشه اصلی کلمه درداخل حروف مورد نظرمستتر می شود وصرفا می توان بایادگیری قالبهای مختلف اطلاع از ریشه وکم وکیف کلمه پیدا کرد، درحالیکه درزبان تورکی ریشه اصلی کلمه دراول قرار گرفته پسوندهای قراردادی متفاوت به دنبال آن آورده می شود. مثل کلمه : گل به معنای بیا که درترکیب باپسوندهای مختلف معانی دیگری ازآن مستفاد میشود . مانند: گلمک (آمدن) گلیر(می آید) گلدی (آمد) گله جک (خواهد آمد) گلسه ( اگر بیاید) وغیره که تغییری درریشه اصلی کلمه بوجود نمی آید. درگروه زبانهای پسوندی مثل تورکی (ازجمله تورک آذربایجانی) نه تنها بی قاعدگی وجود ندارد، بلکه ریشه کلمه نیزبدون تغییراست وهمین مسئله باعث می شود که مابه راحتی وبه آسانی ریشه راشناخته ومعنای آنرا بفهمیم . این ازمهمترین مشخصات ومختصات گروه زبانهای التصاقی ویاپسوندی است. متاسفانه بعلت عدم تحصیل به زبان تورکی آذربایجانی درایران شناخت واطلاعات مانسبت به زبان مادری خود بسیارمحدود بوده وافراد زیادی هستند که حتی الفبای زبان مادری خودرانیز نمی دانند. ازویژگی های دیگر زبان تورکی آذربایجانی که دانستن آنها بی فایده نخواهد بود. فروانی حروف صدا دارآن نسبت به زبانهای دیگر می باشد. زبان تورکی آذربایجانی دارای 9 حروف صدادار است . درحالیکه زبانهای عربی وفارسی هرکدام دارای 6 حروف صدادار هستند. وجود 9 حروف صدادار یکی ازغنی ترین وباارزش ترین مشخصات ومختصات زبان تورک آذربایجانی است . چراکه با9 حروف صدادارکلمات بیشتری می شود شکل داد تااینکه با6 حروف صدادار. درخاتمه خوانندگان محترم وعلاقه مند راجهت کسب اطلاعات ومعلومات بیشتر به مطالعه کتابهایی که درخصوص قواعد زبان تورکی منتشر شده فرا می خوانیم .  
 
 
از مباحث فرهنگ و سياست و جامعه 
پاسخ به اين سخن اصلی است 
عنوان زبان وتحصیلات اقوام درایران  
نويسنده م - ج  
زمان 5/27/2005 12:07:15 AM 
متن زبان وتحصیلات اقوام درایران هرملتی که دارای زبان مستقلی است حتمابایستی ادبیات مستقلی هم داشته باشد. حالافکرش رابکنیدکه ملتی اجازه استفاده اززبان خودش رادرمدارس نداشته باشد. مفهوم این چه می تواندباشد؟ متاسفانه هم اکنون ملت آذربایجان درایران ازحق تحصیل به زبان مادری خود درمدارس محروم است واین یعنی سیرقهقرایی زبان وادبیات آنها. هرچند مردمان ساکن درآنطرف رود ارس چه درزمان شوروی سابق وچه درحال حاضر ازتحصیل به زبان مادری خود درمدارس آزاد بوده اند وهستند، ولی متاسفانه مردم ما دراینطرف رود ارس هم دردوران پهلوی وهم درحال حاضر ازاین حق خدایی خود محروم نگه داشته شده اند. هم اکنون دراکثریت کشورهای دنیاتمام اقوام ازحقوق اولیه خود یعنی تحصیل به زبان مادری برخوردارند، تنها درکشورهای معدودی آن هم درکشورهای جهان سوم ازجمله ایران ، اقوام غیرحاکم ازحقوق الهی یعنی زبان مادری وتحصیل بدان محروم مانده اند. هرچند زبان ترکی جزو سه زبان اصلی جهان اسلام بوده وپس از عربی مهمترین زبان دنیای امروزی اسلام است وازنظریونیسکو درسطح دنیا نیز به عنوان سومین زبان مهم به رسمیت شناخته شده وهم اکنون زبان رسمی اتحادیه اروپا به شمارمی رود، ولی باکمال تاسف مورد کم لطفی مسئولین سیستم آموزشی وتحصیلاتی کشورمان قرارگرفته است. خداوندمتعال تمامی افراد بشررابنابه قول نص صریح قرآن مجید درشعب وقبایل مختلفی خلق نموده وبرای هرکدام زبان بخصوصی قرارداده وهیچ کدام ازآنهارابردیگری برترننموده است. حال آنکه درمملکت ماقومی رابراقوام دیگرترجیح داده اند ودرصددوخواهان نابودی زبان وفرهنگ وادبیات اقوام باصطلاح محکوم اند. واین درحالی است که دربسیاری از کشورهای جهان بخصوص غربی که دارای اقوام متفاوتی هستند حقوق قومی وفرهنگیشان محفوظ ا ست وقومی رابرقوم دیگر برترننموده اند. نمونه بارزآن کشورسوئیس است که سه قوم آلمانی وفرانسوی وایتالیایی درکمال آسایش وآرامش ورفاه درکنار هم زندگی می کنند وحتی جنگ های جهانی اول ودوم نیز که تمامی دنیاباهم گلاویز شده بودند، نتوانست اتحاد ویک پارچگی آنهارابرهم زند. درکشورما که دارای اقوام مختلفی است وقرآن مبین وقانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حقوق آنهارابه رسمیت شناخته چرانباید اولین اصل حقوق انسانی درخصوص تحصیل به زبان مادری مراعات نشود؟ برمبنای کدام اصول انسانی ودینی وبراساس کدام معیاری ، قومی ازاقوام ایران زمین باید نسبت به دیگران ترجیح داده شود؟ مدعیان وحدت زبانی بدانند که اگرزبان اساس وحدت است پس چراکشورهای عربی درحال حاضر دارای یک کشورواحدی نیستند وبه حدود 22 کشور جداگانه ای تقسیم شده اند؟ واگرزبان اساس وحدت بود پس چرا کشورهای سوئیس وبلژیک باوجود تنوع زبانی دارای کشورواحدی هستند؟ پس اساس وحدت دولتها را نه فقط زبان ، بلکه منافع مشترک ، تاریخ مشترک ، اعتقادات مشترک وتفاهم واقعی برمبنای احترام به حقوق حقه متقابل ودموکراسی واقعی تشکیل می دهد. همانطوریکه همه می دانیم تمامی اقوام ایران ، همیشه تاریخ درکمال افتخار درکنارهم زندگی کرده واز کیان ملت واستقلال پرشکوه آن دفاع نموده اند وتورک وکرد وفارس یک ودل ویک زبان فریاد برآورده اند که: چوایران نباشد تن من مباد! این سیاست استعماری حاکم برافکارپلید وشونیستی خاندان پهلوی بود که ازبدوبه قدرت رسیدن درایران، نغمه برتریت طلبی ، تمامیت خواهی، باستانگرایی کذایی قومی خاص، نژادپرستی من درآوردی آریایی برگرفته از استعمارغرب، عرب ستیزی (باخط عربی می نویسند ، به زبان عربی می خوانند وعبادت می کنند ولی به همان عربهاهم فحش می دهند!) ترک ستیزی واسلام ستیزی را برایمان به ارمغان آوردند، والا هیچوقت درطول تاریخ ایران ارجحیت قوم ویازبان قومی خاص مطرح نبوده وهمه براساس ومحوریت دین مبین اسلام متشکل شده وازمنافع مشترک ایران زمین پاسداری نموده اند وشاهد بلامنازع آن ، خون شهیدان انقلاب اسلامی وشهدای جنگ تحمیلی است. وقتی که گلوله های سربی سرخ برسینه های سبز جوانان جان برکف فرو می رفت ، پرسیده نمی شد که از کدام قوم وتباری . بیایید برای ساختن ایرانی آباد ومرفه ، به حقوق یکدیگر احترام بگذاریم وبه آنهایی که می خواهندازآب گل آلود ماهی بگیرند اجازه سوء استفاده وبهره برداری مغرضانه ندهیم وبرای اثبات برادری خود با یکدیگر درمقابل فرامین قرآن مجید واصول قانون اساسی سرفرود بیاوریم وبرای اجرای آنها اقدامات عملی و فعال انجام دهیم. این مقاله بطور خلاصه درفروغ آذربایجان نیز چاپ شده است . 22/2/83  
 
 
از مباحث فرهنگ و سياست و جامعه 
پاسخ به اين سخن اصلی است 
عنوان تحریف تاریخ 
نويسنده م.ج. 
زمان 4/27/2005 11:07:49 PM 
متن تحریف تاریخ چند روزپیش دریکی ازمهمانسراهای شمال کشور شماره ای از روزنامه ایران (مورخه 20 آبان ماه 1383) رادرجلوپنجره یافتم . دومورد ازمقاله های روزنامه نظرم راجلب کرد؛ یکی درخصوص ایرج افشار وتعریف وتمجید ازوی (ازخادمان فرهنگی رژیم پهلوی که تداوم بخش راه پدرش محمودافشاریزدی ازعناصرشدیدا ضدترک وضدعرب وازمداحان دیکتاتوری پهلوی وشوونیسم لجام گسیخته مرکز) ودومی باعنوان " زبان فارسی همگرایی تاریخی یاجدایی طلبی قومی" بود. تلاش زورکی برای کسب اعتباربرای خادمان فرهنگی رژیم پهلوی ودیکتاتوری آن چیزی است که اخیرا دربرخی روزنامه ها جسته وگریخته هرازگاهی به چشم می خورد. مردم قهرمان ما هرچند در22 بهمن 1357 خود رژیم پهلوی رابه زباله دان تاریخ ریختند، ولی افکارمسموم شده 57 ساله آنهابارنگها وعناوین مختلف همچنان سخت جانی خودراباعنایت برخی ازمطبوعات ورسانه ها ومسئولین نشان می دهد. نویسنده مقاله فوق الذکرآقای مهردادمیرسنجری به راحتی آب خوردن تمامی اقوام ایران زمین وزبانهای آنهاراتحت هجمه بی دریغ خودقرارداده وبه غیراززبان فارسی به هیچکدام حق ماندگاری رانداده وصحبت وحمایت واززبانهای اقوام راموجب جدایی طلبی انگاشته است . ایشان که هویت ملی ایران رازبان فارسی معرفی می کنند، بهتراست بدانند که : اولا تاهشتادسال پیش کمترازیک درصد ایران خواندن ونوشتن به زبان فارسی رابلد بوده اندواکثریت مطلق مردم ایران قادربه صحبت کردن به زبان فارسی نبوده اند. پس آیادرآن دوران وپیش ازآن مردم ایران دارای هویت نبوده اند؟ ثانیا مسئله ملت وهویت ملی موضوعی است که دردوقرن اخیردراروپا نضج پیداکرده وبرای اولین باردرایران ازفرمان مشروطیت به این طرف مفهوم ملت وکلمه ملی استعمال وکاربرد نوین خودراپیدانموده است. ثالثا هویت واقعی مردم ماراطی قرنهای متمادی هویت اسلامی ما تشکیل می داده ومی دهد وتمامی اقوام بازبانهای خاص خود حامی ومدافع این یک پارچگی عمومی بوده اندوهستند وهیچوقت قومی ازاقوام این مرزوبوم برتریت ورجحان شوونیستی ونژادپرستانه ای نسبت به دیگران نداشته اند واین رژیم منفور پهلوی بود که با حمایت انگلیس وبا علم نمودن فرهنگ شاهنشاهی پهلوی وشوونیسم قوم منتخب برتمامی اصول اسلامی وانسانی ودموکراتیک پشت پا زد ونفاق ودودستگی ایجاد نمود وحقوق اولیه والهی اقوام غیرفارس رانادیده گرفت وزبان وادبیات وتحصیل آنهاراممنوع ساخته موردتهاجم خودقرارداد. همانطوریکه آقای میرسنجری دیدگاه میلان کوندرا رادرمقاله خودشان نقل نموده اند رژیم پهلوی دقیقا براین هدف بود که :( نخستین گام برای ازمیان برداشتن یک ملت ، پاک کردن حافظه آن است . باید کتابهایش را، فرهنگش را، تاریخش را ازمیان برد بعد بایدکسی راواداشت که کتاب های تازه ای بنویسد ، فرهنگ تازه ای راجعل کندوبسازد ، تاریخ تازه ای رااختراع کند، کوتاه زمانی بعد ملت آنچه بوده رافراموش می کند، دنیای اطراف نیز همه چیز راحتی باسرعت بیشتری فراموش می کند.) بله رژیم پهلوی واعوان وانصارش باحمایت مجامع غربی خصوصاانگلیس همین سیاست رادرقبال مردم مظلوم آذربایجان درپیش گرفته بود. آقای میرسنجری همچون ترک ستیزان وعرب ستیزان سابق وشوونیستهای خجول فعلی معتقداند که (اعراب برای ازمیان بردن زبان وخط وفرهنگ ایرانی کوشش بسیار کردند وبسیاری کتابها وکنابخانه های ایرانی رابه نابودی کشاندند. این گونه بودکه با صدمه اساسی به زبان فارسی وفرهنگ ایرانی ، ایرانیان راتادوسده ، حتی ازسخن گفتن به فارسی بازداشته بودند. ) این خنده داراست ، زیرا که اگرملتی به مدت دوقرن به زبان مادری خود سخن نگوید ، دیگر محال صددرصداست که اثری اززبان آن ملت برسرزبانها باقی بماند، زیرا که چندین نسل به آن زبان صحبت نکرده اند درجای دیگری نیز آقای میرسنجری که خوشبختانه اسمشان نیزبرگرفته ازاسم ترکی سلطان سنجر پادشاه سلجوقی است بیان می نمایندکه ( پس از حکمرانی مرداویز به عنوان اولین حکومت ایرانی پس ازاعراب درنخستین گام زبان فارسی به عنوان زبان ملی درسراسر ایران رسمیت یافت.) نقل این جمله به خوبی نشان می دهد که آقای میرسنجری کوچکترین اطلاعی ازتاریخ وادبیات وزبانهای رایج درایران ومفهوم معاصرکلمات ملی وملت ندارد. سپس اضافه می نمایند که (البته درمقاطعی ازتاریخ همچون حمله مغول ، مناطقی ازکشور بزرگ ایران بخشی ازهویت ایرانی خودیعنی زبان راازدست دادند. ازجمله زبان مردم منطقه آذربایجان که که تا پیش ازحکمرانی هلاکوخان مغول درآذربایجان به مرکزیت مراغه به پارسی سخن می گفتند به دلیل مراودات اداری ، اجتماعی ، دادوستد وتجارت به تدریج به زبان ترکی با لهجه آذری تغییریافت!) اولا چرا مغولها زبان مردم آذربایجان راازپارسی به مغولی تبدیل ننمودند وآنرا به زبانی دیگر یعنی به ترکی تغییردادند؟ ثانیامگرشما نمی دانید که قبل ازحمله مغولها به ایران سه سلسله بزرگ ترک یعنی غزنویان ، سلجوقیان وخوارمشاهیان به ترتیب چند قرن برایران حکومت می کردند؟ واگر مغولها می بایستی زبانی را ازبین برده وبه جای آن ، زبان دیگری رارواج می دادند آن حتما بایستی زبان ترکی به مغولی می شد درحالیکه شما درسرتاسر ایران کوچکترین منطقه ای رانیز پیدا نمی کنید که به زبان مغولی صرف صحبت کنند، زیرا بقای قومی مهاجم ولی دراقلیت دربین قومی بزرگ واکثریت تقریبا مشکل است . حالا شما بهتر است اندکی ازاظهارات آقای دکترحسن حبیبی رئیس فرهنگستان و زبان وادب فارسی رابه نقل ازنشریه حیدربابا 18 اسفند 1383 شماره 59 مطالعه بفرمایید: (فقدان اصول وضوابط مشخص موجب شده تا کارواژه گزینی زبان فارسی بامشکل روبروشود. وی گفت : کندی تغییر واژگان زبان فارسی نگران کننده است . وی افزود: هم اکنون حدود60 درصد کلمات فارسی راواژه های عربی تشکیل می دهند وبحث درخصوص چگونگی حذف وجایگزینی این گونه کلمات ازدایره لغات زبان فارسی به جایی نرسیده است.) باتوجه به اظهارات آقای دکترحبیبی 60 درصد کلمات فارسی عربی است بی جهت نیست که سازمان یونسکوزبان فارسی راسی وسومین لهجه زبان عربی شناخته است ، زیراکه 60 درصدآن عربی است . 40 درصدبقیه آیا فقط فارسی است ؟ به نظر هرفرددیگری جواب منفی است وحدود نصف بقیه نیزغیرفارسی واکثرا ترکی است . چونکه اگرشمادریک اطاق برسرسفره نشسته وبه جلوواطراف خود نگاه کنیدخواهید دید اکثراشیایی که می بینیدترکی ویاحتی خارجی است مانند: قاشق ، بشقاب، قالی ، اطاق ، طاقچه ، چراغ ، قاب عکس ، تابلو ، رادیو، تلویزیون، ویدیو، تلفن، کمد، مبل ، کابینت ، لامپ ودهها نمونه دیگر . ومن فکرمی کنم که بهتربود آقای دکتر حبیبی درصد پارسی زبان فارسی رانیز مشخص می فرمودند. پس بهتراست متین باشیم وبااحترام گذاشتن به یکدیگروبه رسمیت شناختن حقوق همدیگر، اتحادویک پارچگی خودراحفظ نموده وبا سربلندی وافتخارواحترام متقابل ودرکناریکدیگر وباکمال آرامش ونوع دوستی وبرادری وبرابری وعطوفت اسلامی وانسانی به زندگی توام با عزت وشرف ادامه دهیم تادرپیشگاه خداوند بی همتا بنده ای مؤمن وحق شناس وشاکر نسبت به آنچه برما ارزانی داشته باشیم . درنهایت نوشته خودراباذکر نظرآقای بلوشه به نقل ازفصلنامه وارلیق شماره 26 به اتمام می رسانیم وامیدواریم که همه قوم خودشیفته شما چنین نباشند: (درمنابع فارسی وعربی آگاهی چندانی اززبانهای ترکی وسرزمین های ترک نشین موجود نیست. به ویژه درفارسی نویسان خوی "خودنگری" شدیدی وجود دارد هرچه می نویسند فقط ازخودشان می نویسندوبه غیرفارسی "انیرانی" می گویندواغلب به بدگویی ازآنان ویاخیال پردازی های خرافی دست می زنند. درکتب جغرافی فارسی آگاهی های بایسته ازکشورهای غیرفارسی وجودندارد. فارسی ها وقتی هم که درمباحثه جغرافیا به خارج ازمرزهای خود می پردازند اسیر قصه پردازی وافسانه سازی می شوند. ) 15/1/84  
 
 
      
سرصفحه

Administration | Links | Discussions | Join Us | Home

Copyright (C) 2003 All Rights Reserved
Contact Us : Info@Ardabil.info